قصه باران .......

 

و قصه باران خواندنیست

 

 

آنگه که نرم و آرام

 

آنگه که تند و سیل آسا

بی نهایت زیبا

 

 

با غرش تندر و برق صاعقه

هم آواز می شود

و یا خورشید که گاه رخ می نمایدوگاه پنهان می شود

پشت ابرها. به قصه باران گوش بده

آنگاه که از در گاه پنجره تو را به

جشن روشناییها وپاکی ها می خواند

آنگاه که جویبار زلال اشک هایش در سنگ فرش خیابان جاریست

عابرانی را نگاه کن که نمی خواهند خیس شوند؛بدون چتر

مبادا پاکی قطره های باران به خیسی نجابتشان بیالاید

پنجره را بگشای درخت سر سبز باغچه زیر قطره های باران

پاک تراز همیشه ایستاده است.

.....ومن قصه باران را خوانده ام

 

 

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید