تلخ یا شیرین

مثل اولین نگاهی که نمی دانی کی لبریز از "او" خواهد شد

مثل اولین سلامی که معلوم نیست با چه رویی جواب خواهی داد

.

تلخ یا شیرین، فرقی نمی کند

"اولین"ها همیشه خاطره می شوند

مثل همین غزل

که خیلی سال پیش خاطره شد

.

.

گاهی خیال می کنم از من بریده ای

غیر از مرا برای دلت برگزیده ای

 

از خود سوال می کنم "آیا چه کرده ام"

در فکر می روم که تو از من چه دیده ای

 

فرصت نمی دهی که کمی درد دل کنم

لابد برای اینکه مکرر شنیده ای

 

از من عبور می کنی و دم نمی زنی

تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای!!

 

این غصه های تلخ، رهایم نمی کنند
شعری مگر سرایم و گویم قصیده ای

.

.

دیگر بس است؛ گریه امانم نمی دهد

احساس می کنم به دل من رسیده ای!

 

یک روز می رسد که در آغوش گیرمت

هرگز بعید نیست؛ خدا را چه دیده ای؟!

/ 0 نظر / 9 بازدید