..
منوي اصلي
لينکهاي سريع

موضوعات

عمومی(۱۱۸)

همسران(۱٠٩)

ترفند کامپیوتر(٩۳)

داستان(٩٢)

مذهبی(٧٩)

عشق(٥٤)

ورود آقایان ممنوع(۳٩)

برنامه موبایل(٢٩)

کتاب(٢۸)

پزشکی(۱۳)

انسان شناسی(۱۳)

آموزش(۱۱)

ماه رمضان(۱٠)

خود شناسی(٩)

رابطه با جنس مخالف(٩)

اس ام اس(۸)

عکسهای دیدنی(۸)

ماه مبارک رمضان(٧)

آموزش آشپزی(٦)

مادر(٦)

ترفند موبایل(٦)

بازی موبایل(٦)

عکس و اس ام اس(٦)

برنامه کامپیوتر(٥)

همسرداری(٥)

دعا و نیایش(٥)

روابط زناشویی(٤)

زندگی بزرگان(٤)

جنس مخالف(٤)

قران(٤)

طالع بینی(٤)

راز مردان(٤)

حقیقتی نامریی(٤)

انتظار ظهور(٤)

انسان سناسی(٤)

برسی موبایل(۳)

رازهای جوانی(۳)

آموزش وبلاگ نویسی(۳)

برترینهای راک(۳)

زنگ تفریح(۳)

نیمه شعبان(۳)

ایرانسل(۳)

خوراکیها(۳)

مسائل جنسی(٢)

کد جاوا(٢)

شب قدر(٢)

جنگ تحمیلی(٢)

زنانه(٢)

طنز(٢)

هک(٢)

زندگی نامه(٢)

تست هوش(٢)

اعتماد بنفس(٢)

مردانه(٢)

عید مبعث(٢)

شبهای قدر(٢)

اس ام اس ماه رمضان(٢)

اس ام اس نیمه شعبان(٢)

کدهای سیم کارت(٢)

wwwrefahiir(٢)

جدول زمان بندی فوتبال2010(٢)

دانستنیهای(٢)

زنان نیمه برهنه(٢)

شوهرداری(٢)

جام جهانی فوتبال 2010(٢)

جمعه وانتظار(٢)

خریدکارت شارژ(٢)

قران و پندها(٢)

احیا وشب زنده داری(٢)

راه کار زندگی(٢)

روابط جنسی سالم(٢)

جمعه دیدار(٢)

جدول زمان بندی بازیهای فوتبال2010(٢)

جدول کامل پخش زنده بازیهای فوتبال 2010آفریقای جنوب(۱)

محرم وعاشورا(۱)

محرم وحسین(۱)

ipad2(۱)

روزاول مدرسه(۱)

خداروشکر(۱)

نماز اخرین جمعه رمضان کریم(۱)

نمازی برای جبران نمازهای قضا(۱)

جبران نمازهای فوت شده(۱)

بی انتهایی لطف وکرم خداوند(۱)

داستان مدرسه(۱)

قصه باران(۱)

بارانیم(۱)

مدیرخوب(۱)

مدیریت خوب(۱)

ویژگی مدیریت(۱)

جیلبریک آی پد2(۱)

iphone ipad(۱)

مردان بهشتی(۱)

بهشت جاودان ما(۱)

شبهای تنهایی(۱)

شیفتگان سعادت(۱)

هدف از زندگی(۱)

خالق انسان(۱)

شبهای دعا(۱)

میدونماما(۱)

شاهدان عذاب قبر(۱)

شعر عید فطر(۱)

علی(ع)در جوانی(۱)

راه سعادت(۱)

wwwncrir(۱)

ثبت حساب خانوار(۱)

دریافت یارانه(۱)

حفاضت از مرزهای ایران اسلامی(۱)

سوابق جنگ ایران و عراق(۱)

شروع مدارس(۱)

سعادتمندی(۱)

فضیلتهای شب قدر(۱)

رمضان و شب قدر(۱)

آخرین جمعه(۱)

شارژایرانسل(۱)

پسر شرور(۱)

فوائد خواب(۱)

پوشش و عفاف(۱)

سامانه اعلام حساب خانوار(۱)

فارسی وانfarsi 1(۱)

اهداف فارسی وان(۱)

متن کارت عروسی(۱)

روزه در اسلام(۱)

فوائد روزه(۱)

روزه وادیان(۱)

رمضان وشیطان(۱)

شارژهمراه اول(۱)

فرزندخواندگی(۱)

مفهوم عید(۱)

دانستنیهای عید(۱)

بانک رفا(۱)

عید سال(۱)

روابط همسران(۱)

شماره خوشه(۱)

مرکز آمار(۱)

طرح یارانه(۱)

فقط اس ام اس(۱)

شماره حساب شبا(۱)

دریافت شبا(۱)

شبا چیست؟(۱)

کارایی شبا(۱)

شماره تلفن بانک بانکها(۱)

تماس با بانک(۱)

مجموعه تلفن بانک(۱)

