..
منوي اصلي
لينکهاي سريع

موضوعات

عمومی(۱۱۸)

همسران(۱٠٩)

ترفند کامپیوتر(٩۳)

داستان(٩٢)

مذهبی(٧٩)

عشق(٥٤)

ورود آقایان ممنوع(۳٩)

برنامه موبایل(٢٩)

کتاب(٢۸)

پزشکی(۱۳)

انسان شناسی(۱۳)

آموزش(۱۱)

ماه رمضان(۱٠)

خود شناسی(٩)

رابطه با جنس مخالف(٩)

اس ام اس(۸)

عکسهای دیدنی(۸)

ماه مبارک رمضان(٧)

آموزش آشپزی(٦)

مادر(٦)

ترفند موبایل(٦)

بازی موبایل(٦)

عکس و اس ام اس(٦)

برنامه کامپیوتر(٥)

همسرداری(٥)

دعا و نیایش(٥)

روابط زناشویی(٤)

زندگی بزرگان(٤)

جنس مخالف(٤)

قران(٤)

طالع بینی(٤)

راز مردان(٤)

حقیقتی نامریی(٤)

انتظار ظهور(٤)

انسان سناسی(٤)

برسی موبایل(۳)

رازهای جوانی(۳)

آموزش وبلاگ نویسی(۳)

برترینهای راک(۳)

زنگ تفریح(۳)

نیمه شعبان(۳)

ایرانسل(۳)

خوراکیها(۳)

مسائل جنسی(٢)

کد جاوا(٢)

شب قدر(٢)

جنگ تحمیلی(٢)

زنانه(٢)

طنز(٢)

هک(٢)

زندگی نامه(٢)

تست هوش(٢)

اعتماد بنفس(٢)

مردانه(٢)

عید مبعث(٢)

شبهای قدر(٢)

اس ام اس ماه رمضان(٢)

اس ام اس نیمه شعبان(٢)

کدهای سیم کارت(٢)

wwwrefahiir(٢)

جدول زمان بندی فوتبال2010(٢)

دانستنیهای(٢)

زنان نیمه برهنه(٢)

شوهرداری(٢)

جام جهانی فوتبال 2010(٢)

جمعه وانتظار(٢)

خریدکارت شارژ(٢)

قران و پندها(٢)

احیا وشب زنده داری(٢)

راه کار زندگی(٢)

روابط جنسی سالم(٢)

جمعه دیدار(٢)

جدول زمان بندی بازیهای فوتبال2010(٢)

جدول کامل پخش زنده بازیهای فوتبال 2010آفریقای جنوب(۱)

محرم وعاشورا(۱)

محرم وحسین(۱)

ipad2(۱)

روزاول مدرسه(۱)

خداروشکر(۱)

نماز اخرین جمعه رمضان کریم(۱)

نمازی برای جبران نمازهای قضا(۱)

جبران نمازهای فوت شده(۱)

بی انتهایی لطف وکرم خداوند(۱)

داستان مدرسه(۱)

قصه باران(۱)

بارانیم(۱)

مدیرخوب(۱)

مدیریت خوب(۱)

ویژگی مدیریت(۱)

جیلبریک آی پد2(۱)

iphone ipad(۱)

مردان بهشتی(۱)

بهشت جاودان ما(۱)

شبهای تنهایی(۱)

شیفتگان سعادت(۱)

هدف از زندگی(۱)

خالق انسان(۱)

شبهای دعا(۱)

میدونماما(۱)

شاهدان عذاب قبر(۱)

شعر عید فطر(۱)

علی(ع)در جوانی(۱)

راه سعادت(۱)

wwwncrir(۱)

ثبت حساب خانوار(۱)

دریافت یارانه(۱)

حفاضت از مرزهای ایران اسلامی(۱)

سوابق جنگ ایران و عراق(۱)

شروع مدارس(۱)

سعادتمندی(۱)

فضیلتهای شب قدر(۱)

رمضان و شب قدر(۱)

آخرین جمعه(۱)

شارژایرانسل(۱)

پسر شرور(۱)

فوائد خواب(۱)

پوشش و عفاف(۱)

سامانه اعلام حساب خانوار(۱)

فارسی وانfarsi 1(۱)

اهداف فارسی وان(۱)

متن کارت عروسی(۱)

روزه در اسلام(۱)

فوائد روزه(۱)

روزه وادیان(۱)

رمضان وشیطان(۱)

شارژهمراه اول(۱)

فرزندخواندگی(۱)

مفهوم عید(۱)

دانستنیهای عید(۱)

بانک رفا(۱)

عید سال(۱)

روابط همسران(۱)

شماره خوشه(۱)

مرکز آمار(۱)

طرح یارانه(۱)

فقط اس ام اس(۱)

شماره حساب شبا(۱)

دریافت شبا(۱)

شبا چیست؟(۱)

کارایی شبا(۱)

شماره تلفن بانک بانکها(۱)

تماس با بانک(۱)

مجموعه تلفن بانک(۱)

دیکشنری قدرتمند فارسی به انگلیسی(۱)

دیکشنری قدرتمند(۱)

ثبت شماره حساب برای دریافت یارانه(۱)

irancel(۱)

طرح طلایی ایرانسل(۱)

دماغ بزرگ(۱)

http://wwwmciir/web/guest/home(۱)

مبعث رسول(ص)(۱)

http://persianblogir(۱)

ایمپلت(۱)

میلاد فاطمه زهرا(س)(۱)

دانلود نرم افزارفوتبال 2010(۱)

farsi 1(۱)

پرداخت یارانه(۱)

نرم افزار نوکیا ان97و5800(۱)

بازی نوکیاان97و5800(۱)

جدیدترین نرم افزارها و بازیهای نوکیا(۱)

نوکیا ان 97و5800(۱)

هارد به رم(۱)

امضاء نامه ها در جیمیل(۱)

ویندوز سخنگو(۱)

تبریک نیمه شعبان(۱)

عذاب قبر(۱)

farsi1(۱)

آغاز سال تحصیلی(۱)

کارت عروسی(۱)

استخاره فال(۱)

ارور مودم(۱)

آفرینش انسان(۱)

شکر خدا(۱)

اس ام اس بدون شماره(۱)

خاطرات مدرسه(۱)

جبر و اختیار(۱)

شارژرایگان ایرانسل(۱)

فرش ایرانی(۱)

همراه بانک(۱)

نرم افزار هک(۱)

بارون بارون(۱)

خلقت انسان(۱)

حمله با بلوتوث(۱)

حافظه رم چیست؟(۱)

باب مارلی(۱)

سلطان راک(۱)

حدیث روزه(۱)

لوازم آرایشی(۱)

دندان پزشکی(۱)

اعمال شب قدر(۱)

تلفن بانک(۱)

هفته دفاع مقدس(۱)

حقیقت شب قدر(۱)

تبریک عید فطر(۱)

عیدفطر(۱)

عید فطر مبارک(۱)

خریداینترنتی(۱)

کودک آزاری(۱)

تلخ و شیرین(۱)

تقویت حافظه(۱)

آزادی زنان(۱)

شیاطین(۱)

هک موبایل(۱)

روز مادر(۱)

افزایش سرعت سیستم(۱)

پرشین بلاگ(۱)

همراه اول(۱)

آموزش هک(۱)

خلیج فارس(۱)

روز زن(۱)

جوانان(۱)

آمار(۱)

وبلاگ(۱)

محرم(۱)

باران(۱)

بیوگرافی(۱)

ماه محرم(۱)

مدیریت(۱)

جنگ ایران و عراق(۱)

توبه(۱)

حقوق زنان(۱)

اس ام اس جدید(۱)

عقد موقت(۱)

شبهای مهتابی(۱)

امام حسن(ع)(۱)

طلاق(۱)

نجوم(۱)

حضرت علی (ع)(۱)

عمل بینی(۱)

بهشت(۱)

مدرسه(۱)

روانشناسی(۱)

ویندوز(۱)

حجاب(۱)

ستاره شناسی(۱)

پیام سال نو(۱)

تبریک سال نو(۱)

اختیار(۱)

برنامه کامپیوتر(۱)

تبریک عید(۱)

سال نو(۱)

گناه(۱)

افسردگی(۱)

زن در اسلام(۱)

خلیج همیشه فارس(۱)

کد مخفی(۱)

اوقات شرعی(۱)

apple(۱)

persian gulf(۱)

افزایش سرعت اینترنت(۱)

انتقال اعتبار ایرانسل(۱)

کد ایرانسل(۱)

طالع بینی شخصی(۱)

عاقبت بخیری(۱)

آرشيو ماهانه
بهمن ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸

لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
دختر ایرانی در قرن بیست و یک
گاهی به آسمان نگاه کن
زن ومرد دو عاشق اللهی
دختر پسرهای بهشتی
خاطرات کوچکی بزرگ
بهترینها برای بهترینها
الله سلطان یکتاست
هرچی تو بخوایی
دوست من سلام
بخوان و لذت ببر
نسرین هاشمی
قصه های بیرنگ
عاشق همه خوبا
بار امانت آسمان
پیشی ایرونی
رازهای هستی
لبخند ایرانی
آنچه هستم
محسن یگانه
بانوی شبگرد
دنیا دو روزه
شعروادبیات
تفریح سرا
بادبادک باز
طلوع باران
بهووووونه
جن گیران
دکترآینده
دنیای زیبا
درخت انار
عاشقانه
پسر تنها
اورانوس
نارنجی
شکرانه
شادی
سیما
صبا ن



لوگوی دوستان


تبليغات





همین سحر توبه کن ......

 

توبه

ماه رمضان است و صحبت از سحرخیزی و سحر و دعا و استغفار خوشا به حال آن کس که وقت نورانی سحرش به انبان کردن شکم و له له زدن برای خواب نگذرد. سحر فرصتی است تا ما از منجلاب های هوس ها و عطش ها بگذریم و در دریای عشق محبوب تنی به آب معنویت بزنیم سحر همان زمانی است که خداوند متعال منتظر من و تو است تا از قیل و قال های درون و ندامت ها و سرزنش های خود از آن چه کرده ایم به آغوش پر مهرش بخزیم و اظهار عجز و ندامت کنیم  این همان زمانی است که باری تعالی از کسانی که غنیمتش میشمارند و حقش را ادا میکنند تجلیل میکند و گرامیشان میدارد. بیاید تا در این سحرهای نورانی تر بکوشیم که از همانها باشیم که خدا میخواهد و دوست میدارد. همان ها که در هنگام سحر توبه می کنند « وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ »1 ؛  آنها پیوسته در سحرگاهان استغفار مى کنند.

آنها در آخر شب که چشم غافلان در خواب است ، و محیط از هر نظر آرام ، قال و غوغاى زندگى مادى فرونشسته ، و عواملى که فکر انسان را به خود مشغول دارد خاموش است برمیخیزند، و به درگاه خدا مى روند، در پیشگاه معبود به راز و نیاز مى پردازند، نماز مى خوانند، و مخصوصا از گناهان خود استغفار مى کنند.

بسیارى معتقدند که منظور از استغفار در اینجا همان "نماز شب" است ، از این جهت که قنوت نماز وتر مشتمل بر استغفار است .

"اسحار" جمع "سحر" (بر وزن بشر) در اصل به معنى "پوشیده و پنهان" بودن است ، و چون در ساعات آخر شب پوشیدگى خاصى بر همه چیز حاکم است سحر نامیده شده است.

واژه "سحر" (بر وزن شعر) نیز به چیزى گفته مى شود که چهره حقایق را مى پوشاند و یا اسرار آن از دیگران پوشیده است .

در روایتى در تفسیر درّ المنثور آمده است که پیغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله ) فرمود: ان آخر اللیل فى التهجد احب الى من اوله ، لان الله یقول و بالاسحار هم یستغفرون ؛ آخر شب براى تهجد (نماز شب) نزد من محبوبتر است از آغاز آن ، زیرا خداوند مى فرماید: پرهیزگاران در سحرگاهان استغفار مى کنند.

سحر فرصتی است تا ما از منجلاب های هوس ها و عطش ها بگذریم و در دریای عشق محبوب تنی به آب معنویت بزنیم سحر همان زمانی است که خداوند متعال منتظر من و تو است .

و در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : کانوا یستغفرون الله فى الوتر سبعین مرة فى السحر؛ نیکوکاران بهشتى در نماز وتر به هنگام سحر هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش ‍ مى کردند.

آنچه از اوصاف براى «متقین »  و «محسنین» در این آیات آمده اینست که توجه به خالق آن هم در ساعاتى که از هر نظر آمادگى براى راز و نیاز با او و حضور قلب فراهم است را از دست نمیدهند و همواره در کوشش مداومند، این زمانی است  که عوامل اشتغال فکر و انصراف ذهن به حداقل مى رسد.

سکوتی که باید هست و غافلان در خواب و مؤمن با معشوق در حال نجوا  او که میداند هر چه بکوشد در شکر و سپاس باز کم می آورد و به خاطر این ضعف توبه و استغفار میکند.

آیا سزاوار است که کفران کننده ای چون من و تو بی هیچ عذری سر بر بالین بگذاریم و فراموش کنیم آنچه کرده ایم آیا دگر بار سر از بالین بر خواهیم داشت یا سحر دیگری را خواهیم دید که استغفار کنیم  چه کسی میداند؟

عاشق اوست که با همه آبرو و عزّتش در نزد محبوب باز شیفته تر و حریص است برای نزدیکتر شدن پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) فرمود: الرکعتان فى جوف اللیل احب الى من الدنیا و ما فیها ؛ دو رکعت نماز در دل شب از دنیا و آنچه در آن است نزد من محبوبتر است!.

 




کلمات کلیدی :مذهبی، ماه مبارک رمضان

نوشته شده توسط صادق در ٤ شهریور ۱۳٩٠

نظرات ()

جبر و اختیار

برای بسیاری از شما این سوال حتما پیش آمده که از خود بپرسید آیا ما سرنوشت واحدی داریم که دست خودمان است یا اینکه سرنوشت از قبل برای ما رقم زده شده و ما فقط بازیگر این سریال هستیم برای درک مطلب مثالی برایتان می زنم یک اتفاقی برای ما پیش می آید که ما مورد امتحان قرار می گیریم و ما ممکن است از این امتحان سربلند بیرون بیاییم و یا اینکه نمی توانیم ،ویا اینکه ما می خواهیم یک عمل خوب یا بد انجام دهیم و بعضی اوقات این اعمال را انجام می دهیم و یا انجام نمی دهیم اینان حدود اختیارات ما انسانها است که راه برای ما برای انجام اعمال خوب یا بد همیشه باز بوده و هست و ما در انجام این اعمال مختار هستیم ،اما یک سری از حوادث و اتفاقات که امروز برای ما پیش می آید نتیجه و حاصل زندگی های قبلی انسان بوده و هست یعنی سرنوشتی که الان پیش روی ماست نتیجه اعمال و نحوه زندگی های قبلی ما بوده و آن سرنوشتی است که ما خود برای خود رقم زده ایم یعنی آنچه پیش روی ماست نتیجه اعمال و رفتار خود ماست . پس هنگامی که ما وارد این زندگی فیزیکی می شویم یک سرنوشت برای ما رقم زده شده است که حاصل نتیجه اعمال و کردارهای ما در زندگی های گذشته ما انسانها است ، اما این سرنوشت مطلق نیست یعنی اینکه با همت و تلاش می توان آن سرنوشت را عوض کرد و تغییر داد ،یعنی کوچکترین عمل ما تاثیر مستقیم بر این سرنوشت دارد . ممکن است از سرنوشتی که برای ما رقم زده شده بالاتر رویم و یا اینکه تنزل پیدا بکنیم و پایینتر بیاییم ، چه بسیار انسانهایی که از سرنوشت خود بالاتر رفته اند و یا اینکه در دام شیاطین گرفتار آمده و از سرنوشتشان تنزل پیدا کرده اند فقط یادتان باشد که باید همتتان را قوی کرده و سعی و کوشش بکنید تا بتوانید از آن سرنوشتی که برای شما رقم شده فراتر بروید. مطالب این وبلاگ در این زمینه (فراتر رفتن از سرنوشت) به شما بسیار کمک خواهد کرد با انجام اعمالی که در این وبلاگ نوشته شده می توانید راه را برای پیشرفت بسوی معبود برای خود باز بکنید.




کلمات کلیدی :جبر و اختیار، اختیار، مذهبی، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۳٠ مهر ۱۳۸٩

نظرات ()

بهشت نزدیک

محرومیت جاودانی از امید ، طوفان ابدی ، گنداب و لجن زار ، باران آتش ، ماران و افعیان ، ابلیسان تازیانه بر دست ، سگان درنده ، مرغان شوم ، قطران گداختــه ، بیماریها و زخمهای گوناگون ،  سرمای طاقت فرسا ، و همه جا دیوان و عفریتان و شیاطین ،.......... و در آخر کار شیطان اعظم که فرمانروای کل دوزخ است و از اقامتــگاه خود در ناکجـا آباد این سرزمیــن عظیم وحشت و ظلمات را به گونه ای خوفناک اداره می‌کند و ......  

    همه و همه از مختصات  دوزخی هستند که  در تمامی سالهای زندگی زمینی مان و در لحظات پر اضطراب و ترسناک آغازین این سفر آسمانی ، آرامش و تفکر را از تک تک ما گرفته بود و حالا .........

حالا که  بزرگترین اتفاق در زندگی هر انسانی ، یعنی ملاقات با خدا برایمان حادث شده است . به عبارت بهتر ، زیباترین رویای بشریت برایم به واقعیت پیوسته و چشمانم به زیور دیدار پروردگارم مزین شده است . در برابر آین همه سخاوت و جود و کرم ، دریا دریا مهربانی و صفا ، گستره به گستره عشق و مهرورزی ، ....... تنها و تنها به ابراز این جملات بسنده می کنم :

آنقدر که بهشت هست .... جهنم نیست !

آنقدر که برای کوچکترین خوبی ها ، پاداشهای گونــاگون انتظارتان را می کشد ، برای بزرگترین خطا ها از آن همه سیاهی و شقاوت و تهدید خبری نیست .

چرا که : بخشش و عفو خالق بی همتایمان از جرم و خطای من و تو به مراتب بزرگتر است !

چرا که او خدای من و توست !

او عشق من و توست !

من و .... تو !




کلمات کلیدی :بهشت، مردان بهشتی، همسران، مذهبی

نوشته شده توسط صادق در ٤ مهر ۱۳۸٩

نظرات ()

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

- می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم!‌ اما چگونه؟!... من یک جوان هستم! یک جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یک جوان با شور و نشاط خاص این دوران که به خنده و تفریح، به شور و احساسات نیاز دارد و به الگویی که مرا به شور آورد!

- با تمام این حرفها، باز هم بهترین الگو برای تو و برای همه،‌مولای متقیان است: و بخصوص جوانی شان!

- جوانی حضرت علی (ع) ؟!

الگو گرفتن یک الگو

- بله ! خود امیرالمؤمنین هم در جوانی شان، الگو داشته اند. الگویشان هم پیامبر بوده است. علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می کرده اند و در همه امور زندگی شان، حتی جزیی ترین مسائل هم به پیامبر اقتدا می نمودند. یعنی خود ایشان هم از یک انسان کامل و والای دیگر، الگو می گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پیامبر اکرم (ص) و علی (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان، دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرهای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یکدیگر را شاداب ودر آغوش می کشیدند و احوال هم را می پرسیدند. آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر (ص) پاک می کرد و ا یشان نیز صمیمانه از او تشکر می نمود.

علی (ع) خود در این باره می فرمایند : ((پیامبر (ص) مرا در دامن خود پرورید. من کودک بودم، پیامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت که من دروغی بگویم و در کردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه که پیوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او می رفتم. او هر روز نکته های تازه ای از اخلاق را برای من آشکار می ساخت. و مرا فرمان میداد که در خط او حرکت کنم. آن حضرت مدتی از سال در کوه حرا به سر می برد و کسی جز من او را نمی دید... من نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی خوش ودل انگیز نبوت را احساس می کردم.. موقعیتی که من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ کس نبود.))

- بسیار خوب!‌ تمام این حرفها درست! اما حضرت علی، پیامبر را می دیده اند، وجودشان را لمس می کرده و به ایشان اقتدا می کرده اند اما من چه؟! من که حضرت علی را نمی بینم، چگونه         می توانم از ایشان الگو بگیریم؟!

- تاریخ که روح، افعال و رفتار امیرالمؤمنین را دیده و نقل کرده است. از او استفاده کن! از دیدگان تاریخ!

