هدف از زندگی

هدف از زندگی: از لحظه تولد هر کدام از ما بدنبال یک هدف واحد هستیم پیشرفت به سوی کمال و سعادت و نیکی واگر در لحظه تولد هدفی غیر از این داشته باشیم اصلا به ما اجازه ورود به زندگی فیزیکی را نمی دهند. وغیر از این هم نمی تواند باشد.اما به مرور وقتی ما بزرگ می شویم و رشد می کنیم بعد فیزیکی اکثرا ما را درگیر خود کرده و هدف اصلی را فراموش می کنیم که اصلا برای چه به دنیا آمده ایم.اکثرا دلیل این سوال را ندانسته و مشغول یک سیکل از زندگی بصورت تماما فیزیکی می شویم بزرگ می شویم،ازدواج می کنیم،بچه دار می شویم وپیر و از پا افتاده می شویم و می میریم.آیا این سیکل به نظر شما سیکل کامل و بی نقصی است برای پی بردن به جواب این سوال همیشه به فطرت خود رجوع کنید چون فطرت انسان همیشه پاک و آگاه بوده و هست و همیشه فرق بین خوب وبد را تشخیص می دهد. مطمئنا با رجوع به فطرت خود به این نتیجه می رسید که این سیکل بسیار بسیار ناقص است چون انسان آفریده خداوند بزرگ اشرف مخلوقات با این همه راز و اسرار وقابلیت در بدن و ذهنش آیا فقط ماموریت دارد که یک زندگی عادی وفیزیکی را سپری بکند،مطمئنا این گونه نیست پس انسان از پا گذاشتن به کالبد فیزیکی هدف بسیار والاتر و بزرگتری دارد،حالا این سوال برای همگان بوجود می آیدکه پس هدف از این زندگی فیزیکی چیست؟ راز آفرینش طبقات در گذشته های بسیار دورقبل از اینکه طبقات بوجود بیایند؛تمامی روحها در یک جا ومکان با هم زندگی می کردند و اختلافات بسیار زیادی بین آنها از نظر علم و آگاهی وجود داشت یعنی بزرگترین علما و دانایان با ضعیف ترین روحها در یک جا ومکان زندگی می کردند؛واین تضاد به هیچ وجه از بین نمی رفت و همیشه وجود داشت چون دانشمندان هر روز برمعلومات خود می افزودندو روحهای ضعیف به نسبت پیشرفت آنها پیشرفت بسیار کند و ضعیفی را دنبال می کردند. وبعضی وقتها مشکلاتی هم بین آنها بوجود می آمد چون روحهای ضعیف ترراه وروش درست زندگی رانمی دانستند و از این جهت مشکلاتی را برای علما و دانشمندان و روحهای قویتر بوجود می آوردند.برای از بین بردن این تضاد و در واقع کمک به روحهای جوان و ضعیف طبقات بوجود آمد.یعنی خداوند طبقات را خلق کرد تا کمکی باشد برای روحهای ضعیفتر و جوان تا بتوانند با رودررویی با مشکلات وتلاش و کوشش بیشتر بتوانند سریعتر از طبقه اصلی پیشرفت کنند.ولی چون خداوند عادل مطلق است برای اینکه تضادی بین سرعت پیشرفت در زندگی در طبقات پایین با زندگی در طبقه اصلی وجود نداشته باشد و عدالت به طور تمام و کمال اجرا گردد نیروهای منفی را آفرید و آنان را به طبقات پایین فرستاد. تا روحهای جوان آزاد و رها نباشند تا راحت پیشرفت بکنند و با مقابله با نیروهای منفی بتوانند راه کمال را بیابند.این چیزی است که در طبقه اصلی وجود ندارد، مبارزه بانیروی منفی.وبدینگونه خداوند عدالت مطلق را بین روحها بوجود آورد.یعنی انجام عملی مثبت در جایی که نیروی منفی وجود دارد بسیار ارزشمندتر از جایی است که نیروی منفی وجود ندارد.

/ 0 نظر / 19 بازدید