دیکشنری قدرتمند فارسی به انگلیسی(۱)

دیکشنری قدرتمند(۱)

ثبت شماره حساب برای دریافت یارانه(۱)

irancel(۱)

طرح طلایی ایرانسل(۱)

دماغ بزرگ(۱)

http://wwwmciir/web/guest/home(۱)

مبعث رسول(ص)(۱)

http://persianblogir(۱)

ایمپلت(۱)

میلاد فاطمه زهرا(س)(۱)

دانلود نرم افزارفوتبال 2010(۱)

farsi 1(۱)

پرداخت یارانه(۱)

نرم افزار نوکیا ان97و5800(۱)

بازی نوکیاان97و5800(۱)

جدیدترین نرم افزارها و بازیهای نوکیا(۱)

نوکیا ان 97و5800(۱)

هارد به رم(۱)

امضاء نامه ها در جیمیل(۱)

ویندوز سخنگو(۱)

تبریک نیمه شعبان(۱)

عذاب قبر(۱)

farsi1(۱)

آغاز سال تحصیلی(۱)

کارت عروسی(۱)

استخاره فال(۱)

ارور مودم(۱)

آفرینش انسان(۱)

شکر خدا(۱)

اس ام اس بدون شماره(۱)

خاطرات مدرسه(۱)

جبر و اختیار(۱)

شارژرایگان ایرانسل(۱)

فرش ایرانی(۱)

همراه بانک(۱)

نرم افزار هک(۱)

بارون بارون(۱)

خلقت انسان(۱)

حمله با بلوتوث(۱)

حافظه رم چیست؟(۱)

باب مارلی(۱)

سلطان راک(۱)

حدیث روزه(۱)

لوازم آرایشی(۱)

دندان پزشکی(۱)

اعمال شب قدر(۱)

تلفن بانک(۱)

هفته دفاع مقدس(۱)

حقیقت شب قدر(۱)

تبریک عید فطر(۱)

عیدفطر(۱)

عید فطر مبارک(۱)

خریداینترنتی(۱)

کودک آزاری(۱)

تلخ و شیرین(۱)

تقویت حافظه(۱)

آزادی زنان(۱)

شیاطین(۱)

هک موبایل(۱)

روز مادر(۱)

افزایش سرعت سیستم(۱)

پرشین بلاگ(۱)

همراه اول(۱)

آموزش هک(۱)

خلیج فارس(۱)

روز زن(۱)

جوانان(۱)

آمار(۱)

وبلاگ(۱)

محرم(۱)

باران(۱)

بیوگرافی(۱)

ماه محرم(۱)

مدیریت(۱)

جنگ ایران و عراق(۱)

توبه(۱)

حقوق زنان(۱)

اس ام اس جدید(۱)

عقد موقت(۱)

شبهای مهتابی(۱)

امام حسن(ع)(۱)

طلاق(۱)

نجوم(۱)

حضرت علی (ع)(۱)

عمل بینی(۱)

بهشت(۱)

مدرسه(۱)

روانشناسی(۱)

ویندوز(۱)

حجاب(۱)

ستاره شناسی(۱)

پیام سال نو(۱)

تبریک سال نو(۱)

اختیار(۱)

برنامه کامپیوتر(۱)

تبریک عید(۱)

سال نو(۱)

گناه(۱)

افسردگی(۱)

زن در اسلام(۱)

خلیج همیشه فارس(۱)

کد مخفی(۱)

اوقات شرعی(۱)

apple(۱)

persian gulf(۱)

افزایش سرعت اینترنت(۱)

انتقال اعتبار ایرانسل(۱)

کد ایرانسل(۱)

طالع بینی شخصی(۱)

عاقبت بخیری(۱)

آرشيو ماهانه
بهمن ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸

لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
دختر ایرانی در قرن بیست و یک
گاهی به آسمان نگاه کن
زن ومرد دو عاشق اللهی
دختر پسرهای بهشتی
خاطرات کوچکی بزرگ
بهترینها برای بهترینها
الله سلطان یکتاست
هرچی تو بخوایی
دوست من سلام
بخوان و لذت ببر
نسرین هاشمی
قصه های بیرنگ
عاشق همه خوبا
بار امانت آسمان
پیشی ایرونی
رازهای هستی
لبخند ایرانی
آنچه هستم
محسن یگانه
بانوی شبگرد
دنیا دو روزه
شعروادبیات
تفریح سرا
بادبادک باز
طلوع باران
بهووووونه
جن گیران
دکترآینده
دنیای زیبا
درخت انار
عاشقانه
پسر تنها
اورانوس
نارنجی
شکرانه
شادی
سیما
صبا ن