- آری! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی که تو را به شور بیاورد. آنچه می تواند یک جوان را به شور بیاورد، دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های کسی است که به او علاقمند است. حال چه کس دیگری را سراغ داری که به اندازه امیرالمؤمنین ، حماسه آفریده باشد. در همان کودکی که مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر، کودکانی که به تحریک مشرکان،‌پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند، با شجاعت از اطراف پیامبر دور می کرد. چه کسی ، شب را در بستری پر خطر بجای دیگری،بجای محبوبش خوابیده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترین شب عمرش یاد کرده است؟ مگر رشادتهای امیرالمؤمنین را در جنگ بدر نشنیده ای؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از کشته شدگان این جنگ با ضرب شمشیر علی (ع) از پای در آمده بودند. می دانی در جنگ احد زمانیکه علی (ع) 26 سال داشت،انجا که در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشکر دشمن را بهخاک انداخت و بعد هم هنگامی که پیامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مبارکشان محافظت می کرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند:

  ((لا فتی الا علی،‌ لا سیف الا ذوالفقار))

((علی از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشیرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بی همتای علی (ع) و داوطلب شدن ایشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود یکی از نیرومندترین مردان عرب آری همانجا بود که پیامبر به واسطه اخلاص علی (ع) در این مقابله بی نظیر فرمود :

(( ضربه علی یوم الخندق، افضل من عباده الثقلین))

به راستی که چنین حمله ای در وصف هیچ دلیر مرد دیگری بیان نشده! در آن زمان امیرالمؤمنین 28 سال بیشتر نداشت!

در جنگ خیبر نیز هنگامیکه تمام مردان با تجربه و جنگ دیده سپاه اسلام، شکست خورده بازگشتند، علی (ع) به میدان آمد و با فتح قلعه محکم و مقاوم خیبر آن پیروزی بزرگ را برای اسلام به ارمغان آورد.

به راستی که هیچ جوان دیگری،‌ چنین جوانی پرشور و هیجان انگیزی نداشته است.

همه مردان بزرگ تاریخ بشریت و پیشاپیش همه آنان علی (ع) در دوران جوانی از رموز موفقیت خود بهره برده، راههای پرپیچ و خم آن را با درخشندگی پشت سر نهاده،  توانسته اند کارهای بزرگی را به انجام رسانند.

تفریح و شادی علی (ع)

- می دانی ای دوست عزیز: من هم حرفهای تو را می پذیرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشی از زندگی انسان است. جیزهای دیگری هم هستند که آدمی باید به آنها هم توجه کند. الگوی کامل، باید در آن زمینه ها هم حرف برای گفتن داشته باشد. اینطور نیست؟

- حتماً همینطور است. و من به تو می گویم که امیرالمؤمنین در آن موارد هم، الگویی قابل قبول و کامل ارایه می دهد. آخر تو درباره زندگی امیرالمؤمنین چه فکر کرده ای؟

فکر می کنی تمام زندگی حضرت علی (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 

- یعنی اینطور نبوده است؟!

- نه که نبوده است! حضرت علی (ع)، مردی خوش رو و خندان بوده اند. همیشه تبسم خوش آیندی بر لب داشته اند که دل مؤمنان را شاد می کرده است. ایشان تفریح هم می کرده اند. منتها تفریح در دیدگاه علی (ع) ولگردی و اتلاف وقت یا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفریح علی (ع) چگونه بود ؟

علی (ع) کار را تفریح می دانست.

تفریح او را، مسافرت، کمک به دیگران، تحصیل و تدریس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگریستن به طبیعت و ورزش تشکیل می داد. پرداختن به ورزشهای شمشیربازی، پرتاب نیزه، اسب سواری، کشتی، وزنه برداری و شرکت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دلیل همین دیدگاه امیرالمؤمنین نسبت به تفریح و زندگی بوده است که اگر سرتاسر زندگی شان را مرور کنیم،‌ لحظه ای توقف و سکون در آن نمی یابیم. گویی حتی یک لحظه هم با لحظه قبلی شان مشابه نبوده است. و درست به دلیل همین دیدگاه بود که شوخی و خنده هم در سیره مولای متقیان، شکل دیگری داشت.

- مگر شوخی و خنده علی (ع) چگونه بود؟

امیرالمؤمنین اهل شوخی و مزاح بود، اما نه شوخی های زننده و بی مزه! بلکه مزاح های معنادار و آموزنده!

هرگاه که یکی از یاران و دوستانش را غمگین و گرفته می دید، با شوخی او را خوشحال می کرد تا اندکی از اندوهش کم شود. از همه مهمتر اینکه، شادی علی (ع) هنگامی بود که یک کافر، مسلمان می شد. جنگی به پیروزی ختم می شد، غذایی به فقیر می رساند، دل غمدیده ای را شاد می کرد،‌مشکلی را از کسی مرتفع می کرد و کودک یتیمی را ذوق زده می نمود. نکته دیگر هم این بود که مولای متقیان در شوخی هایش مراقب و محافظ حدود شرعی بود تا حتی به شوخی دروغ نگوید،‌ دل مؤمنی را نشکند یا با زن و دختر نامحرمی، شوخی ننماید.

علی و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همین چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترهای نامحرم در جامعه، یکی از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اینکه نه الگوی مناسبی در مورد آ‌ن ارائه شده و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و کج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه کن.

اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت کنی،‌می بینی که حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی کرد. در حالیکه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می کردند. چون زمانی که علی (ع) 20 ساله و درعنفوان جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اکرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا که احتمال پیش آمدن گناه دست کم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علی (ع) این تربیت شده مکتب پیامبر به عنوان یک جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات کند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاکیزه از هر گونه آلودگی بود.

از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نامهای زینب، ام کلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینکه از کودکی به این خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیکه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی که حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند کمک دید، به یاری او شتافت.

 

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چیزی که بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد

نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امکان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!

یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیکن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.

به راستی که کسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حرکات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل جوان ماست.




کلمات کلیدی :حضرت علی (ع)، رازهای جوانی، علی(ع)در جوانی، مذهبی

نوشته شده توسط صادق در ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

همین سحر توبه کن !

توبه

ماه رمضان است و صحبت از سحرخیزی و سحر و دعا و استغفار خوشا به حال آن کس که وقت نورانی سحرش به انبان کردن شکم و له له زدن برای خواب نگذرد. سحر فرصتی است تا ما از منجلاب های هوس ها و عطش ها بگذریم و در دریای عشق محبوب تنی به آب معنویت بزنیم سحر همان زمانی است که خداوند متعال منتظر من و تو است تا از قیل و قال های درون و ندامت ها و سرزنش های خود از آن چه کرده ایم به آغوش پر مهرش بخزیم و اظهار عجز و ندامت کنیم  این همان زمانی است که باری تعالی از کسانی که غنیمتش میشمارند و حقش را ادا میکنند تجلیل میکند و گرامیشان میدارد. بیاید تا در این سحرهای نورانی تر بکوشیم که از همانها باشیم که خدا میخواهد و دوست میدارد. همان ها که در هنگام سحر توبه می کنند « وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ »1 ؛  آنها پیوسته در سحرگاهان استغفار مى کنند.

آنها در آخر شب که چشم غافلان در خواب است ، و محیط از هر نظر آرام ، قال و غوغاى زندگى مادى فرونشسته ، و عواملى که فکر انسان را به خود مشغول دارد خاموش است برمیخیزند، و به درگاه خدا مى روند، در پیشگاه معبود به راز و نیاز مى پردازند، نماز مى خوانند، و مخصوصا از گناهان خود استغفار مى کنند.

بسیارى معتقدند که منظور از استغفار در اینجا همان "نماز شب" است ، از این جهت که قنوت نماز وتر مشتمل بر استغفار است .

"اسحار" جمع "سحر" (بر وزن بشر) در اصل به معنى "پوشیده و پنهان" بودن است ، و چون در ساعات آخر شب پوشیدگى خاصى بر همه چیز حاکم است سحر نامیده شده است.

واژه "سحر" (بر وزن شعر) نیز به چیزى گفته مى شود که چهره حقایق را مى پوشاند و یا اسرار آن از دیگران پوشیده است .

در روایتى در تفسیر درّ المنثور آمده است که پیغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله ) فرمود: ان آخر اللیل فى التهجد احب الى من اوله ، لان الله یقول و بالاسحار هم یستغفرون ؛ آخر شب براى تهجد (نماز شب) نزد من محبوبتر است از آغاز آن ، زیرا خداوند مى فرماید: پرهیزگاران در سحرگاهان استغفار مى کنند.

سحر فرصتی است تا ما از منجلاب های هوس ها و عطش ها بگذریم و در دریای عشق محبوب تنی به آب معنویت بزنیم سحر همان زمانی است که خداوند متعال منتظر من و تو است .

و در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : کانوا یستغفرون الله فى الوتر سبعین مرة فى السحر؛ نیکوکاران بهشتى در نماز وتر به هنگام سحر هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش ‍ مى کردند.

آنچه از اوصاف براى «متقین »  و «محسنین» در این آیات آمده اینست که توجه به خالق آن هم در ساعاتى که از هر نظر آمادگى براى راز و نیاز با او و حضور قلب فراهم است را از دست نمیدهند و همواره در کوشش مداومند، این زمانی است  که عوامل اشتغال فکر و انصراف ذهن به حداقل مى رسد.

سکوتی که باید هست و غافلان در خواب و مؤمن با معشوق در حال نجوا  او که میداند هر چه بکوشد در شکر و سپاس باز کم می آورد و به خاطر این ضعف توبه و استغفار میکند.

آیا سزاوار است که کفران کننده ای چون من و تو بی هیچ عذری سر بر بالین بگذاریم و فراموش کنیم آنچه کرده ایم آیا دگر بار سر از بالین بر خواهیم داشت یا سحر دیگری را خواهیم دید که استغفار کنیم  چه کسی میداند؟

عاشق اوست که با همه آبرو و عزّتش در نزد محبوب باز شیفته تر و حریص است برای نزدیکتر شدن پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) فرمود: الرکعتان فى جوف اللیل احب الى من الدنیا و ما فیها ؛ دو رکعت نماز در دل شب از دنیا و آنچه در آن است نزد من محبوبتر است!.

نوشته فاطمه محمدی




کلمات کلیدی :شبهای قدر، ماه رمضان، احیا وشب زنده داری، مذهبی

نوشته شده توسط صادق در ۸ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

شاهد غذاب قبر

شاهدی بر عذاب قبر
عذاب

حضرت‌ استاد علاّمة‌ طباطبائی(ره)‌ نقل‌ کردند از مرحوم‌ آیة‌ الحقّ عارف‌ عظیم‌ الشَّأن‌ آقای‌ حاج‌ میرزا علی‌ آقا قاضی‌ رضوانُ الله‌ عَلیه‌ که‌ میفرموده‌ است‌:

در نجف‌ أشرف‌ در نزدیکی‌ منزل‌ ما، مادر یکی‌ از دخترهای‌ أفندی‌ها فوت‌ کرد. [1]

این‌ دختر در مرگ‌ مادر بسیار ضجّه‌ میکرد و جدّاً متألّم‌ و ناراحت‌ بود و با تشییع‌ کنندگان‌ تا قبر مادر آمد و آنقدر ناله‌ کرد که‌ تمام‌ جمعیت‌ تشییع کنندگان را منقلب‌ نمود. تا وقتی‌ که‌ قبر را آماده‌ کردند و خواستند مادر را در قبر گذارند فریاد میزد که‌ من‌ از مادرم‌ جدا نمی‌شوم‌ ؛ هر چه‌ خواستند او را آرام‌ کنند مفید واقع‌ نشد.

دیدند اگر بخواهند اجباراً دختر را جدا کنند، بدون‌ شک جان‌ خواهد سپرد.

بالاخره‌ بنا شد مادر را در قبر بخوابانند و دختر هم‌ پهلوی‌ بدن‌ مادر در قبر بماند، ولی‌ روی‌ قبر را از خاک‌ انباشته‌ نکنند و فقط‌ روی‌ آن را از تخته‌ای‌ بپوشانند و سوراخی‌ هم‌ بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت‌ خواست‌ از آن‌ دریچه‌ و سوراخ‌ بیرون‌ آید.

دختر در شب‌ اوّل‌ قبر، پهلوی‌ مادر خوابید ؛ فردا آمدند و سرپوش‌ را برداشتند که‌ ببینند بر سر دختر چه‌ آمده‌ است‌، دیدند تمام‌ موهای‌ سرش‌ سفید شده‌ است‌. گفتند: چرا اینطور شده‌ است‌؟

چون‌ تمام‌ طائفة‌ دختر، درمذهب غیر شیعه بودند و این‌ واقعه‌ طبق‌ عقائد شیعه‌ واقع‌ شد، آن‌ دختر شیعه‌ شد و تمام‌ طائفة‌ او که‌ از أفندی‌ها بودند همگی‌ به‌ برکت‌ این‌ دختر شیعه‌ شدند

گفت‌: هنگام‌ شب‌، من‌ که‌ پهلوی‌ مادرم‌ خوابیده‌ بودم‌، دیدم‌ دو نفر از ملائکه‌ آمدند و در دو طرف‌ ایستادند و یک‌ شخص‌ محترمی‌ هم‌ آمد و در وسط‌ ایستاد.

آن‌ دو فرشته‌ مشغول‌ سؤال‌ از عقائد او شدند و او جواب‌ میداد ؛ سؤال‌ از توحید نمودند جواب‌ داد: خدای‌ من‌ واحد است‌، و سؤال‌ از نبوّت‌ کردند جواب‌ داد: پیغمبر من‌ محمّد بن‌ عبدالله‌ است‌. سؤال‌ کردند: امامت‌ کیست‌؟

آن‌ مرد محترم‌ که‌ در وسط‌ ایستاده‌ بود گفت‌: لَسْتُ لَهُ بِإمامٍ ؛ من‌ امام‌ او نیستم‌.

در این حال‌ آن‌ دو فرشته‌ چنان‌ گرز بر سر مادرم‌ زدند که‌ آتش‌ به‌آسمان‌ زبانه‌ می‌کشید. من‌ از وحشت‌ و دهشت‌ این‌ واقعه‌ به‌ این‌ حال‌ که‌ می‌بینید درآمده‌ام‌.

مرحوم‌ قاضی‌ رضوانُ الله‌ عَلیه‌ میفرمود: چون‌ تمام‌ طائفة‌ دختر، مذهبی غیر از شیعه دارا بودند و این‌ واقعه‌ طبق‌ عقائد شیعه‌ واقع‌ شد، آن‌ دختر شیعه‌ شد و تمام‌ طائفة‌ او که‌ از أفندی‌ها بودند همگی‌ به‌ برکت‌ این‌ دختر شیعه‌ شدند.




کلمات کلیدی :عذاب قبر، شاهدان عذاب قبر، مذهبی، داستان

نوشته شده توسط صادق در ۸ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

مناجات

بارالهی در این ماه مبارک، در این لحظه های  ناب یاری ام کن تا غبار گناه و خطا را به باران عفوت بشویم. مددم رسان تا دل به نسیم مهرت تازه کنم از عطر مناجاتت ذرّه ذرّه وجودم را عطرآگین نمایم و به وادی رحمتت راه جویم. خدایا، توفیقم ده تا از این ماه عظیم بهره جویم و به تو نزدیک شوم که اگر تو یاری ام نکنی،گنه کار و زیان کار خواهم بود. 




کلمات کلیدی :مذهبی، عشق، عمومی، خود شناسی

نوشته شده توسط صادق در ٢ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

امر به معروف در قران

باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند. «104 آل عمران»

 

خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان مىدهد؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مىکند؛ خداوند به شما اندرز مىدهد، شاید متذکّر شوید! « 90 نحل»

 

شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شدهاند؛ [چه اینکه] امر به معروف و نهى از منکر مىکنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، [به چنین برنامه و آیین درخشانى،] ایمان آورند، براى آنها بهتر است! [ولى تنها] عده کمى از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، [و خارج از اطاعت پروردگار] «110 آل عمران»

 

 

پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن، و در برابر مصایبى که به تو مىرسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است! «17 لقمان»

 

مردان و زنان باایمان، ولى [و یار و یاور] یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهى از منکر مىکنند؛ نماز را برپا مىدارند؛ و زکات را مىپردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مىکنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمىدهد؛ خداوند توانا و حکیم است! « 71 توبة»

به خدا و روز دیگر ایمان مىآورند؛ امر به معروف و نهى از منکر مىکنند؛ و در انجام کارهاى نیک، پیشى مىگیرند؛ و آنها از صالحانند. «114 آل عمران»

همانها که از فرستاده [خدا]، پیامبر (امّى) پیروى مىکنند؛ پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى که نزدشان است، مىیابند؛ آنها را به معروف دستور مىدهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیار پاکیزه را براى آنها حلال مىشمرد، و ناپاکیها را تحریم مى کند؛ و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را که بر آنها بود، [از دوش و گردنشان] بر مىدارد، پس کسانى که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نورى که با او نازل شده پیروى نمودند، آنان رستگارانند. «157 أعراف»

مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهى از معروف مىکنند؛ و دستهایشان را [از انفاق و بخشش] مىبندند؛ خدا را فراموش کردند، و خدا [نیز] آنها را فراموش کرد [،و رحمتش را از آنها قطع نمود]؛ به یقین، منافقان همان فاسقانند! «67 توبة»

توبهکنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجدهآوران، آمران به معروف، نهى کنندگان از منکر، و حافظان حدود [و مرزهاى] الهى، [مؤمنان حقیقىاند]؛ و بشارت ده به [اینچنین] مؤمنان! «112 توبة»

باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند. «104 آل عمران»

 

و از فتنهاى بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمىرسد؛ [بلکه همه را فرا خواهد گرفت؛ چرا که دیگران سکوت اختیار کردند.] و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! «25 أنفال»

همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا مىدارند، و زکات مىدهند، و امر به معروف و نهى از منکر مىکنند، و پایان همه کارها از آن خداست! «41 حج»

 

آیا مردم را به نیکى [و ایمان به پیامبرى که صفات او آشکارا در تورات آمده] دعوت مىکنید، اما خودتان را فراموش مىنمایید؛ با اینکه شما کتاب [آسمانى] را مىخوانید! آیا نمىاندیشید؟!«44 بقرة»

 

شیطان، شما را [به هنگام انفاق،] وعده فقر و تهیدستى مىدهد؛ و به فحشا [و زشتیها] امر مىکند؛ ولى خداوند وعده (آمرزش) و (فزونى) به شما مىدهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و [به هر چیز] داناست. [به همین دلیل، به وعدههاى خود، وفا مىکند.] «268 بقرة»

کسانى که نسبت به آیات خدا کفر مىورزند و پیامبران را بناحق مىکشند، و [نیز] مردمى را که امر به عدالت مىکنند به قتل مىرسانند، و به کیفر دردناک [الهى] بشارت ده! «21 آل عمران»

 

آنها کسانى هستند که بخل مىورزند، و مردم را به بخل دعوت مىکنند، و آنچه را که خداوند از فضل [و رحمت] خود به آنها داده، کتمان مىنمایند. [این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته؛] و ما براى کافران، عذاب خوارکنندهاى آماده کردهایم. «37 نساء»

اى کسانى که ایمان آوردهاید! از گامهاى شیطان پیروى نکنید! هر کس پیرو شیطان شود [گمراهش مىسازد، زیرا] او به فحشا و منکر فرمان مىدهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود، هرگز احدى از شما پاک نمىشد؛ ولى خداوند هر که را بخواهد تزکیه مىکند، و خدا شنوا و داناست! «21 نور»

 

اى پیامبر! هنگامى که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایى پیش دست و پاى خود نیاورند و در هیچ کار شایستهاى مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است! «12 ممتحنة»




کلمات کلیدی :قران و پندها، مذهبی

نوشته شده توسط صادق در ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

نماز در قرآن ...

و نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید؛ و هر کار خیرى را براى خود از پیش مىفرستید، آن را نزد خدا

[در سراى دیگر] خواهید یافت؛ خداوند به اعمال شما بیناست. «110 بقرة»

امر به نماز در خانواده

خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شکیبا باش

! از تو روزى نمىخواهیم؛ [بلکه] ما به تو روزى مىدهیم؛ و عاقبت نیک براى تقواست! « 132 طه »

نمازصبح وعصر

در برابر آنچه آنها مىگویند شکیبا باش، و پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور،

« 39 ق»

نماز صبح و شب

[همچنین] به هنگام شب او را تسبیح کن و به هنگام پشت کردن ستارگان [و طلوع صبح]! « 49 طور »

نماز ظهر

در انجام همه نمازها،

[به خصوص] نماز وسطى [= نماز ظهر] کوشا باشید! و از روى خضوع و اطاعت، براى خدا بپاخیزید! «238 لبقرة»

نماز عشاء

اى کسانى که ایمان آورده اید باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده اند در سه وقت از شما اجازه بگیرند

: قبل از نماز فجر، و در نیمروز هنگامى که لباسهاى (معمولى ) خود را بیرون مى آورید، و بعد از نماز عشاء، این سه وقت خصوصى براى شما است ، اما بعد از این سه وقت گناهى بر شما و بر آنها نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر طواف کنید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمائید) اینگونه خداوند آیات را براى شما تبیین مى کند و خداوند عالم و حکیم است .

نماز جماعت

و نماز را بپا دارید، و زکات را بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید

[و نماز را با جماعت بگزارید]!«43بقرة»

نماز شب

آنها همه یکسان نیستند؛ از اهل کتاب، جمعیّتى هستند که

[به حق و ایمان] قیام مىکنند؛ و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را مىخوانند؛ در حالى که سجده مىنمایند.«113 آل عمران»

پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور مىشود

[و بپا مىخیزند و رو به درگاه خدا مى آورند] و پروردگار خود را با بیم و امید مىخوانند، و از آنچه به آنان روزى دادهایم انفاق مىکنند! «16 سجدة»

و پاسى از شب را

[از خواب برخیز، و] قرآن [و نماز] بخوان! این یک وظیفه اضافى براى توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد! «79 إسراء»

[آیا چنین کسى با ارزش است] یا کسى که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت مىترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: (آیا کسانى که مىدانند با کسانى که نمىدانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر مىشوند!) « 9 زمر»

مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامتتر است

!« 6 مزمل»

پروردگارت مىداند که تو و گروهى از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا مىخیزند؛ خداوند شب و روز را اندازهگیرى مىکند؛ او مىداند که شما نمىتوانید مقدار آن را

[به دقّت] اندازهگیرى کنید [براى عبادت کردن]، پس شما را بخشید؛ اکنون آنچه براى شما میسّر است قرآن بخوانید او مىداند بزودى گروهى از شما بیمار مىشوند، و گروهى دیگر براى به دست آوردن فضل الهى [و کسب روزى] به سفر مىروند، و گروهى دیگر در راه خدا جهاد مىکنند [و از تلاوت قرآن بازمىمانند]، پس به اندازهاى که براى شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و به خدا (قرض الحسنه) دهید [= در راه او انفاق نمایید] و [بدانید] آنچه را از کارهاى نیک براى خود از پیش مىفرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده و مهربان است!«20 مزمل»

و در شبانگاه براى او سجده کن، و مقدارى طولانى از شب، او را تسبیح گوى

!«26 إنسان»

نماز دائم

آنها که نمازها را پیوسته بجا مىآورند،

«23 معارج»

نماز جمعه

اى کسانى که ایمان آوردهاید

! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است اگر مىدانستید! «9 جمعة»

نمازویقین

همان کسانى که نماز را برپا مىدارند، و زکات را ادا مىکنند، و آنان به آخرت یقین دارند

. «3 نمل»

نماز و خانواده

او همواره خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان مىداد؛ و همواره مورد رضایت پروردگارش بود

. «55 مریم»

نمازورحمت

و نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و رسول

[خدا] را اطاعت کنید تا مشمول رحمت [او] شوید. «56 نور»

نماز و رستگاری

اى کسانى که ایمان آوردهاید

! رکوع کنید، و سجود بجا آورید، و پروردگارتان را عبادت کنید، و کار نیک انجام دهید، شاید رستگار شوید! «77 حج»

نماز و شرک

این باید در حالى باشد که شما بسوى او بازگشت مىکنید و از

[مخالفت فرمان] او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... «31 روم»

و به آنها دستورى داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالى که دین خود را براى او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین مستقیم و پایدار

! «5 بینة»

نمازاز کارهای مهم

پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن، و در برابر مصایبى که به تو مىرسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است! «17 لقمان»

نمازومشورت

و کسانى که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا مىدارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست و از آنچه به آنها روزى دادهایم انفاق مىکنند،

«38 شورى»

نماز وقدرت

همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا مىدارند، و زکات مىدهند، و امر به معروف و نهى از منکر مىکنند، و پایان همه کارها از آن خداست

! «41 حج»

نماز و تجارت

مردانى که نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زکات غافل نمىکند؛ آنها از روزى مىترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو مىشود

. «37 نور»

نماز وترس

کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین مىشوند

. «277 بقرة»

نماز میت

هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان

! و بر کنار قبرش، [براى دعا و طلب آمرزش،] نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند؛ و در حالى که فاسق بودند از دنیا رفتند! « 84 توبة»

نمازوانفاق

کسانى که کتاب الهى را تلاوت مىکنند و نماز را برپا مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهایم پنهان و آشکار انفاق مىکنند، تجارتى

[پرسود و] بىزیان و خالى از کساد را امید دارند. « 29 فاطر»

نمازوگناه

هیچ گنهکارى بار گناه دیگرى را بر دوش نمىکشد؛ و اگر شخص سنگینبارى دیگرى را براى حمل گناه خود بخواند، چیزى از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزدیکان او باشد

! تو فقط کسانى را بیممىدهى که از پروردگار خود در پنهانى مىترسند و نماز را برپا مىدارند؛ و هر کس پاکى [و تقوا] پیشه کند، نتیجه آن به خودش بازمىگردد؛ و بازگشت [همگان] به سوى خداست! «18 فاطر»

نماز وجهاد

و در راه خدا جهاد کنید، و حقّ جهادش را ادا نمایید

! او شما را برگزید، و در دین [اسلام] کار سنگین و سختى بر شما قرار ندارد؛ از آیین پدرتان ابراهیم پیروى کنید؛ خداوند شما را در کتابهاى پیشین و در این کتاب آسمانى (مسلمان) نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و به خدا تمسّک جویید، که او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه یاور شایستهاى!«78 حج»

نماز و صبر

از صبر و نماز یارى جوئید؛

[و با استقامت و مهار هوسهاى درونى و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید؛] و این کار، جز براى خاشعان، گران است. « 45 بقرة»

اى افرادى که ایمان آوردهاید

! از صبر [و استقامت] و نماز، کمک بگیرید! [زیرا] خداوند با صابران است. «53 بقرة»

نماز خیالی

[آنها که مدّعى هستند ما هم نماز داریم،] نمازشان نزد خانه [خدا]، چیزى جز (سوت کشیدن) (کف زدن) نبود؛ پس بچشید عذاب [الهى] را بخاطر کفرتان! « 35 انفال»

وای بر نماز گزاران

!!

پس واى بر نمازگزارانى که

... در نماز خود سهلانگارى مىکنند، همان کسانى که ریا مىکنند، و دیگران را از وسایل ضرورى زندگى منع مىنمایند! «4و5و6و7 ماعون»

حفاظت از نماز

و آنها که بر نمازهایشان مواظبت مىنمایند؛

«9 مؤمنون»

و آنها که بر نماز مواظبت دارند،

 

«34 معارج»




کلمات کلیدی :مذهبی، قران و پندها

نوشته شده توسط صادق در ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

خداوند دوستشان دارد..

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال چه کسانی را دوست دارد  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این آیات در قرآن مجید مستقیما انسانهایی را معرفی می کند که ذات مقدس الهی دوستشان دارد. خوشا به حالشان

(البقرة/195)

وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

«195» و در راهِ خدا، انفاق کنید! و [با ترک انفاق،] خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکى کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست مى‏دارد.

 

(البقرة/222)

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ

«222» و از تو، در باره خون حیض سؤال مى‏کنند، بگو: (چیز زیانبار و آلوده‏اى است؛ از این‏رو در حالت قاعدگى، از آنان کناره‏گیرى کنید! و با آنها نزدیکى ننماید، تا پاک شوند! و هنگامى که پاک شدند، از طریقى که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‏کنندگان را دوست دارد، و پاکان را [نیز] دوست دارد.

(آل عمران/76)

بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ

«76» آرى، کسى که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگارى پیشه نماید، [خدا او را دوست مى‏دارد؛ زیرا] خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.

 

(آل عمران/134)

الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

«134» همانها که در توانگرى و تنگدستى، انفاق مى‏کنند؛ و خشم خود را فرو مى‏برند؛ و از خطاى مردم درمى‏گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

(آل عمران/146)

وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ

«146» چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ‏گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى‏رسید، سست و ناتوان نشدند [و تن به تسلیم ندادند]؛ و خداوند استقامت‏کنندگان را دوست دارد.

(آل عمران/148)

فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْیا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

«148» از این‏رو خداوند پاداش این جهان، و پاداش نیک آن جهان را به آنها داد؛ و خداوند نیکوکاران را دوست مى‏دارد

(آل عمران/159)

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ

«159» به [برکت] رحمت الهى، در برابر آنان [= مردم] نرم [و مهربان] شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامى که تصمیم گرفتى، [قاطع باش! و] بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.

(المائدة/13)

فَبِما نَقْضِهِمْ مِیثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

«13» ولى بخاطر پیمان‏شکنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهاى آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان [خدا] را از موردش تحریف مى‏کنند؛ و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتى [تازه] از آنها آگاه مى‏شوى، مگر عده کمى از آنان؛ ولى از آنها درگذر و صرف‏نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست مى‏دارد!

(المائدة/42)

سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ

«42» آنها بسیار به سخنان تو گوش مى‏دهند تا آن را تکذیب کنند؛ مال حرام فراوان مى خورند؛ پس اگر نزد تو آمدند، در میان آنان داورى کن، یا [اگر صلاح دانستى] آنها را به حال خود واگذار! و اگر از آنان صرف‏نظر کنى، به تو هیچ زیانى نمى‏رسانند؛ و اگر میان آنها داورى کنى، با عدالت داورى کن، که خدا عادلان را دوست دارد!

(المائدة/93)

لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِیما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

«93» بر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، گناهى در آنچه خورده‏اند نیست؛ [و نسبت به نوشیدن شراب، قبل از نزول حکم تحریم، مجازات نمى‏شوند؛] اگر تقوا پیشه کنند، و ایمان بیاورند، و اعمال صالح انجام دهند؛ سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند؛ سپس تقوا پیشه کنند و نیکى نمایند. و خداوند، نیکوکاران را دوست مى‏دارد.

(التوبة/4)

إِلاَّ الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ

«4» مگر کسانى از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزى از آن را در حقّ شما فروگذار نکردند، و احدى را بر ضدّ شما تقویت ننمودند؛ پیمان آنها را تا پایان مدّتشان محترم بشمرید؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد!

 

(التوبة/7)

کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ

«7» چگونه براى مشرکان پیمانى نزد خدا و رسول او خواهد بود [در حالى که آنها همواره آماده شکستن پیمانشان هستند]؟! مگر کسانى که نزد مسجد الحرام با آنان پیمان بستید؛ [و پیمان خود را محترم شمردند؛] تا زمانى که در برابر شما وفادار باشند، شما نیز وفادارى کنید، که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد!

(التوبة/108)

لا تَقُمْ فِیهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ

«108» هرگز در آن [مسجد به عبادت] نایست! آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏تر است که در آن [به عبادت] بایستى؛ در آن، مردانى هستند که دوست مى‏دارند پاکیزه باشند؛ و خداوند پاکیزگان را دوست دارد!

(الحجرات/9)

وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِی‏ءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ

«9» و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهید؛ و اگر یکى از آن دو بر دیگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت [و زمینه صلح فراهم شد]، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست مى‏دارد.

(الممتحنة/8)

لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ

«8» خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهى نمى‏کند؛ چرا که خداوند عدالت‏پیشگان را دوست دارد.

 

(الصف/4)

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ

«4» خداوند کسانى را دوست مى‏دارد که در راه او پیکار مى‏کنند گوئى بنایى آهنین‏اند!

ترجمه استاد گرانقدر ناصر مکارم شیرازی

التماس دعا




کلمات کلیدی :قران، مذهبی

نوشته شده توسط صادق در ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

خداوند دوستشان ندارد....

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

  پناه می برم به الله(جل جلاله)از شیطان رانده شده؟

 وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ(البقرة/190)

«190» و در راه خدا، با کسانى که با شما مى‏جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّى‏کنندگان را دوست نمى‏دارد!

 وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ(البقرة/205)

«205» [نشانه آن، این است که] هنگامى که روى برمى‏گردانند [و از نزد تو خارج مى‏شوند]، در راه فساد در زمین، کوشش مى‏کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود مى‏سازند؛ [با اینکه مى‏دانند] خدا فساد را دوست نمى‏دارد.

 یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ(البقرة/276)

«276» خداوند، ربا را نابود مى‏کند؛ و صدقات را افزایش مى‏دهد! و خداوند، هیچ انسانِ ناسپاسِ گنهکارى را دوست نمى‏دارد.

  قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرِینَ(آل عمران/32)

«32» بگو: (از خدا و فرستاده [او]، اطاعت کنید! و اگر سرپیچى کنید، خداوند کافران را دوست نمى‏دارد.)

  وَ أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ(آل عمران/57)

«57» امّا آنها که ایمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور کامل خواهد داد؛ و خداوند، ستمکاران را دوست نمى‏دارد.)

 ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتابِ کُلِّهِ وَ إِذا لَقُوکُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ(آل عمران/119)

«119» شما کسانى هستید که آنها را دوست مى‏دارید؛ امّا آنها شما را دوست ندارند! در حالى که شما به همه کتابهاى آسمانى ایمان دارید [و آنها به کتاب آسمانى شما ایمان ندارند]. هنگامى که شما را ملاقات مى‏کنند، [به دروغ] مى‏گویند: (ایمان آورده‏ایم!) امّا هنگامى که تنها مى‏شوند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان مى‏گزند! بگو: (با همین خشمى که دارید بمیرید! خدا از [اسرار] درون سینه‏ها آگاه است.)

 إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ(آل عمران/140)

«140» اگر [در میدان احد،] به شما جراحتى رسید [و ضربه‏اى وارد شد]، به آن جمعیّت نیز [در میدان بدر]، جراحتى همانند آن وارد گردید. و ما این روزها[ى پیروزى و شکست] را در میان مردم مى‏گردانیم؛ [  و این خاصیّت زندگى دنیاست  ] تا خدا، افرادى را که ایمان آورده‏اند، بداند [و شناخته شوند]؛ و خداوند از میان شما، شاهدانى بگیرد. و خدا ظالمان را دوست نمى‏دارد.

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً(النساء/36)

«36» و خدا را بپرستید! و هیچ‏چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانى که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسى را که متکبر و فخر فروش است، [و از اداى حقوق دیگران سرباز مى‏زند،] دوست نمى‏دارد.

وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ خَوَّاناً أَثِیماً(النساء/107)

«107» و از آنها که به خود خیانت کردند، دفاع مکن! زیرا خداوند، افراد خیانت‏پیشه گنهکار را دوست ندارد.

 لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمِیعاً عَلِیماً(النساء/148)

«148» خداوند دوست ندارد کسى با سخنان خود، بدیها[ى دیگران] را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. 

وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ(المائدة/64)

«64» و یهود گفتند: (دست خدا [با زنجیر] بسته است.) دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت [الهى] دور شوند! بلکه هر دو دست [قدرت] او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیارى از آنها مى‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنى افکندیم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و براى فساد در زمین، تلاش مى‏کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد. 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ(المائدة/87)

«87» اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چیزهاى پاکیزه را که خداوند براى شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد. 

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ(الأنعام/141)

«141» اوست که باغهاى معروش [= باغهایى که درختانش روى داربست‏ها قرار دارد]، و باغهاى غیرمعروش [= باغهایى که نیاز به داربست ندارد] را آفرید؛ همچنین نخل و انواع زراعت را، که از نظر میوه و طعم با هم متفاوتند؛ و [نیز] درخت زیتون و انار را، که از جهتى با هم شبیه، و از جهتى تفاوت دارند؛ [برگ و ساختمان ظاهریشان شبیه یکدیگر است، در حالى که طعم میوه آنها متفاوت مى‏باشد.] از میوه آن، به هنگامى که به ثمر مى‏نشیند، بخورید! و حقّ آن را به هنگام درو، بپردازید! و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد! 

یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ(الأعراف/31)

«31» اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و [از نعمتهاى الهى] بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد!

 ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ(الأعراف/55)

«55» پروردگار خود را [آشکارا] از روى تضرّع، و در پنهانى، بخوانید! [و از تجاوز، دست بردارید که] او متجاوزان را دوست نمى‏دارد!

وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ(الأنفال/58)

«58» و هرگاه [با ظهور نشانه‏هایى،] از خیانت گروهى بیم داشته باشى [که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند]، بطور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است؛ زیرا خداوند، خائنان را دوست نمى‏دارد! 

لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ(النحل/23)

«23» قطعاً خداوند از آنچه پنهان مى‏دارند و آنچه آشکار مى‏سازند با خبر است؛ او مستکبران را دوست نمى‏دارد!

 إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ(الحج/38)

«38» خداوند از کسانى که ایمان آورده‏اند دفاع مى‏کند؛ خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد!

 إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ(القصص/76)

«76» قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم کرد؛ ما آنقدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهاى آن براى یک گروه زورمند مشکل بود! [به خاطر آورید] هنگامى را که قومش به او گفتند: (این همه شادى مغرورانه مکن، که خداوند شادى‏کنندگان مغرور را دوست نمى‏دارد!

 وَ ابْتَغِ فِیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ(القصص/77)

«77» و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب؛ و بهره‏ات را از دنیا فراموش مکن؛ و همان‏گونه که خدا به تو نیکى کرده نیکى کن؛ و هرگز در زمین در جستجوى فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد! 

لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْکافِرِینَ(الروم/45)

«45» این براى آن است که خداوند کسانى را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، از فضلش پاداش دهد؛ او کافران را دوست نمى‏دارد!

وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ(لقمان/18) 

«18» [پسرم!] با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. 

وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ(الشورى/40)

«40» کیفر بدى، مجازاتى است همانند آن؛ و هر کس عفو و اصلاح کند، پاداش او با خداست؛ خداوند ظالمان را دوست ندارد! 

لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ(الحدید/23

«23» این بخاطر آن است که براى آنچه از دست داده‏اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید؛ و خداوند هیچ متکبّر فخرفروشى را دوست ندارد!




کلمات کلیدی :قران، مذهبی

نوشته شده توسط صادق در ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

آرامش در چیست..؟

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

به راستی آیا غیر از آرامش انسان در دنیا دنبال چیز دیگری است؟

پول برای آرامش

ازدواج برای آرامش

درس برای آرامش

کار برای آرامش

تکنولوژی برای آرامش

دین برای آرامش

نماز برای آرامش

و....................

اما آرامش در چیست؟

وقتی انسان آرام است که نه از چیزی بترسد،ونه از چیزی ناراحت باشد!

در محضر قرآن کریم بنشینیم وتدبر کنیم ؛که منشاء آرامش از کجاست!وچگونه بدست می آید؟!

منشاء آرامش

پناه می برم به الله(جل جلاله)از شیطان رانده شده؟

 وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ(البقرة/248)

«248» و پیامبرشان بدیشان گفت: (در حقیقت، نشانه پادشاهى او این است که آن صندوق (عهد) که در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان، و بازمانده‏اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون (در آن) بر جاى نهاده‏اند  در حالى که فرشتگان آن را حمل مى‏کنند  به سوى شما خواهد آمد. مسلما اگر مؤمن باشید، براى شما در این (رویداد) نشانه‏اى است.)

 هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدادُوا إِیماناً مَعَ إِیمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً(الفتح/4)

«4» او کسى است که آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل کرد تا ایمانى بر ایمانشان بیفزایند؛ لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند دانا و حکیم است.

 لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً (الفتح/18)

«18» خداوند از مؤمنان  هنگامى که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند  راضى و خشنود شد؛ خدا آنچه را در درون دلهایشان [از ایمان و صداقت] نهفته بود مى‏دانست؛ از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزى نزدیکى بعنوان پاداش نصیب آنها فرمود؛

چگونگی بدست آوردن؟!

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (البقرة/38)

«38» گفتیم: (همگى از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پیروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین شوند.)

 إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(البقرة/62)

«62» کسانى که [به پیامبر اسلام] ایمان آورده‏اند، و کسانى که به آئین یهود گرویدند و نصارى و صابئان [= پیروان یحیى] هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هیچ‏گونه ترس و اندوهى براى آنها نیست. [هر کدام از پیروان ادیان الهى، که در عصر و زمان خود، بر طبق وظایف و فرمان دین عمل کرده‏اند، مأجور و رستگارند.]

 بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(البقرة/112)

«112» آرى، کسى که روى خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى‏شوند. [بنابر این، بهشت خدا در انحصار هیچ گروهى نیست.]

 الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(البقرة/262)

«262» کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، سپس به دنبال انفاقى که کرده‏اند، منت نمى‏گذارند و آزارى نمى‏رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى‏شوند.

 الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(البقرة/274)

«274» آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق مى‏کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین مى‏شوند.

 إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(البقرة/277)

«277» کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین مى‏شوند.

  إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(المائدة/69)

«69» آنها که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد.

 وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(الأنعام/48)

«48» ما پیامبران را، جز [به عنوان] بشارت دهنده و بیم دهنده، نمى‏فرستیم؛ آنها که ایمان بیاورند و [خویشتن را] اصلاح کنند، نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى‏شوند.

یا بَنِی آدَمَ إِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتِی فَمَنِ اتَّقى وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(الأعراف/35)

«35» اى فرزندان آدم! اگر رسولانى از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا براى شما بازگو کنند، [از آنها پیروى کنید؛] کسانى که پرهیزگارى پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند [و در اصلاح خویش و دیگران بکوشند]، نه ترسى بر آنهاست و نه غمناک مى شوند.

 أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(یونس/62)

«62» آگاه باشید [دوستان و] اولیاى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگین مى‏شوند!

 إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(الأحقاف/13)

«13» کسانى که گفتند: (پروردگار ما اللّه است)، سپس استقامت کردند، نه ترسى براى آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند.




کلمات کلیدی :قران، مذهبی

نوشته شده توسط صادق در ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

کافر در قران کیست...؟

  1 ) سوره: بقره (2) - آیه: 19

 

 

      أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّماءِ فیهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ
      یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فی آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ
      اللَّهُ مُحیطٌ بِالْکافِرینَ
      یا چون بارانی سخت در ظلمت همراه با رعد و برق از آسمان فرود آید ، تامباد که
      از بانگ صاعقه بمیرند ، انگشتان خویش در گوشها کنند و خداست که بر کافران
      احاطه دارد

      2 ) سوره: بقره (2) - آیه: 24

 

      فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی
      وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ
      و هر گاه چنین نکنید که هرگز نتوانید کرد پس بترسید از آتشی که برای کافران
      مهیا شده و هیزم آن مردمان و سنگها هستند

      3 ) سوره: بقره (2) - آیه: 34

 

      وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ
      أَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ
      و به فرشتگان گفتیم : آدم را سجده کنید ، همه سجده کردند جز ابلیس ، که سرباز
      زد و برتری جست و او از کافران بود

      4 ) سوره: بقره (2) - آیه: 41

 

      وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا
      أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی ثَمَناً قَلیلاً وَ إِیَّایَ
      فَاتَّقُونِ
      و به آنچه نازل کرده ام و کتاب شما را تصدیق می کند ایمان بیاورید ، و، از
      نخستین کسانی که انکارش می کنند مباشید و آیات مرا به بهای اندک مفروشید و از
      من بیمناک باشید

      5 ) سوره: بقره (2) - آیه: 89

 

      وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ
      کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا
      جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکافِرینَ
      و چون ایشان را از جانب خدا کتابی آمد ، و او را شناختند ، هر چند، کتابشان
      را هم تصدیق کرده بود ، و با آنکه زان پیش خواستار پیروزی بر کافران بودند ،
      به او ایمان نیاوردند ، که لعنت خدا بر کافران باد

      6 ) سوره: بقره (2) - آیه: 90

 

      بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِما أَنْزَلَ
      اللَّهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ
      عِبادِهِ فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلی غَضَبٍ وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ مُهینٌ
      با خود ، بد معامله ای کردند آنگاه که از حسد به کتاب خدا کافر شدند، واز
      اینکه خدا فضل و کرم خویش را به هر کس از بندگان خود که بخواهد ارزانی می
      دارد حسد بردند و خشم دیگری بر خشم خدا افزودند ، و کافران را عذابی است خوار
      کننده

      7 ) سوره: بقره (2) - آیه: 98

 

      مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ
      میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ
      هر که دشمن خدا و فرشتگان او و پیامبرانش و جبریل و میکال باشد ، خدا هم دشمن
      کافران است

      8 ) سوره: بقره (2) - آیه: 104

 

      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ
      اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ
      ای کسانی که ایمان آورده اید ، مگویید راعنا بگویید انظرنا و گوش فرا دارید
      که برای کافران عذابی است دردآور

      9 ) سوره: بقره (2) - آیه: 191

 

      وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ
      أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ
      عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّی یُقاتِلُوکُمْ فیهِ فَإِنْ قاتَلُوکُمْ
      فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزاءُ الْکافِرینَ
      هر جا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند ، برانیدشان ،
      که فتنه از قتل بدتر است و در مسجدالحرام با آنها مجنگید ، مگر آنکه با شما
      بجنگند و چون با شما جنگیدند بکشیدشان ، که این است پاداش کافران

      10 ) سوره: بقره (2) - آیه: 217

 

      یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیهِ قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیرٌ
      وَ صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ
      إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ
      مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّی یَرُدُّوکُمْ عَنْ
      دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ
      وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ
      الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ
      تو را از جنگ کردن در ماه حرام می پرسند بگو : جنگ کردن در آن ماه ، گناهی
      بزرگ است اما بازداشتن مردم از راه حق و کافر شدن به او و مسجدالحرام و بیرون
      راندن مردمش از آنجا در نزد خداوند گناهی بزرگ تر است ،و شرک از قتل بزرگ تر
      است آنها با شما می جنگند تا اگر بتوانند شمارا از دینتان بازگردانند از میان
      شما آنها که از دین خود بازگردند و کافر بمیرند ، اعمالشان در دنیا و آخرت
      تباه شده و جاودانه در جهنم باشند

      11 ) سوره: بقره (2) - آیه: 250

 

      وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا
      صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ
      چون با جالوت و سپاهش رو به رو شدند ، گفتند : ای پروردگار ما ، بر ماشکیبایی
      ببار و ما را ثابت قدم گردان و بر کافران پیروز ساز

      12 ) سوره: بقره (2) - آیه: 254

 

      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ
      أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ
      الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
      ای کسانی که ایمان آورده اید ، پیش از آنکه آن روز فرا رسد ، که نه درآن خرید
      و فروشی باشد و نه دوستی و شفاعتی ، از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید
      و کافران خود ستمکارانند

      13 ) سوره: بقره (2) - آیه: 264

 

      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ
      الْأَذی کَالَّذی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ
      وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ
      فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلی شَیْ ءٍ مِمَّا
      کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ
      ای کسانی که ایمان آورده اید ، همانند آن کس که اموال خود را از روی ریا و
      خودنمایی انفاق می کند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد ، صدقه های خویش را
      به منت نهادن و آزار رسانیدن باطل مکنید مثل او مثل سنگ صافی است که بر روی
      آن خاک نشسته باشد به ناگاه بارانی تند فرو بارد وآن سنگ را همچنان کشت
      ناپذیر باقی گذارد چنین کسان از آنچه کرده اند سودی نمی برند ، که خدا کافران
      را هدایت نمی کند

      14 ) سوره: بقره (2) - آیه: 286

 

      لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها
      مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا
      وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذینَ مِنْ
      قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا
      وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ
      الْکافِرینَ
      خدا هیچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی کند نیکیهای هر کس ازآن ، خود
      اوست و بدیهایش از آن خود اوست ای پروردگار ما ، اگر فراموش کرده ایم یا
      خطایی کرده ایم ، ما را بازخواست مکن ای پروردگار ما ، آن گونه که بر امتهای
      پیش از ما تکلیف گران نهادی ، تکلیف گران بر ما منه و آنچه را که طاقت آن
      نداریم ، بر ما تکلیف مکن گناه ما ببخش و ما را بیامرز و بر ما رحمت آور تو
      مولای ما هستی پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان

      15 ) سوره: آل عمران‏ (3) - آیه: 13

 

      قَدْ کانَ لَکُمْ آیَةٌ فی فِئَتَیْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فی سَبیلِ
      اللَّهِ وَ أُخْری کافِرَةٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ
      اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ إِنَّ فی ذلِکَ لَعِبْرَةً
      لِأُولِی الْأَبْصارِ
      در آن دو گروه که به هم رسیدند ، برای شما عبرتی بود : گروهی در راه ، خدامی
      جنگیدند و گروهی دیگر کافر بودند آنان کافران را به چشم خود دو چندان خویش می
      دیدند خدا هر کس را که بخواهد یاری دهد و صاحبنظران را در این عبرتی است

      16 ) سوره: آل عمران‏ (3) - آیه: 28

 

      لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ
      الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی شَیْ ءٍ
      إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ
      إِلَی اللَّهِ الْمَصیرُ
      نباید مؤمنان ، کافران را به جای مؤمنان به دوستی برگزینند پس هر، که چنین
      کند او را با خدا رابطه ای نیست مگر اینکه از آنها بیمناک باشید و خدا شما را
      از خودش می ترساند که بازگشت به سوی اوست

      17 ) سوره: آل عمران‏ (3) - آیه: 32

 

      قُلْ أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا
      یُحِبُّ الْکافِرینَ
      بگو : از خدا و رسولش فرمان ببرید پس اگر رویگردان شدند ، بدانند که او،
      کافران را دوست ندارد

      18 ) سوره: آل عمران‏ (3) - آیه: 100

 

      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا فَریقاً مِنَ الَّذینَ أُوتُوا
      الْکِتابَ یَرُدُّوکُمْ بَعْدَ إیمانِکُمْ کافِرینَ
      ای کسانی که ایمان آورده اید ، اگر از گروهی از اهل کتاب اطاعت کنید ،شما را
      از ایمانتان به کفر باز می گردانند

      19 ) سوره: آل عمران‏ (3) - آیه: 131

 

      وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتی أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ
      و بترسید از آتشی که برای کافران مهیا شده است

      20 ) سوره: آل عمران‏ (3) - آیه: 141

 

      وَ لِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ یَمْحَقَ الْکافِرینَ
      و تا مؤمنان را پاکیزه گرداند و کافران را نابود سازد

      21 ) سوره: آل عمران‏ (3) - آیه: 147

 

      وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا
      وَ إِسْرافَنا فی أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی
      الْقَوْمِ الْکافِرینَ
      سخنشان جز این نبود که می گفتند : ای پروردگار ما ، گناهان ما را و زیاده
      رویهای ما را در کارها بیامرز و ما را ثابت قدم گردان و در برابر کافران یاری
      کن

      22 ) سوره: نساء (4) - آیه: 37

 

      الَّذینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما
      آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً مُهیناً
      آنان که بخل می ورزند و مردم را به بخل وا می دارند و مالی را که خدا به آنها
      داده است پنهان می کنند و ما برای کافران عذابی خوارکننده مهیا ساخته ایم

      23 ) سوره: نساء (4) - آیه: 101

 

      وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ
      تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذینَ
      کَفَرُوا إِنَّ الْکافِرینَ کانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبیناً
      و چون در زمین سفر کنید ، گناهی نیست که اگر بیم آن داشتید که کافران به شما
      زیان رسانند ، نماز خویش کوتاه کنید زیرا کافران دشمن آشکار شما هستند

      24 ) سوره: نساء (4) - آیه: 102

 

      وَ إِذا کُنْتَ فیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ
      مِنْهُمْ مَعَکَ وَ لْیَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا
      فَلْیَکُونُوا مِنْ وَرائِکُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْری لَمْ یُصَلُّوا
      فَلْیُصَلُّوا مَعَکَ وَ لْیَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ
      الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَ أَمْتِعَتِکُمْ
      فَیَمیلُونَ عَلَیْکُمْ مَیْلَةً واحِدَةً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ إِنْ کانَ
      بِکُمْ أَذی ً مِنْ مَطَرٍ أَوْ کُنْتُمْ مَرْضی أَنْ تَضَعُوا
      أَسْلِحَتَکُمْ وَ خُذُوا حِذْرَکُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْکافِرینَ
      عَذاباً مُهیناً
      و چون تو در میانشان باشی و برایشان اقامه نماز کنی ، باید که گروهی ، ازآنها
      با تو به نماز بایستند و سلاحهای خویش بردارند و چون سجده به پایان بردند
      برابر دشمن شوند تا گروه دیگر که نماز نخوانده اند بیایند و با تو نماز
      بخوانند آنان نیز هوشیار باشند و سلاحهای خویش بگیرند زیرا کافران دوست دارند
      که شما از سلاحها و متاع خود غافل شوید تا یکباره بر شمابتازند و گناهی مرتکب
      نشده اید هر گاه از باران در رنج بودید یا بیمار بودید سلاحهای خویش بگذارید
      ، ولی هوشیارانه مواظب دشمن باشید هر آینه خدا برای کافران عذابی خوارکننده
      آماده ساخته است

      25 ) سوره: نساء (4) - آیه: 139

 

      الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ
      یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً
      کسانی که به جای مؤمنان کافران را به دوستی بر می گزینند ، آیا عزت و،
      توانایی را نزد آنان می جویند ، در حالی که عزت به تمامی از آن خداست ؟

      26 ) سوره: نساء (4) - آیه: 140

 

      وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ
      اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی
      یَخُوضُوا فی حَدیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ
      جامِعُ الْمُنافِقینَ وَ الْکافِرینَ فی جَهَنَّمَ جَمیعاً
      و از این پیش ، در این کتاب بر شما نازل کرده ایم که چون شنیدید کسانی آیات
      خدا را انکار می کنند و آن را به ریشخند می گیرند با آنان منشینید تا آنگاه
      که به سخنی دیگر پردازند و گر نه شما نیز همانند آنها خواهید بود و خدا همه
      منافقان و کافران را در جهنم گرد می آورد

      27 ) سوره: نساء (4) - آیه: 141

 

      الَّذینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ
      قالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَ إِنْ کانَ لِلْکافِرینَ نَصیبٌ قالُوا أَ
      لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنینَ فَاللَّهُ
      یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ
      لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً
      کسانی که همواره مواظب شما هستند پس اگر از جانب خدا فتحی نصیبتان ، شود ، می
      گویند : مگر ما همراه شما نبودیم ؟ و اگر پیروزی نصیب کافران شود ، می گویند
      : آیا نه چنان بود که بر شما غلبه یافته بودیم و مؤمنان را از آسیب رساندن به
      شما باز داشتیم ؟ در روز قیامت خدا میان شما حکم می کند و او هرگز برای
      کافران به زیان مسلمانان راهی نگشوده است

      28 ) سوره: نساء (4) - آیه: 144

 

      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ
      دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ تُریدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ
      سُلْطاناً مُبیناً
      ای کسانی که ایمان آورده اید ، به جای مؤمنان کافران را به دوستی مگیرید آیا
      کاری می کنید که برای خدا به زیان خود حجتی آشکار پدید آرید ؟

      29 ) سوره: نساء (4) - آیه: 151

 

      أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً
      مُهیناً
      اینان در حقیقت کافرانند و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده ساخته ایم

      30 ) سوره: نساء (4) - آیه: 161

 

      وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکْلِهِمْ أَمْوالَ
      النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ مِنْهُمْ عَذاباً أَلیماً
      و نیز بدان سبب که ربا می گرفتند و حال آنکه از آن منع شده بودند ، و اموال
      مردم را به باطل می خوردند و ما برای کافرانشان عذابی دردآور مهیاکرده ایم

      31 ) سوره: مائده (5) - آیه: 44

 

      إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فیها هُدی ً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا
      النَّبِیُّونَ الَّذینَ أَسْلَمُوا لِلَّذینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ
      الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللَّهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ
      شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی
      ثَمَناً قَلیلاً وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ
      هُمُ الْکافِرُونَ
      ما تورات را که در آن هدایت و روشنایی است ، نازل کردیم پیامبرانی که ، تسلیم
      فرمان بودند بنابر آن برای یهود حکم کردند و نیز خداشناسان و دانشمندان که به
      حفظ کتاب خدا مامور بودند و بر آن گواهی دادند ، پس ، ازمردم مترسید ، از من
      بترسید و آیات مرا به بهای اندک مفروشید و هر که بر وفق آیاتی که خدا نازل
      کرده است حکم نکند ، کافر است

      32 ) سوره: مائده (5) - آیه: 54

 

      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ
      یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی
      الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ
      لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ
      اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ
      ای کسانی که ایمان آورده اید ، هر که از شما از دینش بازگردد چه باک ،زودا که
      خدا مردمی را بیاورد که دوستشان بدارد و دوستش بدارند در برابر مؤمنان
      فروتنند و در برابر کافران سرکش ، در راه خدا جهاد می کنند واز ملامت هیچ
      ملامتگری نمی هراسند این فضل خداست که به هر کس که خواهدارزانی دارد ، و
      خداوند بخشاینده و داناست

      33 ) سوره: مائده (5) - آیه: 67

 

      یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ
      لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ
      النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ
      ای پیامبر ، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان ، اگر
      چنین نکنی امر رسالت او را ادا نکرده ای خدا تو را از مردم حفظ می کند ، که
      خدا مردم کافر را هدایت نمی کند

      34 ) سوره: مائده (5) - آیه: 68

 

      قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْ ءٍ حَتَّی تُقیمُوا التَّوْراةَ
      وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزیدَنَّ
      کَثیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً
      فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ
      بگو : ای اهل کتاب ، شما هیچ نیستید ، تا آنگاه که تورات و انجیل و، آنچه را
      از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است برپای دارید آنچه ازجانب پروردگارت
      بر تو نازل شده است بر طغیان و کفر بیشترینشان بیفزاید پس بر این مردم کافر
      غمگین مباش

      35 ) سوره: مائده (5) - آیه: 102

 

      قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها کافِرینَ
      مردمی که پیش از شما بودند از آن چیزها سؤال کردند و بدان سبب کافر شدند

      36 ) سوره: انعام‏ (6) - آیه: 89

 

      أُولئِکَ الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ
      فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها
      بِکافِرینَ
      اینان کسانی هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ایم اگر این قوم بدان
      ایمان نیاورند قوم دیگری را بر آن گمارده ایم که انکارش نمی کنند

      37 ) سوره: انعام‏ (6) - آیه: 122

 

      أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی بِهِ
      فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها
      کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ
      آیا آن کس که مرده بود و ما زنده اش ساختیم و نوری فراراهش داشتیم تابدان در
      میان مردم راه خود را بیابد ، همانند کسی است که به تاریکی گرفتار است و راه
      بیرون شدن را نمی داند ؟ اعمال کافران ، در نظرشان اینچنین آراسته گردیده است

      38 ) سوره: انعام‏ (6) - آیه: 130

 

      یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ
      یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتی وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا
      قالُوا شَهِدْنا عَلی أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ
      شَهِدُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کانُوا کافِرینَ
      ای گروه جنیان و آدمیان ، آیا بر شما پیامبرانی از خودتان فرستاده نشده تا
      آیات مرا برایتان بخوانند و شما را از دیدار چنین روزی بترسانند ؟ گویند : ما
      به زیان خویش گواهی می دهیم زندگی دنیایی آنان را بفریفت وبه زیان خود گواهی
      دادند ، که از کافران بودند

      39 ) سوره: اعراف‏ (7) - آیه: 37

 

      فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ
      بِآیاتِهِ أُولئِکَ یَنالُهُمْ نَصیبُهُمْ مِنَ الْکِتابِ حَتَّی إِذا
      جاءَتْهُمْ رُسُلُنا یَتَوَفَّوْنَهُمْ قالُوا أَیْنَ ما کُنْتُمْ تَدْعُونَ
      مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ
      أَنَّهُمْ کانُوا کافِرینَ
      کیست ستمکارتر از آن که به خدا دروغ بندد یا آیات او را دروغ انگارد ؟نصیبی
      که برایشان مقرر شده به آنها خواهد رسید آنگاه که فرستادگان مابیایند تا
      جانشان را بگیرند ، می پرسند : آن چیزهایی که به جای خدا پرستش می کردید ،
      اکنون کجایند ؟ گویند : تباه شدند و از دست ما رفتند و در این حال به زیان
      خود شهادت دهند ، زیرا که کافر بوده اند

      40 ) سوره: اعراف‏ (7) - آیه: 45

 

      الَّذینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ
      بِالْآخِرَةِ کافِرُونَ
      آنان که از راه خدا روی بر می گردانند و آن را کجروی می پندارند و به قیامت
      ایمان ندارند

      41 ) سوره: اعراف‏ (7) - آیه: 50

 

      وَ نادی أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ
      الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما
      عَلَی الْکافِرینَ
      دوزخیان بهشتیان را آواز دهند که اندکی آب یا از چیزهایی که خدا به شماارزانی
      کرده است بر ما فرو ریزید گویند : خدا آنها را بر کافران حرام کرده است

      42 ) سوره: اعراف‏ (7) - آیه: 76

 

      قالَ الَّذینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا بِالَّذی آمَنْتُمْ بِهِ کافِرُونَ
      گردنکشان گفتند : ما به کسی که شما ایمان آورده اید ایمان نمی آوریم

      43 ) سوره: اعراف‏ (7) - آیه: 93

 

      فَتَوَلَّی عَنْهُمْ وَ قالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالاتِ
      رَبِّی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ فَکَیْفَ آسی عَلی قَوْمٍ کافِرینَ
      پس ، از آنها رویگردان شد و گفت : ای قوم من ، هر آینه پیامهای ، پروردگارم
      را به شما رسانیدم و اندرزتان دادم چگونه بر مردمی کافر اندوهگین شوم ؟

      44 ) سوره: اعراف‏ (7) - آیه: 101

 

      تِلْکَ الْقُری نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ
      رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ
      قَبْلُ کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلی قُلُوبِ الْکافِرینَ
      اینها قریه هایی است که ما اخبارشان را بر تو حکایت کنیم پیامبرانشان ، با
      دلایل روشن آمدند و به آن چیزها که از آن پیش دروغ خوانده بودند ،ایمان
      نیاوردند و خدا بر دلهای کافران اینچنین مهر می نهد

      45 ) سوره: انفال‏ (8) - آیه: 7

 

      وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللَّهُ إِحْدَی الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ
      تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُریدُ اللَّهُ
      أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرینَ
      و به یادآر آنگاه را که خدا به شما وعده داد که یکی از آن دو گروه به دست شما
      افتد و دوست داشتید که آن گروه که عاری از قدرت است ، به دست شما افتد ، حال
      آنکه خدا می خواست با سخنان خویش حق را بر جای خود نشاند و ریشه کافران را
      قطع کند

      46 ) سوره: انفال‏ (8) - آیه: 14

 

      ذلِکُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْکافِرینَ عَذابَ النَّارِ
      عقوبت را بچشید ، و عذاب آتش از آن کافران است

      47 ) سوره: انفال‏ (8) - آیه: 18

 

      ذلِکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکافِرینَ
      اینچنین بود و خدا سست کننده حیله کافران است

      48 ) سوره: توبه (9) - آیه: 2

 

      فَسیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ
      مُعْجِزِی اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکافِرینَ
      پس چهار، ماه به شما مهلت داده شد که در این سرزمین سیر کنید ، و بدانید که
      از خدا نتوانید گریخت ، و اوست که کافران را رسوا می سازد

      49 ) سوره: توبه (9) - آیه: 26

 

      ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ وَ
      أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ذلِکَ
      جَزاءُ الْکافِرینَ
      آنگاه خدا آرامش خویش را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و لشکریانی که آنها
      را نمی دیدید فرو فرستاد و کافران را عذاب کرد ، و این است کیفر کافران

      50 ) سوره: توبه (9) - آیه: 32

 

      یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ
      إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ
      می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ، و خدا جز به کمال ، رساندن
      نور خود نمی خواهد هر چند کافران را خوش نیاید

      51 ) سوره: توبه (9) - آیه: 37

 

      إِنَّمَا النَّسی ءُ زِیادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذینَ کَفَرُوا
      یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً لِیُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ
      اللَّهُ فَیُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ
      وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ
      به تاخیر افکندن ماههای حرام ، افزونی در کفر است و موجب گمراهی کافران ،
      آنان یک سال آن ماه را حلال می شمردند و یک سال حرام ، تا با آن شمار که خدا
      حرام کرده است توافق یابند پس آنچه را که خدا حرام کرده حلال می شمارند کردار
      ناپسندشان در نظرشان آراسته گردیده و خدا کافران را هدایت نمی کند

      52 ) سوره: توبه (9) - آیه: 49

 

      وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لی وَ لا تَفْتِنِّی أَلا فِی الْفِتْنَةِ
      سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ
      بعضی از آنان می گویند : مرا رخصت ده و به گناه مینداز آگاه باش که اینان خود
      در گناه افتاده اند و جهنم بر کافران احاطه دارد

      53 ) سوره: توبه (9) - آیه: 55

 

      فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ
      لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ
      هُمْ کافِرُونَ
      دارایی و فرزندانشان تو را به اعجاب نیفکند جز این نیست که خدا می ، خواهد به
      آنها در این دنیا عذابشان کند و در حالی که هنوز کافرند جانشان برآید

      54 ) سوره: توبه (9) - آیه: 85

 

      وَ لا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ أَنْ
      یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ
کافِرُونَ
      اموال و اولادشان به اعجابت نیفکند ، خدا می خواهد به سبب آنها در
      دنیاعذابشان کند و در عین کفر جان بسپارند

      55 ) سوره: توبه (9) - آیه: 125

 

      وَ أَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی
      رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ
      اما آنان که در دلهایشان مرضی است ، جز انکاری بر انکارشان نیفزود و، همچنان
      کافر بمردند

      56 ) سوره: یونس‏ (10) - آیه: 2

 

      أَ کانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنا إِلی رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ
      أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ
      عِنْدَ رَبِّهِمْ قالَ الْکافِرُونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبینٌ
      آیا مردم در شگفتند از اینکه به مردی از خودشان وحی کردیم که مردم را بترسان
      و مؤمنان را بشارت ده که در نزد پروردگارشان پایگاهی رفیع دارند ؟کافران
      گفتند که این مرد آشکارا جادوگری است

      57 ) سوره: یونس‏ (10) - آیه: 86

 

      وَ نَجِّنا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکافِرینَ
      و به رحمت خود ما را از این کافران رهایی بخش

      58 ) سوره: هود (11) - آیه: 19

 

      الَّذینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ
      بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ
      آنان که مردم را از راه خدا باز می دارند و راه خدا را منحرف می خواهندو به
      آخرت ایمان ندارند ،

      59 ) سوره: هود (11) - آیه: 42

 

      وَ هِیَ تَجْری بِهِمْ فی مَوْجٍ کَالْجِبالِ وَ نادی نُوحٌ ابْنَهُ وَ کانَ
      فی مَعْزِلٍ یا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنا وَ لا تَکُنْ مَعَ الْکافِرینَ
      کشتی آنان را در میان امواجی چون کوه می برد نوح پسرش را که در گوشه ای
      ایستاده بود ندا داد : ای پسر ، با ما سوار شو و با کافران مباش

      60 ) سوره: یوسف‏ (12) - آیه: 37

 

      قالَ لا یَأْتیکُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُکُما بِتَأْویلِهِ
      قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَکُما ذلِکُما مِمَّا عَلَّمَنی رَبِّی إِنِّی تَرَکْتُ
      مِلَّةَ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ
کافِرُونَ
      گفت : طعام روزانه شما را هنوز نیاورده باشند که پیش از آن شما را ازتعبیر آن
      خوابها چنان که پروردگارم به من آموخته است خبر می دهم من کیش مردمی را که به
      خدای یکتا ایمان ندارند و به روز قیامت کافرند ، ترک کرده ام

      61 ) سوره: یوسف‏ (12) - آیه: 87

 

      یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ وَ لا تَیْأَسُوا
      مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ
      الْقَوْمُ الْکافِرُونَ
      ای پسران من ، بروید و یوسف و برادرش را بجویید و از رحمت خدا، مایوس مشوید ،
      زیرا تنها کافران از رحمت خدا مایوس می شوند

      62 ) سوره: رعد (13) - آیه: 14

 

      لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَسْتَجیبُونَ
      لَهُمْ بِشَیْ ءٍ إِلاَّ کَباسِطِ کَفَّیْهِ إِلَی الْماءِ لِیَبْلُغَ فاهُ
      وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ وَ ما دُعاءُ الْکافِرینَ إِلاَّ فی ضَلالٍ
      خاص اوست خواندن راستین آنان که جز او را می خوانند هیچ پاسخشان ، نمی گویند
      همانند کسی که دو دست به سوی آب برد تا آب به دهان رساند و نتواند که آب به
      دهان رساند و دعای کافران جز به گمراهی نیست

      63 ) سوره: رعد (13) - آیه: 35

 

      مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا
      الْأَنْهارُ أُکُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْکَ عُقْبَی الَّذینَ اتَّقَوْا
      وَ عُقْبَی الْکافِرینَ النَّارُ
      صفت بهشتی که به پرهیزگاران وعده شده : آب از زیر درختانش روان است و، میوه
      ها و سایه اش همیشگی است این سرانجام کسانی است که پرهیزگارند و سرانجام
      کافران آتش است

      64 ) سوره: ابراهیم‏ (14) - آیه: 2

 

      اللَّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ وَیْلٌ
      لِلْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ شَدیدٍ
      خدایی که هر چه در آسمانها و زمین است از آن اوست پس وای بر کافران از عذابی
      سخت

      65 ) سوره: نحل‏ (16) - آیه: 27

 

      ثُمَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُخْزیهِمْ وَ یَقُولُ أَیْنَ شُرَکائِیَ الَّذینَ
      کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فیهِمْ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ
      الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَی الْکافِرینَ
      آنگاه در روز قیامت رسوایشان سازد و گوید : بتانی که شریک من می ، خواندید و
      بر سر آنها با یکدیگر اختلاف می کردید اکنون کجایند ؟ دانشمندان گویند :
      امروز نصیب کافران رسوایی و رنج است

      66 ) سوره: نحل‏ (16) - آیه: 83

 

      یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها وَ أَکْثَرُهُمُ
      الْکافِرُونَ
      نعمتهای خدا را می شناسند ، باز هم منکر آن می شوند ، زیرا بیشترشان ناسپاسند

      67 ) سوره: نحل‏ (16) - آیه: 107

 

      ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ وَ
      أَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ
      و این بدان سبب است که اینان زندگی دنیا را بیشتر از زندگی آخرت دوست دارند و
      خدا مردم کافر را هدایت نمی کند

      68 ) سوره: اسراء (17) - آیه: 8

 

      عَسی رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَ جَعَلْنا
      جَهَنَّمَ لِلْکافِرینَ حَصیراً
      شاید پروردگارتان بر شما رحمت آورد و اگر بازگردید ، باز می گردیم ، وجهنم را
      زندان کافران ساخته ایم

      69 ) سوره: کهف‏ (18) - آیه: 100

 

      وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ لِلْکافِرینَ عَرْضاً
      و در آن روز جهنم را به کافران ، چنان که باید ، نشان خواهیم داد :

      70 ) سوره: کهف‏ (18) - آیه: 102

 

      أَ فَحَسِبَ الَّذینَ کَفَرُوا أَنْ یَتَّخِذُوا عِبادی مِنْ دُونی
      أَوْلِیاءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْکافِرینَ نُزُلاً
      آیا کافران پندارند که به جای من بندگان مرا به خدایی گیرند ؟ ما جهنم ، را
      آماده ساخته ایم تا منزلگاه کافران باشد

      71 ) سوره: مریم‏ (19) - آیه: 83

 

      أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطینَ عَلَی الْکافِرینَ تَؤُزُّهُمْ
      أَزًّا
      آیا ندیده ای که ما شیاطین را به سوی کافران فرستادیم تا آنها را برانگیزند ؟

      72 ) سوره: انبیاء (21) - آیه: 36

 

      وَ إِذا رَآکَ الَّذینَ کَفَرُوا إِنْ یَتَّخِذُونَکَ إِلاَّ هُزُواً أَ هذَا
      الَّذی یَذْکُرُ آلِهَتَکُمْ وَ هُمْ بِذِکْرِ الرَّحْمنِ هُمْ کافِرُونَ
      کافران چون تو را ببینند بی شک مسخره ات خواهند کرد ، که : آیا این ، همان
      مردی است که از خدایانتان به بدی یاد می کند ؟ و اینان خود یاد خدای رحمان را
      منکرند

      73 ) سوره: حج‏ (22) - آیه: 44

 

      وَ أَصْحابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسی فَأَمْلَیْتُ لِلْکافِرینَ ثُمَّ
      أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کانَ نَکیرِ
      و مردم مدین و موسی نیز تکذیب گردید من به کافران مهلت دادم ، آنگاه ، آنها
      را فرو گرفتم و عقوبت من چگونه بود ؟

      74 ) سوره: مؤمنون‏ (23) - آیه: 117

 

      وَ مَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما
      حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکافِرُونَ
      آن کس که جز خدای یکتا خدای دیگری را می خواند که به حقانیتش هیچ برهانی
      ندارد ، جز این نیست که حسابش نزد پروردگارش خواهد بود

      75 ) سوره: فرقان‏ (25) - آیه: 26

 

      الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَ کانَ یَوْماً عَلَی
      الْکافِرینَ عَسیراً
      فرمانروایی در آن روز به راستی از آن خدای رحمان است و برای کافران روزی
      دشوار خواهد بود

      76 ) سوره: فرقان‏ (25) - آیه: 52

 

      فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً
      از کافران اطاعت مکن ، و به حکم خدا با آنها جهاد کن ، جهادی بزرگ

      77 ) سوره: فرقان‏ (25) - آیه: 55

 

      وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَنْفَعُهُمْ وَ لا یَضُرُّهُمْ وَ
      کانَ الْکافِرُ عَلی رَبِّهِ ظَهیراً
      سوای خدای یکتا چیزهایی را می پرستند که به آنها نه سود می دهد و نه زیان و
      کافر همواره پشتیبان مخالفان پروردگار خویش است

      78 ) سوره: شعراء (26) - آیه: 19

 

      وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتی فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْکافِرینَ
      و آن کار را که ازتو سر زد مرتکب نشدی ؟ پس تو کافر نعمتی

      79 ) سوره: نمل‏ (27) - آیه: 43

 

      وَ صَدَّها ما کانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّها کانَتْ مِنْ
      قَوْمٍ کافِرینَ
      و او را از هر چه به جز خدای یکتا می پرستید ، باز داشت زیرا او در زمره
      کافران بود

      80 ) سوره: قصص‏ (28) - آیه: 48

 

      فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِیَ مِثْلَ ما
      أُوتِیَ مُوسی أَ وَ لَمْ یَکْفُرُوا بِما أُوتِیَ مُوسی مِنْ قَبْلُ قالُوا
      سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِکُلٍّ کافِرُونَ
      چون پیامبر راستگوی از جانب ما بر آنان مبعوث شد ، گفتند : چرا آنچه به ،
      موسی داده شده به او داده نشده ؟ آیا اینان پیش از این به آنچه به موسی داده
      شده بود کافر نشده بودند ؟ و گفتند که این هر دو ، دو جادوست همانند هم و ما
      به هیچ یک ایمان نمی آوریم

      81 ) سوره: قصص‏ (28) - آیه: 82

 

      وَ أَصْبَحَ الَّذینَ تَمَنَّوْا مَکانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ
      وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ
      یَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا لَخَسَفَ بِنا وَیْکَأَنَّهُ
      لا یُفْلِحُ الْکافِرُونَ
      روز دیگر آن کسان که دیروز آرزو می کردند که به جای او می بودند ، می ، گفتند
      : شگفتا که خدا روزی هر کس را که خواهد فراوان کند یا تنگ سازد اگر خدا به ما
      نیز نعمت فراوان داده بود ، ما را نیز در زمین فرو می برد و شگفتا که کافران
      رستگار نمی شوند

      82 ) سوره: قصص‏ (28) - آیه: 86

 

      وَ ما کُنْتَ تَرْجُوا أَنْ یُلْقی إِلَیْکَ الْکِتابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ
      رَبِّکَ فَلا تَکُونَنَّ ظَهیراً لِلْکافِرینَ
      اگر رحمت پروردگارت نبود ، امید آن را نداشتی که این کتاب بر تو القاشود پس
      نباید پشتیبان کافران باشی

      83 ) سوره: عنکبوت‏ (29) - آیه: 47

 

      وَ کَذلِکَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ فَالَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ
      یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ ما یَجْحَدُ
      بِآیاتِنا إِلاَّ الْکافِرُونَ
      همچنان این کتاب را بر تو نازل کردیم و اهل کتاب به آن ایمان می آورندو، از
      اینان نیز کسانی به آن ایمان می آورند و جز کافران کسی آیات ما راانکار نمی
      کند

      84 ) سوره: عنکبوت‏ (29) - آیه: 54

 

      یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ
      از تو به شتاب عذاب خدا را می طلبند ، حال آنکه جهنم بر کافران احاطه دارد

      85 ) سوره: عنکبوت‏ (29) - آیه: 68

 

      وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ
      بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَیْسَ فی جَهَنَّمَ مَثْوی ً لِلْکافِرینَ
      پس کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ می بندد یا به هنگامی که حق به سوی او
      آید تکذیبش می کند ؟ آیا در جهنم جایگاهی برای کافران نیست ؟

      86 ) سوره: روم‏ (30) - آیه: 8

 

      أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فی أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ
      الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ إِنَّ
      کَثیراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَکافِرُونَ
      آیا با خود نمی اندیشند که خدا آسمانها و زمین را و هر چه را میان آنهاست ،
      جز به حق و تا مدتی محدود ، نیافریده است ؟ و بسیاری از مردم به دیدار
      پروردگارشان ایمان ندارند

      87 ) سوره: روم‏ (30) - آیه: 13

 

      وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَکائِهِمْ شُفَعاءُ وَ کانُوا بِشُرَکائِهِمْ
      کافِرینَ
      هیچ یک از بتانشان شفاعتشان نمی کند و دیگر به بتان خود باور ندارند

      88 ) سوره: روم‏ (30) - آیه: 45

 

      لِیَجْزِیَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ
      لا یُحِبُّ الْکافِرینَ
      تا کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند از فضل خود، پاداش
      دهد زیرا خدا کافران را دوست ندارد

      89 ) سوره: سجده (32) - آیه: 10

 

      وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِی الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفی خَلْقٍ جَدیدٍ بَلْ
      هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ کافِرُونَ
      و گفتند : آیا وقتی که در زمین ناپدید شویم ، آفرینش تازه ای خواهیم یافت ؟
      آری ، ایشان به دیدار با پروردگارشان ایمان ندارند

      90 ) سوره: احزاب‏ (33) - آیه: 1

 

      یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ
      الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً
      ای پیامبر ، از خدا بترس و از کافران و، منافقان اطاعت مکن زیرا خداداناو
      حکیم است

      91 ) سوره: احزاب‏ (33) - آیه: 8

 

      لِیَسْئَلَ الصَّادِقینَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْکافِرینَ عَذاباً
      أَلیماً
      تا راستگویان را از صدقشان بپرسد ، و برای کافران عذابی دردآور مهیا کرده است

      92 ) سوره: احزاب‏ (33) - آیه: 48

 

      وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ
      عَلَی اللَّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلاً
      از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن ،که خدا
      کارسازی را بسنده است

      93 ) سوره: احزاب‏ (33) - آیه: 64

 

      إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکافِرینَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعیراً
      خدا کافران را لعنت کرده و برایشان آتشی سوزان مهیا کرده است ،

      94 ) سوره: سبا (34) - آیه: 34

 

      وَ ما أَرْسَلْنا فی قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا
      بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ
      ما هیچ بیم دهنده ای به قریه ای نفرستادیم ، جز آنکه توانگران عیاشش گفتند :
      ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ایمان نمی آوریم

      95 ) سوره: فاطر (35) - آیه: 39

 

      هُوَ الَّذی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ
      کُفْرُهُ وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ
      مَقْتاً وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً
      اوست که شما را در روی زمین جانشین پیشینیان کرد پس هر کس که ناسپاسی ، کند ،
      ناسپاسی اش بر زیان اوست ، و کفر کافران جز بر دشمنی پروردگارشان با آنها ،
      نیفزاید نیز کفر کافران جز به خسرانشان نیفزاید

      96 ) سوره: یس (36) - آیه: 70

 

      لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرینَ
      تا مؤمنان را بیم دهد و سخن حق بر کافران ثابت شود

      97 ) سوره: ص‏ (38) - آیه: 4

 

      وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْکافِرُونَ هذا
      ساحِرٌ کَذَّابٌ
      در شگفت شدند از اینکه بیم دهنده ای از میان خودشان برخاست و کافران گفتند :
      این جادوگری دروغگوست

      98 ) سوره: ص‏ (38) - آیه: 74

 

      إِلاَّ إِبْلیسَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ
      مگر ابلیس که بزرگی فروخت و از کافران شد

      99 ) سوره: زمر (39) - آیه: 32

 

      فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللَّهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ
      جاءَهُ أَ لَیْسَ فی جَهَنَّمَ مَثْوی ً لِلْکافِرینَ
      پس کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ می بندد و سخن راستی را که براو، آمده
      است تکذیب می کند آیا کافران را در جهنم جایگاهی نیست ؟

      100 ) سوره: زمر (39) - آیه: 59

 

      بَلی قَدْ جاءَتْکَ آیاتی فَکَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَکْبَرْتَ وَ کُنْتَ مِنَ
      الْکافِرینَ
      آری ، آیات من بر تو نازل شد و تو گردنکشی کردی و از کافران بودی

      101 ) سوره: زمر (39) - آیه: 71

 

      وَ سیقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّی إِذا جاؤُها
      فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ
      مِنْکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیاتِ رَبِّکُمْ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ
      یَوْمِکُمْ هذا قالُوا بَلی وَ لکِنْ حَقَّتْ کَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَی
      الْکافِرینَ
      و کافران را گروه گروه به جهنم برانند چون به جهنم رسند درهایش ، گشوده شود و
      نگهبانان آتش گویند : آیا پیامبرانی از خود شما بر شما مبعوث نشدند تا آیات
      پروردگارتان را برایتان بخوانند و شما را از دیدار با چنین روزی بترسانند ؟
      می گویند : بلی ولی ، بر کافران عذاب محقق شده بود

      102 ) سوره: غافر (40) - آیه: 14

 

      فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ
      پس خدا را بخوانید ، در حالی که تنها برای او در دین اخلاص می ورزید ،اگر چه
      کافران را ناخوش آید

      103 ) سوره: غافر (40) - آیه: 25

 

      فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ
      الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِساءَهُمْ وَ ما کَیْدُ الْکافِرینَ
      إِلاَّ فی ضَلالٍ
      چون دین حق را از جانب ما بر آنها عرضه داشت ، گفتند : پسران کسانی راکه به
      او ایمان آورده اند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید و حیله سازی کافران جز
      در طریق تباهی نباشد

      104 ) سوره: غافر (40) - آیه: 50

 

      قالُوا أَ وَ لَمْ تَکُ تَأْتیکُمْ رُسُلُکُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا بَلی
      قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْکافِرینَ إِلاَّ فی ضَلالٍ
      می گویند : آیا پیامبرانتان با دلایل روشن نزد شما نیامده بودند ؟ می ، گویند
      : بلی می گویند : پس دعا کنید و دعای کافران جز آنکه تباه شود هیچ نخواهد بود

      105 ) سوره: غافر (40) - آیه: 74

 

      مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَکُنْ نَدْعُوا مِنْ
      قَبْلُ شَیْئاً کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ الْکافِرینَ
      می گویند : آنها را از دست داده ایم ، بلکه پیش از این چیزی را به ، خدایی
      نمی خوانده ایم خدا کافران را بدین سان گمراه می کند

      106 ) سوره: غافر (40) - آیه: 85

 

      فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ
      اللَّهِ الَّتی قَدْ خَلَتْ فی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ
      اما بدان هنگام که عذاب ما را دیدند دیگر ایمانشان برایشان سودی نبخشید این
      سنت خداست در رفتار با بندگانش و کافران در آن روز زیان کردند

      107 ) سوره: فصلت‏ (41) - آیه: 7

 

      الَّذینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ
      آنهایی که زکات نمی دهند و به آخرت ایمان ندارند

      108 ) سوره: فصلت‏ (41) - آیه: 14

 

      إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ
      تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِکَةً
      فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ
      آنگاه که رسولان از پیش رو و پشت سر نزدشان آمدند و گفتند که جز خدای ، یکتا
      را مپرستید ، گفتند : اگر پروردگار ما می خواست فرشتگان را از آسمان نازل می
      کرد ما به آنچه شما بدان مبعوث شده اید ایمان نمی آوریم

      109 ) سوره: شوری (42) - آیه: 26

 

      وَ یَسْتَجیبُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ
      فَضْلِهِ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ
      و دعای کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند اجابت می کند ،
      و از فضل خویش آنان را افزون می دهد و کافران را به عذابی سخت گرفتار می سازد

      110 ) سوره: زخرف‏ (43) - آیه: 24

 

      قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدی مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آباءَکُمْ
      قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ
      گفت : حتی اگر برای شما چیزی بیاورم که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته
      بودید هدایت کننده تر باشد ؟ گفتند : ما به آیینی که شما را بدان فرستاده اند
      بی ایمانیم

      111 ) سوره: زخرف‏ (43) - آیه: 30

 

      وَ لَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ قالُوا هذا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِهِ کافِرُونَ
      چون حق بر آنها آشکار شد گفتند : این جادوست و ما بدان ایمان نمی آوریم

      112 ) سوره: احقاف‏ (46) - آیه: 6

 

      وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ کانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ کانُوا بِعِبادَتِهِمْ
      کافِرینَ
      و چون در قیامت مردم را گرد آرند ، بتان با پرستندگان خویش دشمن باشندو،
      عبادتشان را انکار کنند

      113 ) سوره: محمد (47) - آیه: 10

 

      أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ
      الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لِلْکافِرینَ
      أَمْثالُها
      آیا در زمین سیر نکرده اند تا بنگرند که عاقبت کسانی که پیش از آنها بوده اند
      چگونه بوده است ؟ خدا هلاکشان کرد و کافران نیز عاقبتی آنچنان خواهند داشت

      114 ) سوره: محمد (47) - آیه: 11

 

      ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْکافِرینَ لا
      مَوْلی لَهُمْ
      این بدان سبب است که خدا یاور کسانی است که ایمان آورده اند و کافران را هیچ
      یاوری نیست

      115 ) سوره: فتح‏ (48) - آیه: 13

 

      وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا
      لِلْکافِرینَ سَعیراً
      و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده است ، بداند که برای کافران آتشی
      سوزان آماده کرده ایم

      116 ) سوره: ق‏ (50) - آیه: 2

 

      بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْکافِرُونَ هذا شَیْ
      ءٌ عَجیبٌ
      که در، شگفت شدند از اینکه از میان خودشان بیم دهنده ای سویشان آمد و کافران
      گفتند : این چیزی عجیب است ،

      117 ) سوره: قمر (54) - آیه: 8

 

      مُهْطِعینَ إِلَی الدَّاعِ یَقُولُ الْکافِرُونَ هذا یَوْمٌ عَسِرٌ
      سرها را بالا گرفته به سوی آن دعوت کننده می شتابند کافران می گویند :این روز
      دشواری است

      118 ) سوره: مجادله (58) - آیه: 4

 

      فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ
      یَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکیناً ذلِکَ
      لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ
      لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ
      اما کسانی که بنده ای نیابند ، پیش از آنکه با یکدیگر تماس یابند ، باید، دو
      ماه پی در پی روزه بدارند و آن که نتواند ، شصت مسکین را طعام دهد و این بدان
      سبب است که به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید اینها حدود خداست و برای کافران
      عذابی است دردآور

      119 ) سوره: مجادله (58) - آیه: 5

 

      إِنَّ الَّذینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَما کُبِتَ
      الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنا آیاتٍ بَیِّناتٍ وَ
      لِلْکافِرینَ عَذابٌ مُهینٌ
      کسانی که با خدا و پیامبرش مخالفت می ورزند ذلیل و خوار می شوند ، همچنان که
      پیشینیانشان خوار شده اند ما آیاتی روشن نازل کردیم و کافران راعذابی است
      خوار کننده

      120 ) سوره: صف‏ (61) - آیه: 8

 

      یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ
      نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ
      می خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش کنند ولی خدا کامل کننده ، نورخویش
      است ، اگر چه کافران را ناخوش آید

      121 ) سوره: تغابن‏ (64) - آیه: 2

 

      هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ
      بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ
      اوست که شما را بیافرید بعضی از شما کافر ، و بعضی مؤمنند و کارهایی را که می
      کنید می بیند

      122 ) سوره: ملک‏ (67) - آیه: 20

 

      أَمَّنْ هذَا الَّذی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ
      إِنِ الْکافِرُونَ إِلاَّ فی غُرُورٍ
      آیا آن نگهبانی که شما را یاری می کند ، غیر از خدا کیست ؟ کافران در فریبی
      بیش نیستند

      123 ) سوره: ملک‏ (67) - آیه: 28

 

      قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللَّهُ وَ مَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنا
      فَمَنْ یُجیرُ الْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ
      بگو : گیرم که خدا مرا و همراهانم را هلاک کند یا بر ما رحمت آورد ، چه کسی
      کافران را از عذاب دردآور می رهاند ؟

      124 ) سوره: حاقه (69) - آیه: 50

 

      وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَی الْکافِرینَ
      و قرآن کافران را مایه حسرت است

      125 ) سوره: معارج‏ (70) - آیه: 2

 

      لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ
      بر کافران فرود خواهد آمد و کس آن را، دفع نتواند کرد ،

      126 ) سوره: نوح‏ (71) - آیه: 26

 

      وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیَّاراً
      و نوح گفت : ای پروردگار من ، بر روی زمین هیچ یک از کافران را مگذار،

      127 ) سوره: مدثر (74) - آیه: 10

 

      عَلَی الْکافِرینَ غَیْرُ یَسیرٍ
      و برای کافران ناآسان

      128 ) سوره: مدثر (74) - آیه: 31

 

      وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا
      عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ
      أُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یَرْتابَ
      الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ فی
      قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً
      کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ
      جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْری لِلْبَشَرِ
      موکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار ندادیم و شمار آنها جز برای ، امتحان
      کافران نیست تا اهل کتاب یقین کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید و اهل کتاب و
      مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضی است نگویند :خدا از این مثل چه
      می خواسته است ؟ خدا اینچنین هر کس را که بخواهد گمراه می کند و هر کس را که
      بخواهد راه می نماید و شمار سپاهیان پروردگارت را جز او نداند و این سخن جز
      اندرزی از برای مردم نیست

      129 ) سوره: انسان‏ (76) - آیه: 4

 

      إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعیراً
      ما برای کافران زنجیرها و غلها و آتش افروخته آماده کرده ایم

      130 ) سوره: نبا (78) - آیه: 40

 

      إِنَّا أَنْذَرْناکُمْ عَذاباً قَریباً یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما
      قَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنی کُنْتُ تُراباً
      ما شما را از عذابی نزدیک می ترسانیم : روزی که آدمی هر چه را پیشاپیش
      فرستاده است می نگرد و کافر می گوید : ای کاش من خاک می بودم

      131 ) سوره: طارق‏ (86) - آیه: 17

 

      فَمَهِّلِ الْکافِرینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً
      پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده

      132 ) سوره: کافرون‏ (109) - آیه: 1

 

      قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ
      بگو : ای کافران ،




کلمات کلیدی :مذهبی، قران

نوشته شده توسط صادق در ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

عبادت به اضافه سلامت

 

شیوه زندگی در ماه رمضان شکل دیگری است. این یک ماه با 11 ماه دیگر سال فرق دارد. برنامه زندگی از روال عادی و روزمره خارج می‌شود. برنامه خواب و خوراک و استراحت و زمان دید و بازدید‌های خانوادگی تغییر می‌کند.
اگر برنامه‌ریزی درستی نداشته باشید، خواب و خوراک‌تان به هم می‌خورد، خسته و بی‌حوصله می‌شوید و کارایی‌تان پایین می‌آید. با یک برنامه‌ریزی دقیق و رعایت نکات ساده می‌توانید خودتان را با این تغییرات هماهنگ کنید، به راحتی روزه بگیرید و از مزایای معنوی این ماه بهره بیشتری ببرید.
«روزه‌داری بزرگ‌ترین فرصت برای تقویت و آمادگی جسمانی است». این جمله را پاراسلسوس درباره روزه گفته است. بقراط پدر علم پزشکی هم معتقد است؛ «روزه‌داری همان توانایی انسان در جهت درمان خود است که به عنوان فرصتی برای بدن فراهم می‌شود».
در اولین کنگره بین‌المللی روزه و سلامت که سال 1994 در کازابلانکا برگزار شد، دبیرخانه این کنگره بیش از 50 عنوان مقاله از محققان مسلمان و غیرمسلمان سراسر جهان درباره تاثیر روزه بر سلامت دریافت کرد. نتایج هیچ‌کدام از پژوهش‌ها نشان نداد روزه برای سلامتی مضر است یا باعث بدترشدن بیماری می‌شود. واقعیت این است که اگر روزه‌داری طبق اصول صحیح انجام شود برای سلامت مفید است و اگر به شیوه غلط انجام شود، می‌تواند آسیب‌های جدی به سلامتی وارد کند.
بررسی‌ها نشان داده است روزه باعث استراحت دستگاه گوارش، کاهش قند خون، کاهش کلسترول و کاهش فشارخون سیستولیک و همچنین کاهش استرس می‌شود. اما به شرط اینکه چند نکته را در روزهای روزه‌داری رعایت کنیم.

سحری چه بخوریم؟

سحری مهم‌ترین وعده غذایی روزه‌دارهاست چون انرژی لازم را در طول روز تامین می‌کند. بیدارنشدن برای سحری باعث می‌شود در طول روز بی‌حال و تشنه و گرسنه باشید. این کار در طولانی‌مدت به سلامت‌تان آسیب می‌رساند. بهتر است ساعتی قبل از اذان صبح از خواب بیدار شوید تا آرامش و وقت کافی برای غذاخوردن داشته باشید و از ورود حجم زیاد غذا در زمان کم به معده جلوگیری کنید.
وعده غذایی سحری باید متنوع و شامل تمام گروه‌های غذایی باشد. کارشناسان تغذیه توصیه می‌کنند در این وعده از غذاهای پرفیبر استفاده کنید. این غذاها مدت بیشتری در سیستم گوارش می‌مانند و باعث می‌شوند در طول روز دیرتر احساس گرسنگی کنید. هضم غذاهای فیبردار حدود 8 ساعت طول می‌کشد، در حالی که غذاهای زود هضم در مدت 3 تا 4 ساعت هضم می‌شوند.
نوشیدن چای در سحر توصیه نمی‌شود. چون باعث دفع ادرار می‌شود و در این صورت ممکن است بدن مواد معدنی‌ای که در طول روز به آن نیاز دارد را در ابتدای روز از دست بدهد.
بعد از غذا دندان‌هایتان را خوب مسواک بزنید. استفاده از نخ دندان و شستن دهان با آب نمک از بوی بد دهان در طول روز پیشگیری می‌کند. نکته آخر اینکه پس از خوردن سحری حداقل یک ساعت برای هضم غذا بیدار بمانید.

افطار و شام

چای کم‌رنگ، شیر، خرما، حلوا یا شله زرد، سوپ رقیق، نان و پنیر و سبزی از غذاهای مناسب برای افطار است. بهتر است روزه‌تان را با خرما و شیر یا چای کم رنگ باز کنید. در نوشیدن مایعات زیاده‌روی نکنید. مصرف زیاد مایعات هنگام افطار به معده فشار می‌آورد و باعث سوء‌هاضمه می‌شود. کمی استراحت کنید و خوردن بیشتر را به زمان شام موکول کنید.
در وعده افطار مصرف مواد قندی ساده برای بالابردن میزان قند خون لازم است، اما باید مراقب باشید در مصرف مواد قندی زیاده‌روی نکنید. شاید باور نکنید اما یکی از علت‌های افت قند خون بعد از افطار مصرف زیاد مواد قندی است. علتش هم این است که در لحظه افطار قند خون به پایین ترین مقدار رسیده و بعد از خوردن غذا قند خون یکباره بالا می‌رود.
بدن برای مقابله با افزایش قند خون هورمون انسولین ترشح می‌کند و این هورمون به فاصله نیم تا یک ساعت بعد از خوردن غذا قند خون را به حالت اولیه می‌رساند. اما معمولا از آنجایی که قندهای ساده و تصفیه شده در رژیم غذایی ما زیاد است، انسولین زیادی هم ترشح می‌شود و همین باعث می‌شود بدن دچار افت قند خون شود. بهتر است شام چند ساعت بعد از افطار میل شود. کارشناسان تغذیه توصیه می‌کنند افطار و شام را همزمان میل نکنید. این کار به سیستم گوارش فشار وارد می‌کند.

تامین آب بدن

به دلیل اینکه در طول روز نمی‌توانید آب بنوشید، ممکن است بدن دچار کمبود آب شود. مصرف آب، چای کم‌رنگ، شیر، دوغ رقیق و کم‌نمک و آب‌میوه تازه را فراموش نکنید. از زمان افطار تا هنگام خواب، حداقل 4 لیوان آب بنوشید.
برای جبران آب بدن از سالاد، سبزیجات و میوه استفاده کنید. یکی از مشکلاتی که در اثر مصرف کم آب اتفاق می‌افتد، یبوست است. مصرف غذاهای فیبردار مانند حبوبات و سبزیجات و استفاده از روغن زیتون و آرد سبوس‌دار در تهیه غذا و مصرف میوه‌های خشک مانند برگه هلو، زردآلو، آلو و انجیر خشک برای پیشگیری از این حالت مفید است.

خواب و روزه‌داری

در این ماه علاوه بر وعده‌های غذایی ساعت خواب هم تغییر می‌کند. شب زودتر بخوابید تا بتوانید یکی دو ساعت قبل از اذان از خواب بیدار شوید. غذایتان را با آرامش میل کنید. بلافاصله بعد از خوردن غذا دراز نکشید، این کار باعث سوء‌هاضمه و برگشت غذا از معده می‌شود.
در ساعات دیگر روز به اندازه کافی بخوابید تا سحر خواب نمانید یا از شدت خواب آلودگی از خوردن سحری منصرف نشوید.
ساعت‌های اولیه روز، بعد از خواب شبانه و خوردن غذا بهترین زمان برای فعالیت‌های فکری است. بهتر است این ساعت از روز بیدار بمانید و کارهایی که احتیاج به تمرکز و قدرت فکری بیشتری دارند را انجام دهید و در ساعت‌های انتهایی روز بخوابید. بعدازظهر و قبل از افطار که کم‌انرژی‌تر شده‌اید و قند خونتان پایین آمده، زمان مناسبی برای خواب است. این خواب نیمروزی باعث می‌شود تا بعد از افطار سرحال‌تر باشید.

روزه و ورزش

شاید تصور کنید چون روزه هستید نباید ورزش کنید و تحرک زیادی داشته باشید، اما اصلا این‌طور نیست. اتفاقا یک ورزش ملایم مانند پیاده‌روی و نرمش‌های کششی می‌تواند خستگی را از تن شما بیرون کند و انرژی‌تان را بیشتر کند. پس هر وقت احساس خستگی کردید کمی نرمش کنید، چند نفس عمیق بکشید و تاثیر آن را در شادابی‌تان ببینید.
نرمش‌های سنگین و نرمش‌هایی که بعد از آن عرق کنید برای ساعات روزه داری مناسب نیستند. ورزش‌های سبک را انتخاب کنید، مثلا بعد از شام به پیاده روی بروید و آرام قدم بزنید. یا از مهمانی که بر می‌گردید مسافتی را در کنار خانواده قدم بزنید.
ورزشکاران در ماه رمضان نسبت به افراد عادی نیاز بیشتری به پروتئین، قند و ویتامین‌ها دارند. باید حدود 3 ساعت بعد از افطار ورزش را شروع کرد تا غذای مصرف شده فرصت هضم پیدا کند. بین خوردن غذا و شروع ورزش باید فاصله‌ای باشد که جریان خون بتواند به راحتی به عضلات بدن برسد.
ممکن است کمبود قند در بدن باعث بروز مشکلاتی شود که ورزشکاران روزه‌دار می‌توانند با مصرف مواد قندی و کربوهیدرات‌ها مانند ماکارونی، عسل، سیب زمینی،قند و شیرینی‌جات در فاصله بین سحر و افطار این کمبود را جبران کنند.

قهرمانان روزه‌دار

برخی از قهرمانان ورزشی در جریان ماه مبارک رمضان نگران‌اند که آیا می‌توانند باز هم به فعالیت‌های ورزشی‌شان ادامه دهند یا نه. پاسخ این است که می‌توان با مشورت پزشکان و همچنین مربیان باتجربه، ضمن روزه‌داری، تمرین‌ها را هم تا حد ممکن ادامه داد.
در ماه رمضان تمرین‌های ورزشی باید سبک‌تر باشد، چون هنگام ورزش، بدن نمک و آب زیادی از دست می‌دهد و در ورزش‌های شدید منجر به ضعف شدید بدن می‌شود. ورزشکاران به دلیل فعالیتی که دارند و موقع تمرین بیشتر عرق می‌کنند و با مصرف ‌یک و نیم تا 2 لیتر آب یا مایعات شیرین به جز چای، مشکلی از این بابت نخواهند داشت.
بعد از انجام فعالیت ورزشی تا زمانی که تشنه هستید، می‌توانید آب یا مایعات بنوشید. همچنین مصرف مایعات با غلظت ‌‌5درصد مواد قندی در حین تمرین و بعد از آن برای جبران افت قند خون مفیدتر‌ است.
منبع: همشهری آنلاین



کلمات کلیدی :مذهبی، ماه رمضان، ماه مبارک رمضان، اس ام اس ماه رمضان

نوشته شده توسط صادق در ٢٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

چهل حدیث پیرامون روزه

 

کسی که روزه او را از غذاهای مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست که به او از غذاهای بهشتی بخورانند و از شرابهای بهشتی به او بنوشاند.
هر کس که در روز بسیار گرم برای خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می‏گمارد تا دست‏به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامی که افطار کند.

1- پایه‏های اسلام

قال الباقر علیه السلام : بنی الاسلام علی خمسة اشیاء، علی الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه.
اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت (رهبری اسلامی). 1

2- فلسفه روزه

قال الصادق علیه السلام : انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر.
خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنی و فقیر) مساوی گردند. 2

3- روزه آزمون اخلاص

قال امیرالمومنین علیه السلام : فرض الله الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق
خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید. 3

4- روزه یاد آور قیامت

قال الرضا علیه السلام : انما امروا بالصوم لکی یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا علی فقر الاخر.
مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگی آخرت را بیابند. 4

5- روزه زکات بدن

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : لکل شیئی زکاة و زکاة الابدان الصیام.
برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است. 5

6- روزه سپر آتش

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : الصوم جنة من النار.
روزه سپر آتش (جهنم) است. 6

7- اهمیت روزه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : الصوم فی الحر جهاد.
روزه گرفتن در گرما، جهاد است. 7

8- روزه نفس

قال امیرالمومنین علیه السلام : صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.
روزه نفس از لذتهای دنیوی سودمندترین روزه‏هاست. 8

9- روزه واقعی

قال امیرالمومنین علیه السلام : الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.
روزه پرهیز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنی و نوشیدنی پرهیز می‏کند. 9

10- برترین روزه

قال امیرالمومنین علیه السلام : صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است. 10

11- روزه چشم و گوش

قال الصادق علیه السلام : اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک.
آنگاه که روزه می‏گیری باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند. 11

12- روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها : ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.
رزه‏داری که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه‏اش به چه کارش خواهد آمد. 12

13- روزه ناقص

قال الباقر علیه السلام : لا صیام لمن عصی الامام و لا صیام لعبد ابق حتی یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب و لاصیام لولد عاق حتی یبر.
روزه این افراد کامل نیست:
1 - کسی که امام (رهبر) را نافرمانی کند.
2 - بنده فراری تا زمانی که برگردد.
3 - زنی که اطاعت‏شوهر نکرده تا اینکه توبه کند.
4 - فرزندی که نافرمان شده تا اینکه فرمانبردار شود. 13

14- روزه بی ارزش

قال امیرالمومنین علیه السلام : کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.
چه بسا روزه‏داری که از روزه‏اش جز گرسنگی و تشنگی بهره‏ای ندارد و چه بسا شب زنده‏داری که از نمازش جز بیخوابی و سختی سودی نمی‏برد. 14

15- روزه و صبر

قال الصادق علیه السلام : عن الصادق علیه السلام فی قول الله عزوجل «واستعینوا بالصبر و الصلوة‏» قال: الصبر الصوم.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل که فرموده است: از صبر و نماز کمک بگیرید، صبر، روزه است. 15

16- روزه و صدقه

قال الصادق علیه السلام : صدقه درهم افضل من صیام یوم.
یک درهم صدقه دادن از یک روز روزه مستحبی برتر و والاتر است. 16

17- پاداش روزه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : قال الله تعالی الصوم لی و انا اجزی به
روزه برای من است و من پاداش آن را می‏دهم. 17

18- جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من منعه الصوم من طعام یشتهیه کان حقا علی الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها.
کسی که روزه او را از غذاهای مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست که به او از غذاهای بهشتی بخورانند و از شرابهای بهشتی به او بنوشاند. 18

19- خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : طوبی لمن ظما او جاع لله اولئک الذین یشبعون یوم القیامة
خوشا بحال کسانی که برای خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اینان در روز قیامت‏سیر می‏شوند. 19

20- مژده به روزه‏داران

قال الصادق علیه السلام : من صام لله عزوجل یوما فی شدة الحر فاصابه ظما و کل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتی اذا افطر.
هر کس که در روز بسیار گرم برای خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می‏گمارد تا دست‏به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامی که افطار کند. 20

21- شادی روزه دار

قال الصادق علیه السلام : للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
برای روزه دار دو سرور و خوشحالی است:
1 - هنگام افطار
2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت) 21

22- بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ان للجنة بابا یدعی الریان لا یدخل منه الا الصائمون.
برای بهشت دری است‏بنام (ریان) که از آن فقط روزه داران وارد می‏شوند. 22

23- دعای روزه‏داران

قال الکاظم علیه السلام : دعوة الصائم تستجاب عند افطاره
دعای شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب می‏شود. 23

24- بهار مومنان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به علی قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به علی صیامه.
زمستان بهار مومن است از شبهای طولانی‏اش برای شب زنده‏داری واز روزهای کوتاهش برای روزه داری بهره می‏گیرد. 24

25 -روزه مستحبی

قال الصادق علیه السلام : من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلک صیام ثلاثة ایام من کل شهر.
هر کس کار نیکی انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است. 25

26- روزه ماه رجب

قال الکاظم علیه السلام : رجب نهر فی الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلی من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلک النهر.
رجب نام نهری است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او می‏نوشاند. 26

27- روزه ماه شعبان

امام صادق علیه السلام : من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان کتب الله له صوم شهرین متتابعین.
هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل کند خداوند ثواب روزه دو ماه پی در پی را برایش محسوب می‏کند. 27

28- افطاری دادن

قال الصادق علیه السلام : من فطر صائما فله مثل اجره
هر کس روزه داری را افطار دهد، برای او هم مثل اجر روزه دار است. 28

29- افطاری دادن

قال الکاظم علیه السلام : فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک.
افطاری دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبی) بهتر است. 29

30- روزه خواری

قال الصادق علیه السلام : من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه
هر کس یک روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا می‏شود 30

31- رمضان ماه خدا

قال امیرالمومنین علیه السلام : شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهری
رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است. 31

32- رمضان ماه رحمت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم. 32

33- فضیلت ماه رمضان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ان ابواب السماء تفتح فی اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الی اخر لیلة منه
درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد. 33

34- اهمیت ماه رمضان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : لو یعلم العبد ما فی رمضان لود ان یکون رمضان السنة
اگر بنده «خدا» می‏دانست که در ماه رمضان چیست [چه برکتی وجود دارد] دوست می‏داشت که تمام سال، رمضان باشد. 34

35- قرآن و ماه رمضان

قال الرضا علیه السلام : من قرا فی شهر رمضان ایة من کتاب الله کان کمن ختم القران فی غیره من الشهور.
هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که درماههای دیگر تمام قرآن را بخواند. 35

36- شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق علیه السلام : راس السنة لیلة القدر یکتب فیها ما یکون من السنة الی السنة.
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته می‏شود. 36

37- برتری شب قدر

امام صادق علیه السلام : قال لابی عبد الله علیه السلام کیف تکون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر.
از امام صادق (علیه السلام) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟
حضرت فرمود: کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است. 37

38- تقدیر اعمال

قال الصادق علیه السلام : التقدیر فی لیلة تسعة عشر و الابرام فی لیلة احدی و عشرین و الامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین.
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام می‏گیرد و تصویب آن در شب بیست ویکم و تنفیذ آن در شب بیست‏سوم. 38

39- احیاء شب قدر

عن فضیل بن یسار قال: کان ابو جعفر (علیه السلام) اذا کان لیلة احدی و عشرین و لیلة ثلاث و عشرین اخذ فی الدعا حتی یزول اللیل فاذا زال اللیل صلی.
فضیل بن یسار گوید:
امام باقر (علیه السلام) در شب بیست و یکم و بیست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا می‏شد تا شب بسر آید و آنگاه که شب به پایان می‏رسید نماز صبح را می‏خواند. 39

40- زکات فطره

قال الصادق علیه السلام : ان من تمام الصوم اعطاء الزکاة یعنی الفطرة کما ان الصلوة علی النبی (صلی الله علیه و آله) من تمام الصلوة.
تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنی فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) کمال نماز است. 40

پى نوشت ها:

1. فروع کافی، ج 4 ص 62، ح 1
2. من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1
3. نهج البلاغه، حکمت 252
4. وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 و علل الشرایع، ص 10
5. الکافی، ج 4، ص 62، ح 3
6. الکافی، ج 4 ص 162
7. بحار الانوار، ج 96، ص 257
8. غرر الحکم، ج 1 ص 416 ح 64
9. بحار ج 93 ص 249
10. غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80
11. الکافی ج 4 ص 87، ح 1
12. بحار، ج 93 ص 295
13. بحار الانوار ج 93، ص 295.
14. نهج البلاغه، حکمت 145
15. وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3
16. وسائل الشیعه، ج 7 ص 218، ح 6
17. وسائل الشیعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16; 27 و 30
18. بحار الانوار ج 93 ص 331
19. وسائل الشیعه، ج 7 ص 299، ح‏2.
20. الکافی، ج 4 ص 64 ح 8 و بحار الانوار ج 93 ص 247
21. وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.
22. وسائل الشیعه، ج 7 ص 295، ح‏31 و معانی الاخبار ص 116
23. بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.
24. وسائل الشیعه، ج 7 ص 302، ح 3.
25. وسائل الشیعه، ج 7، ص 313، ح 33
26. من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 56 ح 2 و وسائل الشیعه ج 7 ص 350 ح 3
27. وسائل الشیعه ج 7 ص 375،ح 22
28. الکافی، ج 4 ص 68، ح 1
29. الکافی، ج 4 ص 68، ح 2
30. وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 و من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9
31. وسائل الشیعه، ج 7 ص 266، ح 23.
32. بحار الانوار، ج 93، ص 342
33. بحار الانوار، ج 93، ص 344
34. بحار الانوار، ج 93، ص 346
35. بحار الانوار ج 93، ص 346
36. وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8
37. وسائل الشیعه، ج 7 ص 256، ح 2
38. وسائل الشیعه، ج 7 ص 259
39. وسائل الشیعه، ج 7، ص 260، ح 4
40. وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5

منبع: http://www.bashgah.net



کلمات کلیدی :مذهبی، ماه رمضان، حدیث روزه

نوشته شده توسط صادق در ٢٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

رمضان و شیطان

گفته مى‏شود که در ماه رمضان، شیطان به زنجیر کشیده مى‏شود، پس دلیل گناهان ما در این ماه چیست؟ اصولاً چرا خداوند به شیطان مهلت داده ما را به گناه بکشاند تا مجبور باشیم با این همه سختى، خود را از شرّ او رهایى بخشیم؟
این سؤال، پرسشى بنیادین است که براى هر اندیشمند مسلمان رخ مى‏نماید و پاسخ به آن در گرو کاویدن جنبه‏هاى مختلف آن است. در این پرسش سه طرف، یعنی خداوند، انسان و شیطان قرار دارند که به طور مختصر به بررسى آنها مى‏پردازیم:
1ـ هدف خداوند از آفرینش انسان، رساندن او به کمال است.
2ـ تبلور کمال انسان، در شناخت خداوند است و معرفت، در گرو عبادت اوست. خداوند خود مى‏فرماید: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ ؛ جن و انس را تنها براى عبادت خود آفریدم»؛ زیرا با عبادت و شناخت او، کمال انسان تحقق مى‏یابد.
3ـ انسان عبادت‏گر را تنها در صورتى مى‏توان در حال حرکت به سوى کمال دید که آگاهانه و با اختیار، این مسیر را انتخاب کرده باشد؛ نه آنکه همانند فرشتگان به صورت تکوینى به عبادت بپردازد و قدرت بر عصیان و نافرمانى خداوند نداشته باشد. «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ»
و چه زیبا سروده است خواجه شیراز در این باره:
جلوه‏اى کرد رُخت دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد ازین غیرت و بر آدم زد
4ـ خداوند به همین جهت انسان را موجودى مختار آفرید و انتخاب راه سعادت و شقاوت را در اختیار او نهاد؛ چنانکه مى‏فرماید: «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُورا؛ ما راه را به انسان نشان دادیم، حال یا سپاسگزار است و یا ناسپاس.»
5ـ از اینجاست که مسئله امتحان، به عنوان یکى از اهداف واسطه‏اى آفرینش انسان، مطرح مى‏شود؛ زیرا امتحان، تبلور اختیار انسان است و جاى شگفتى ندارد که در آیات فراوانى، طرح این مسئله را به گونه‏هاى مختلف مى‏بینیم؛ چنانکه مى‏فرماید: «اِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ ؛ ما انسان را از نطفه‏اى آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم.»
6ـ برقرارى یک «امتحان عادلانه»، تنها در گرو وجود شرایط و امکانات براى گزینش مسیر خیر یا شرّ به وسیله انسان است. اما خداوند از آن رو که انسان را گل سر سبد مخلوقات خود مى‏داند و تنها براى آفرینش او به خود تبریک مى‏گوید: «فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ»؛ در جهت انتخاب مسیرکمال و خیر، امکانات فراوانى را در اختیار او گذاشته است. این ابزار و امکانات عبارت است از:
1ـ آفرینش بر اساس فطرت و گرایش ذاتى به خداوند: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها»
2ـ رهبرى و هدایت الهى به سوى حق به وسیله خود خدا: «قُلِ اللَّهُ یَهْدِى لِلْحَقِّ»
3ـ الهام خوبى‏ها و بدى‏ها به انسان به منظور گزینش آگاهانه او:‌‌«فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»
4ـ محبوب قرار دادن ایمان به خداوند در نهاد انسان‏ها: «حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِى قُلُوبِکُمْ»
5ـ یارى رساندن ویژه به مؤمنان در مسیر زندگانى: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِى الْحَیاهِ الدُّنْیا»
6ـ گشودن راه‏هاى هدایت به تناسب تلاش انسان: «وَالّذیِنَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»
7ـ‌ حال با وجود این همه امکانات در جانب خیر، بودن نیرویى در جانب شرّ، موجب مى‏شود که آزمایش الهى از حالت صورى درآید؛ یعنى، وجود نیروهایى که انسان را به سوى شرّ وسوسه مى‏کنند، باعث مى‏شود انسان واقعاً در میان دو راهى‏ها، قرار گیرد و خود با اراده و عزم خویش، مسیرى را انتخاب کند.
به عبارت دیگر وسوسه‏هاى شیطانى، باعث مى‏شود که انسان به مبارزه برخیزد و با استمداد از عنایت‏هاى الهى، نبردى سهمگین را آغاز کند. به این وسیله نفس او پرورش و تکامل مى‏یابد و عالى‏ترین مدارج کمال ممکن را کسب مى‏کند و چون در این صورت امتحان جدى صورت گرفته است، حقیقت شخصیت او ـ خواه مثبت و ملکوتى یا منفى و منحط ـ بروز مى‏نماید؛ یعنى انسان نهان خود را نشان مى‏دهد.
از اینجا بود که با نافرمانى ابلیس و رانده شدن او از درگاه الهى و سپس تقاضاى او براى اغواى نوع انسانى، خداوند با تقاضاى او موافقت کرد و به او مهلت داد تا در مقابل نیروهاى الهى، وسوسه‏گر انسان به سمت شرّ باشد. اما در عین حال قدرت او در این زمینه را محدود ساخت و هیچ سلطه‏اى را براى شیطان به طور مستقل بر انسان‏ها قرار نداد: «وَ ما کانَ لَهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَهِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِى شَکٍّ»
8ـ اغواگرى شیطان، تنها در انسان‏هایى مؤثر است که جانب شرّ را بر خیر ترجیح مى‏دهند؛ اما خالصان و خداجویان حقیقى، گزندى از او نمى‏بینند. چنان که شیطان خود بر ناتوانى خویش در این زمینه اعتراف کرده، مى‏گوید: «فَبِعِزَّتِکَ َأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»
بنابراین وسوسه‏گرى شیطان، پس از روى‏گردانى انسان از نداى فطرت و الهامات رحمانى است. چنین کسانى که با اختیار و انتخاب خود کفر ورزیدند. و قابلیت محبت و همراهى با پاک‏ترین انسان‏هاى روى زمین را از دست داده‏اند، سزاوار آن هستند که به وسوسه‏هاى شیطانى گرفتار شوند و این خود نوعى مجازات الهى نسبت به آنان در همین دنیاست: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَى الْکافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا؛ ‌ آیا ندانستى که ما شیطان‏ها را بر کافران گماشته‏ایم، که آنان را شدیداً تحریک کنند؟»
9ـ خداوند متعال به جهت عنایت ویژه‏اش به مؤمنان، زمان‏ها، مکان‏ها و وسایطى براى آنها قرار داده است تا بتوانند از آنها استمداد جسته و در جهت حفظ و تقویت بعد معنوى خویش، تلاشى پیگیر داشته باشند. ماه رمضان ـ به ویژه شب قدر ـ بهترین زمان‏ براى این جهت است. خداوند در این ماه، قدرت شیطان را محدود ساخته است (که از این محدودیت، به زنجیر کشیده شدن او تعبیر مى‏شود)؛ لکن این تنها زمینه خوبى براى حرکت به سوى کمالات معنوى است که به خواسته انسان مشروط است و اگر انسان نخواهد در مسیر تکامل ایمانى قرار گیرد؛ اگر چه روزه هم بگیرد لکن در ترک گناهان نکوشد روزه تأثیرى ژرف در جان او نگذاشته، تنها تکلیفى را از او ساقط مى‏کند.
اگر در شب قدر، مقدرات معیّن مى‏گردد؛ پس تلاش و اختیار انسان چه معنا دارد؟
اینکه مى‏گویند: در شب قدر همه مقدرات تقدیر مى‏شود؛ بدین معناست که قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، به طور روشن اندازه‏گیرى مى‏شود. البته این اندازه‏گیرى، بر اساس شرایط و موانعى است که پیش مى‏آید و با ملاحظه اختیار و قابلیت انسان شکل مى‏گیرد.
با توجه به مقدمه یادشده، رابطه شب قدر و تعیین سرنوشت بندگان و کردار اختیارى آنان، روشن مى‏شود. قدر؛ یعنى، پیوند و شکل گرفتن هر پدیده و هر حادثه با سلسله علل خود و در شب قدر، این پیوند به دقّت اندازه‏گیرى مى‏شود؛ یعنى اولاً، براى امام هر زمان این پیوند معلوم و تفسیر مى‏شود. ثانیاً، رابطه این پدیده‏ها با علل خود روشن مى‏گردد.
از یک سو خداوند متعال، بر اساس نظام حکیمانه جهان، چنان مقدّر کرده است که بین اشیاء، رابطه‏اى خاص برقرار باشد. براى مثال بین عزت و دفاع از کیان و ذلّت و پذیرش ستم، هر کس از کیان خود دفاع کند، عزیز مى‏شود و هرکس تسلیم زور و ستم شود، ذلیل مى‏گردد! این تقدیر الهى است. مثال دیگر اینکه بین طول عمر و رعایت بهداشت و ترک بعضى از گناهان (مثل قطع صله رحم و دادن صدقه)، رابطه وجود دارد. بر این اساس هر کس طول عمر مى‏خواهد، باید در این قالب قرار گیرد. آن‏که این شرایط را مهیا کرد، طول عمر مى‏یابد و آنکه در این امور کوتاهى کرد، عمرش کوتاه مى‏گردد. پس در افعال و کردار اختیارى بین عمل و نتیجه ـ که همان تقدیر الهى است ـ رابطه مستقیم وجود دارد.
انسان تا زنده است، جاده‏اى دو طرفه در برابرش قرار دارد: یا با حسن اختیار، کمیل بن زیاد نخعى مى‏گردد و یا با سوء اختیار حارث بن زیاد نخعى، قاتل فرزندان مسلم مى‏شود؛ دو برادر از یک پدر و مادر: یکى سعید و دیگرى شقى.
پس تقدیر الهى، یعنى، آنکه با حسن اختیار خود به جاده مستقیم رفت، کمیل مى‏شود و آنکه با سوء اختیار خود، به بیراهه گناه و انحراف پا گذاشت، حارث مى‏گردد.
از سوى دیگر در شب قدر، معین مى‏شود که هر انسان، بر اساس انتخاب و اختیار خود، کدام راه را انتخاب خواهد کرد و با توجه به دعاها، راز و نیازها و تصمیم‏ها، قابلیت چه نعمت‏ها و یا حوادثى را خواهد داشت.
پس بین تقدیر الهى و اختیار آدمى، هیچ منافاتى وجود ندارد؛ زیرا در سلسله علل و شرایط به ثمر رسیدن کار و ایجاد حادثه، اراده آدمى یکى از علل و اسباب است. آنکه با حسن اختیار خود، کردار نیک انجام مى‏دهد یا مخلصانه دعایى مى‏خواند، نتیجه آن را در این جهان مى‏بیند و آنکه بر اثر سوء اختیار گناهى مرتکب مى‏شود، نتیجه تلخ آن را مى‏چشد.
پس اینکه در شب قدر، امور بندگان، اعم از مرگ و زندگى، ولادت و زیارت و... تقدیر مى‏شود، همگى با حفظ علل و شرایط و عدم موانع است و «اختیار» یکى از علت‏ها و شرایط آن به شمار مى‏آید. به این جهت سفارش شده، در آن شب به شب زنده‌دارى و عبادت و دعا بپردازید، تا این عمل در آن شب خاص، که از هزار شب برتر است، ‌شرایط نزول فیض الهى را فراهم آورد.
نکته آخر اینکه خداوند مى‏داند، هر چیزى در زمان و مکان خاص، به چه صورت و با توجّه به کدام شرایط و علل تحقق مى‏یابد و مى‏داند که فلان انسان ‏با اختیار خود، کدام کار را انجام مى‏دهد. فعل اختیارى انسان، متعلق علم خداوند است که در شب قدر، حدود آن مشخص مى‏شود. این امر با اختیار منافات ندارد و حتى بر آن تأکید مى‏کند؛ براى مثال معلم کاردان و مجرب، به خوبى‏ مى‏داند کدام یک از دانش‏آموزانش، به دلیل تلاش فردى و استعداد لازم، با رتبه بالا قبول مى‏شود و کدام یک به دلیل تلاش یا استعداد کمتر، در حد متوسط نمره مى‏آورد و یا تجدید مى‏شود. علم معلم، از راه دانش او به علت‏هاست و نفى‌کننده تلاش دانش‏آموزان نیست. در شب قدر همه کردار اختیارى انسان، اندازه‏گیرى و قالب‌بندى مى‏شود. خداى عالم به علت‏ها، بر اساس نظم موجود در میان اشیاى این جهان، برنامه‏ریزى مى‏کند و «اختیار» انسان یکى از علت‏هاى مؤثر است. از این جهت تأکید شده است که شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان را به عبادت، دعا و شب‏زنده‏دارى مشغول باشیم، تا این اعمال خیر، زمینه آمادگى و توان برتر ما شود و بتوانیم فیض الهى را درک کنیم. اگر عنصر اختیار در میان نبود و هر چه ما مى‏کردیم در سرنوشت ما تأثیر نداشت، هیچ دلیلى بر این همه تأکید بر شب‏زنده‏دارى و عبادت نبود.
منبع: http://www.bashgah.net




کلمات کلیدی :مذهبی، ماه رمضان، رمضان وشیطان

نوشته شده توسط صادق در ٢٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

روزه در ادیان و فرهنگهای مختلف

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (سوره بقره / ١٨٣) این آیه موضوع وجوب روزه را به مسلمانان خاطر نشان می کند و بلافاصله می فرماید: این حکم به شما منحصر نبوده، بلکه حکمی است که در امتهای پیشین نیز تشریع شده بود.
از ظاهر جمله کما کتب... بر می آید که امتهای نامبرده اهل ملت و دین بوده اند. در غیر قرآن گرفتن روزه از اقوام بی دین نیز نقل شده، همچنان که از یونانیان، هندی ها و... تا به امروز نقل شده که هر یک برای خود روزه ای داشتند و دارند، بلکه می توان گفت عبادت بودن و وسیله تقرب بودن روزه از اموری است که فطرت آدمی به آن حکم می کند.

روزه مسیحیان

تاریخ روزه داری در مسیحیت به قبل از قرن 8 می رسد. در انجیل آمده است که حضرت مسیح پیروان خود را امر به روزه داری نموده است. نصارا در ماه رمضان روزه می گرفتند اما چون این ماه با فصل گرمای شدید تابستان مواجه می شد، ماه رمضان را به ماههای شمسی انتقال دادند تا ماه رمضان ثابت بماند.
به مرور زمان و به میل و سلیقه کشیشان و اسقفها 10 روز دیگر نیز به این روزه اضافه شد و در مجموع روزه اهل نصارا 50 روز شد. اما آنچه بیشتر در میان پیروان مسیح مرسوم است این است که آنها به مدت چهل روز از اغذیه چرب و شیرین خودداری می کنند و روز قبل از این 40 روز را سه شنبه چاق گویند (ماردی گرایا) که در آن روز هر چه بخواهند می خورند و می آشامند.
هر یک از شاخه های دین مسیحی نیز نوعی روزه مخصوص به خود دارند و این یعنی، هر کس مذهب را طبق هوای نفس خویش تغییر داده است.

روزه در کلیسای یونان

هر هفته روزهای شنبه تا چهارشنبه، چهل روز قبل از عید فصح (صعود مسیح)، از عید تثلیث تا تولد سن پیر از اول تا 16 ماه اوت روزه می گیرند.

پروتستان ها

پروتستانها به استثنای (آنگلیکانها) روزه واجب ندارند و فقط روزه مستحبی می گیرند.

روزه یهودیان

در تورات نیز از روزه کیپور یا روزه اعظم کنیسه یهود به عنوان فریضه دائمی یاد شده است. این روزه که مهم ترین ومقدس ترین روزه یهودیان می باشد، هر سال در 10 تژین (اول اکتبر) همراه با مراسمی که از ساعت 5 بعد از ظهر روز دهم ایلول تا ساعت 7 بعد از ظهر روز بعد ادامه دارد (26 ساعت) انجام می گیرد.

روزه عقیبیا

گروهی از یهودیان در روز پنجم ماه تژین و این روز به پاس گرامیداشت خاطره خاخام عقیبیا است که او را به پرستش بت مجبور نمودند و او زیر بار نرفت و آنقدر مقاومت کرد تا از گرسنگی درگذشت روزه می گیرند.

روزه عذاب

در زمان داوود پیامبر، خداوند بر بنی اسرائیل غضب نمود، ایشان را به مرگ و قحطی تهدید کرد که یهودیان از ترس، آن روز را روزه می گیرند.
روزه یهو یا قیم، تلما،محرم، استریا، روزه محاصره اورشلیم و... نیز از جمله روزه هایی هستند که طائفه یهود به خاطر یادآوری فجایعی که بر قومشان رفته است و تقریباً به 25 روز در سال می رسد و در تورات فعلی به عنوان روزه واجب مطرح نشده است می گیرند.
البته نباید از نظر دور داشت که روزه فعلی یهودیان، از گزند تغییرات وتحریفات در امان نمانده است.

زرتشتیان

زرتشتیان به این خاطر که روزه، فرد را در نبرد علیه شر در عالم و علیه اهریمن ضعیف می سازد آن را حرام می دانند. در باور زرتشتیان تن جایگاه روان است، بنابراین باید همواره نیازهای آن را برآورده ساخت تا روان شاد و آرام باشد. البته با زیاده روی در خوردن و آشامیدن نیز مخالفند چون معتقدند به جسم و روان آسیب می رساند. زرتشتیان به جای روزه گرفتن در هر ماه 30 روز خود، 4 روز ویژه دارند به نامهای وهمن- ماه- گوش ورام که از خوردن هر گونه غذای گوشت دار پرهیز می کنند.

روزه در میان ادیان زمینی

- جاینی
در جینیسم که از ادیان شرقی است و در سرزمین اصلی خود یعنی هند به عنوان مذهب ریاضت شناخته می شود، روزه همراه با دعا و دیگر مراسم مذهبی، فرد را از عالم خاکی جدا می کند و به او مدد می رساند که به حالت فراروی یا تصعید برسد.
- صائبی ها
درست یک ماه روزه می گرفتند که این روزه را به خاطر احترام به کره ماه بر خود واجب می دانند.
- مانوی ها
در دین مانی روزه گرفتن و نماز خواندن برای خورشید، ماه و منبع نور معمول بود و در هر ماه نصف روز روزه می گرفتند. صومعه مانوی مرکب از 5 تالار بوده که یکی از این تالارها به روزه و خطابه های مذهبی اختصاص داشت.
بودائی، برهمائی، توتم و بت پرستی نیز از جمله ادیان زمینی دیگری هستند که رنگ مذهبی دارند و روزه جزو احکام واجب آنان به شمار می رود و اغلب حدود یک ماه می باشد.

روزه در میان برخی ملل جهان

بشر از دیر باز متوجه اثرات شگفت آور و معجزه آسای روزه بر روح و جسم خود شده بود حتی براساس برخی از تحقیقات انسان شناسان قبایل بدوی، قبل از شکار، پیش از خرمن و... روزه می گرفتند و هدفشان از روزه داری، معمولاً آرام کردن یک یا چند خدای خشمگین، افزایش حاصلخیزی زمین و یا باردهی بیشتر محصول بود.
سرخ پوستان آمریکا روزه را به خاطر دفع آفت می گرفتند، آشوری ها و بابلی ها برای توبه از گناهان خود، رومانی ها به عنوان پرستش بت مزسس (سیاره مشتری)، یونانی ها نیز به عنوان عبادت بت کشاورزی، ذیمیز و هندی ها نیز برای به دست آوردن خشنودی خدایان خود روزه می گرفتند و چنانکه می دانیم در روزه سکوت نیز ید طولایی دارند.
مشهور است که اصلاحگر معروف هند و قهرمان اصلاحات ارضی مسالمت جویانه این کشور (وینوبا) به مدت 12 سال روزه سکوت گرفته است. در اروپا نیز بیمارستانی به نام روزه ساخته اند و داروی بیماران را گرسنگی و تشنگی می دانند سپس مدتی که او را در آن بیمارستان تحت مراقبت ویژه روزه قرار دادند با تشخیص پزشک مرخص می شود.

و در نهایت

روزه اسلام کاملترین، عالی ترین ودست نخورده ترین روزه برای تربیت انسان است که شیطان برای گمراهی اش قسم خورده.
روزه اسلام، روزه ای است برای رهایی از بند تعلقات خاکی و بال گشودن تا اوج ملکوت «مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک» روزه تزکیه نفس برای تحقق رستگاری است.
آنجا که خدا در قرآن سوره والضحی می فرماید: قسم به آفتاب و تابش آن و به ماه که پس از آفتاب برآید و به روز هنگامی که زمین را روشن سازد و به شب وقتی که زمین را فراگیرد و قسم به آسمان و آن کس که او را بنا کرد و به زمین و آنکه آن را بگسترد و به نفس و آنکه او را نیکو بیافرید و به او شر و خیر او را الهام کرد.
«رستگار شد کسی که نفس را پاک کرد»
منابع:
1- عطر رمضان/ محمود اکبری. قم: انتشارات پیام دبیر، 1381. از صفحه 27 تا 30.
2- روزه و چشم/ محمدحسین داوری. - تهران عابدی 1380. از صفحه 12 تا 17.
3- روزه درمان بیماری های روح و جسم/ حسین موسوی راد لاهیجی- (قم) دفتر انتشارات اسلامی 1373-صفحات 21- 38- 74- 86- 130- 149 تا 157- 257- 260- 232 تا 234.
4- روزه از دیدگاه قرآن و عترت/ جعفر میر عظیمی. قم: مؤسسه انتشارات رسالت 1373. صفحه 20.
5- ادیان زنده جهان/ رابرت ا. هیوم؛ ترجمه عبدالرحیم گواهی- تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1382 صفحه 79
6- ترجمه کنفرانس دکتر اتوبوخنگر در کنگره پزشکی بغداد در پیرامون روزه حلبی به زبانهای فارسی- عربی- آلمانی و... صفحات 8 تا 14
7- پرتوی از قرآن/ محمود طالقانی. - (تهران): شرکت سهامی انتشار، صفحه 61-62
8- ترجمه تفسیرالمیزان/ محمد حسین طباطبائی؛ به قلم محمدتقی مصباح یزدی. - (قم) چاپخانه مهر قم از صفحه 3 تا 9
9- ترجمه تفسیر المیزان/ محمدحسین طباطبائی: به قلم محمدباقر موسوی همدانی- قم: دارالعلم،
10- ترجمه تفسیرالمیزان/ محمد حسین طباطبائی: به قلم مصطفی شاکر- تهران: اسلام، 1379.
11- نقش روزه در سلامتی انسان/ گودرز نجفی- (تهران) انتشارات مفید: 1373
صفحات 1 تا 14- 19-20-54
12- سیره ماه رمضان و روزه داران/مهدی احدی امیر کلائی - قم 1377 صفحه 29
13- تفسیر نمونه ج1/ ناصر مکارم شیرازی- تهران: دارالکتب الاسلامیه 1372
منبع: http://www.bashgah.net




کلمات کلیدی :مذهبی، ماه رمضان، روزه وادیان

نوشته شده توسط صادق در ٢٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

سابقه درمانی روزه


اگرچه بهره گیری از روزه به عنوان یکی از شاخه های طب آلترنیتیو، شیوهٔ نسبتاً جدیدی است که به تازگی در اکثر جوامع غربی پذیرفته شده، اما روزه از دیرباز مورد توجه بوده و از آن در متون بسیاری از قبیل قرآن، انجیل، کتاب های چین باستان و یونان، بسیار یاد شده است. بنابر سوابق ذکر شده در تاریخ، مردم روزه را به عنوان بخشی از آئین مذهبی، روشی برای اظهار اندوه و اعتراض های سیاسی به کار می گرفته اند.
یکی از اولین پزشکانی که طرفدار روزه و روزه درمانی شد؛ اسیاک جیرینگ از ایالات متحده آمریکا بود. وی روش استفاده از قرص را در درمان بیماری های خاص رد کرد و شیوه ای درمانی را که شامل روزه های دوره ای، رژیم گیاه خواری، آب مطلق، حرارت خورشید، هوای پاکیزه، ورزش و استراحت بود، برگزید. روش او به عنوان یک نظام بهداشتی طبیعی شناخته شده است.
معروف ترین پزشک روزه درمانی معاصر (۱۸۹۵ - ۱۹۸۵) هربرت ام شلتون، متخصص درمان طبیعی، نوعی روزه کامل (فقط آب) را در اواخر سال ۱۹۲۰ رواج داد. شلتون در سال ۱۹۲۸ مدرسه سلامتی خود را بنیان نهاد، و در سال ۱۹۴۸ بر تاسیس انجمن بهداشت طبیعی آمریکایی برای ترویج هر چه بیشتر روزه، کمک کرد.
در سال ۱۹۷۸ وی شاخه ای در علم پزشکی بنا نهاد، که امروزه به عنوان انجمن بین المللی پزشکان علم بهداشت (IAHP) معروف است. این سازمان نتایج تحقیقاتش را در مورد روزه منتشر کرده، و تجویز روزه درمانی را برای پزشکان در زمینه بیماری های استخوان، کایروپراکتیک و درمان طبیعی توصیه نموده است.

● چگونگی عملکرد روزه

روزه پرهیز از هر نوع غذا و نوشیدنی (به جز آب) برای یک دوره محدود زمانی، به منظور حفظ، بهبود سلامتی یا درمان بیماری های خاص می باشد. روزه آب نوعی متفاوت و رایج در روزه است که در آن پرهیز از هر نوع غذا و نوشیدنی به جز آب، آب سبزیجات و آب میوه رعایت می شود. یک روزه متعادل میزان کمی غذا از قبیل میوه های نارس و سبزیجات بخارپز را شامل می شود. برخی از روزه گیران و طرفداران این امر، موارد دیگری را برای تعدیل هر چه بیشتر روزه به آن اضافه کرده اند، مانند آش سبزیجات، چای گیاهی و مکمل های غذایی.
اغلب تحقیقات در مورد ارزش درمانی روزه به این نتیجه رسیده اند، که روش « آب درمانی» و یا به طور کلی استفاده از آب به تنهایی، بیشتر جوابگو است.
روزه کوتاه می تواند از یک تا سه روز به طول بیانجامد که اغلب مدت آن برای بیشتر افراد قابل تحمل است. روزه طولانی (بیش از سه روز) باید تحت نظر پزشک بوده و ترجیحاً برای درمان باشد.
منتقدین اغلب روزه درمانی را با گرسنگی اشتباه می گیرند. در روزه، بافت های غیرضروری بدن همانند چربی ها سوخت می شوند. گرسنگی زمانی آغاز می شود که بدن ذخیرهٔ چربی اش را تمام کرده و شروع به سوخت ارگان های طبیعی (حیاتی) بدن می کند.
اساساً بدن، برای حفظ منابع انرژی زا، تغییرات بسیاری در متابولیسم متحمل شده، و به کارکرد با همان میزان کارآیی ادامه می دهد. برای مثال بدون درنظر گرفتن طول روزه های قبل سطح قند در خون ثابت می ماند. در اوایل روزه، بدن علاوه بر تولید قند، ذخیره هایش را از طریق کبد آزاد می کند. بدن بعد از چند روز، تری گلیسرید را از سلول های چربی آزاد می کند. این تری گلیسرید های اکسید شده، اسید هایی را شکل می دهند که کنتون نام دارد، و برای تولید انرژی به مصرف می رسد. تمامی این تغییرات، متابولیسم بدن را تا حد ۷۵ درصد از میزان طبیعی کاهش می دهد. به همین علت است که در طول روزه استراحت، توصیه می گردد.

● روزه های کوتاه مدت

اگر کسی می خواهد برای یک تا سه روزه بگیرد، بهتر است به شیوه ای عمل کند تا به سلامتی او لطمه ای وارد نشود. در صورت باردار بودن یا شیردهی بهتر است از روزه پرهیز کرد. و اگر قصد امتحان روزه طولانی دارد (بیش از سه روز)، بهتر است این کار را زیر نظر پزشک انجام دهد. در صورت عدم تمایل به داشتن پزشک ناظر، در مراحل اولیه می توان از متخصصان درمان طبیعی، کارشناسان تغذیه و کارشناسان رژیم غذایی بهره گرفت.
قبل از اقدام به روزه سابقه پزشکی فرد باید کاملاً مورد مطالعه قرار گیرد، از او معاینه به عمل آمده و آزمایش هایی انجام دهد تا مطمئن شود بدنش برای روزه آماده است. فرد می تواند با خوردن غذاهای گیاهی سبک، میوه های خام و سبزیجات بخارپز شده خود را برای روزه آماده کند.
در طول مدت روزه، وی باید آب زیاد مصرف کرده و در صورت داشتن روزه طولانی، از آب میوه های اسیدی پرهیزکند. همچنین بهتر است در روزه از چای گیاهی استفاده کند. طریقه شکستن روزه نیز بسیار مهم است. همان طور که روزه با غذایی سبک آغاز می شود؛ با غذایی سبک نیز باید شکسته شود. برای شکستن روزه بهتر است از میوه جات و سبزیجات استفاده کرد. خوردن غذای زیاد ممکن است در به کار انداختن سیستم بدن مشکل ایجاد کند.
در ابتدای روزه، فرد احساس می کند انرژی اش را از دست می دهد. و یا ممکن است گرسنگی اش منجر به سردرد، سرگیجه، تهوع و تحریک پذیری سریع شود. با گذشت زمان فرد آرامش بیشتری می یابد، و حتی حسی از یک نوع سلامتی خاص را تجربه می کند.
در هنگام روزه سیستم خواب بدن نیز ممکن است مختل گردد. اما پرواضح است که خواب سبک شب، می تواند نوید چرت خوب روزانه را بدهد. علاوه براین، در این زمان زبان پرزدار، یا به عبارتی باردار است. همین امر باعث می شود، سیستم تنفسی با مشکل مواجه شود. برای تخفیف بروز این علایم، بهتر است فرد دهان خود را با آب خالی یا آب لیمو شستشو دهد. و در صورت احساس هر نوع سرگیجه، تهوع شدید، درد دست و پا، اختلالات بینایی و شنوایی، بهتر است با پزشک ناظر تماس بگیرد.
هیچ گاه نباید انتظار داشت که روزه دار مناسبت های معمول و روز مره خود را در طول مدت روزه داشته باشد. اگر در روزهای آخر هفته روزه می گیرد، بهتر است در خانه بماند، و از ورزش هایی مانند پیاده روی های کوتاه، ورزش های کششی، یوگا و تای چی بهره گیرد. بهترین حالت گذراندن وقت در زمان روزه داری عبارت است از: مدیتیشن، خواب نیم روز (چرت)، خواندن کتاب و گوش دادن به موسیقی.
فواید روزه درمانی برای نخستین بار در اواخر قرن نوزدهم منتشر شد. تا آن زمان مقالاتی در مجلات پزشکی در ایالات متحده آمریکا و اروپا به چاپ می رسید که نتایج مثبت روزهٔ تحت نظر را، در درمان بیماری های گوناگون شامل: چاقی، بیماری های قلب و عروق و آلرژی ها ارائه کرد.

● چگونه روزه برسلامتی تاثیر می گذارد

در صورت وجود یک بیماری مزمن و اعتقاد به روزه به عنوان یک درمان طبیعی، بهتر است به پزشک تغذیه یا درمانگر طبیعی مراجعه کنید.
شواهد بسیار کمی مبنی بر عدم تاثیر روزه برافراد سالم داریم. به صورتی که حتی پزشکان طبیعت درمان نیز روزه را وسیله ای درمانی برای تزکیه درون توصیه کرده اند. علاوه براین روزه به عنوان یک عامل سم زدا شناخته شده است. روزه های دوره ای و درمان های طبیعی به عملکرد ارگان هایی مثل دستگاه گوارش، پوست، کبد و کلیه برای دفع سموم بدن کمک می کند.
جای تعجب نیست، تعریفی که متخصصان درمان طبیعی از سم ارائه می دهند به طور طبیعی شامل بسیاری از داروهای رایج می شود . دو گروهی که زیرمشمول این تعریف قرار می گیرند عبارتند از: گروه فلزات سنگین (سرب، کادمیوم، جیوه) و ترکیبات شیمیایی (حشره کش ها، علف کش ها، حلال ها) که علایم سمی بیشتری از خود بروز می دهند. اما متخصصان درمان طبیعی این حوزه را گسترش داده و به آن برخی افزودنی های غذایی، مواد مخدر، سیگار، داروهای اعصاب، الکل و موادی که باکتری تولید کرده و فعل و انفعالات شیمیایی روده را تحریک می کند، اضافه کرده اند.
علاوه بر این، به کارگیری روزه در تزکیه نفس بسیار موثر است. افراد سالم بی شماری روزه را روشی مفید در ترک عادات خوردن در مصرف غذاهای ناسالم می دانند. روزه کمتر از سه روز می تواند آغازی باشد برای یک رژیم غذایی خوب، برای مثال تبدیل یک رژیم غذایی گوشتی به گیاهی.
همچنین روزه می تواند عامل موثری برای شروع یک رژیم کم کالری باشد. البته گرسنگی ناشی از روزه می تواند بعضی از مردم را به زیاده روی در خوردن غذا هدایت کند.
به این دلیل که روزه در آموزش طب سنتی گنجانده نشده، تعداد پزشکانی که از این درمان استفاده می کنند بسیار کم هستند. یک پزشک عمومی تنها می تواند روزه های کوتاه را تحت نظر بگیرد. در صورتی که تصمیم دارید بیش از سه روز، روزه بگیرید بهتر است با پزشکان درمان طبیعی، متخصص تغذیه و یا کارشناس رژیم غذایی مشورت کنید.
انجمن بین المللی پزشکان بهداشت یانگستون نیز کتابی در همین زمینه منتشر کرده است.

● هشدارها

- حتی اشخاص سالم نیز نباید روزه بیش از سه روز را بدون نظر پزشک بگیرند.
- زنان باردار یا شیرده نباید روزه بگیرند
- در صورت وجود سرطان پیشرف