لوگوی دوستان


تبليغات





جبر و اختیار

برای بسیاری از شما این سوال حتما پیش آمده که از خود بپرسید آیا ما سرنوشت واحدی داریم که دست خودمان است یا اینکه سرنوشت از قبل برای ما رقم زده شده و ما فقط بازیگر این سریال هستیم برای درک مطلب مثالی برایتان می زنم یک اتفاقی برای ما پیش می آید که ما مورد امتحان قرار می گیریم و ما ممکن است از این امتحان سربلند بیرون بیاییم و یا اینکه نمی توانیم ،ویا اینکه ما می خواهیم یک عمل خوب یا بد انجام دهیم و بعضی اوقات این اعمال را انجام می دهیم و یا انجام نمی دهیم اینان حدود اختیارات ما انسانها است که راه برای ما برای انجام اعمال خوب یا بد همیشه باز بوده و هست و ما در انجام این اعمال مختار هستیم ،اما یک سری از حوادث و اتفاقات که امروز برای ما پیش می آید نتیجه و حاصل زندگی های قبلی انسان بوده و هست یعنی سرنوشتی که الان پیش روی ماست نتیجه اعمال و نحوه زندگی های قبلی ما بوده و آن سرنوشتی است که ما خود برای خود رقم زده ایم یعنی آنچه پیش روی ماست نتیجه اعمال و رفتار خود ماست . پس هنگامی که ما وارد این زندگی فیزیکی می شویم یک سرنوشت برای ما رقم زده شده است که حاصل نتیجه اعمال و کردارهای ما در زندگی های گذشته ما انسانها است ، اما این سرنوشت مطلق نیست یعنی اینکه با همت و تلاش می توان آن سرنوشت را عوض کرد و تغییر داد ،یعنی کوچکترین عمل ما تاثیر مستقیم بر این سرنوشت دارد . ممکن است از سرنوشتی که برای ما رقم زده شده بالاتر رویم و یا اینکه تنزل پیدا بکنیم و پایینتر بیاییم ، چه بسیار انسانهایی که از سرنوشت خود بالاتر رفته اند و یا اینکه در دام شیاطین گرفتار آمده و از سرنوشتشان تنزل پیدا کرده اند فقط یادتان باشد که باید همتتان را قوی کرده و سعی و کوشش بکنید تا بتوانید از آن سرنوشتی که برای شما رقم شده فراتر بروید. مطالب این وبلاگ در این زمینه (فراتر رفتن از سرنوشت) به شما بسیار کمک خواهد کرد با انجام اعمالی که در این وبلاگ نوشته شده می توانید راه را برای پیشرفت بسوی معبود برای خود باز بکنید.




کلمات کلیدی :جبر و اختیار، اختیار، مذهبی، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۳٠ مهر ۱۳۸٩

نظرات ()

بهشت ما..

از دیگر مزایای این بهشت با آنچه پدرو مادرمان، آدم و حوا در آن مقام داشتند این است که دیگر از شیطان خبری نیست .

 

از نخستین سخنانی که خداوند پس از استقرار آندو در بهشت فرمود این بود که : مراقب باشید که شیطان زخم خورده در پس هر بوته یا درختی در کمین نشسته است تا زهر خویش در شما ریزد و آتش کینه و انتقام خویش را فرو نشاند .

 

و من با خود می اندیشم:  آدم و حــوا با چنین دلشوره و اضطرابی که پیامد چنیــن موقعیتی است چه روزهای پر تشویش ولحظه های هول انگیزی را در این گستره جان افزا سپری کرده اند .

 

مهرورزی وارائه پیام های عاشقانه به کسی که بسیار دوستش داری، در سایه هول انگیــز کیــنه و انتــقام و فضایی آمیختــه از تـرس گنـــاه والبته...... وحشت!

 

 آن هم در نخستین تجربــه های عشق ورزی انسان..... و اولیــن جوانه های به بارنشستن پدیــده ای جدیــد که بعد ها برای همیــشه جاودانه شد .

 

 میراث ماندگار آن دو برای تمام انسانها : .... " عشق " !

 




کلمات کلیدی :بهشت جاودان ما، همسران، عشق، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ٤ مهر ۱۳۸٩

نظرات ()

7راه آسان برای نه گفتن
7 راه آسان برای نه گفتن

به سختی “نه” می گویید؟ شما هم مانند بسیاری از مردم، همیشه می کوشید تا نسبت به دیگران و به هزینه ی خودتان خوب باشید؟
خیلی ها هستند زمانیکه درخواست کمکی از آنها می شود، می خواهند همراهی کنند حتی اگر کارهای مهمتری برای انجام دادن داشته باشند.
چرا “نه” گفتن برایمان سخت است؟
برای اینکه “نه” گفتن را بیاموزیم بایستی در ابتدا متوجه شویم که چه چیزی ما را در برابر آن مقاوم می کند. در زیر دلایل معمولی که باعث سخت شدن “نه” گفتن برای ما می شود را خواهید دید.
۱- می خواهید کمک کنید. شما یک جورهایی قلب مهربانی دارید. نمی خواهید که طرف را اصطلاحا “دک کنید” بلکه می خواهید تا آنجایی که امکان دارد کمک کنید حتی اگر آن کار باعث هدر رفتن وقت تان شود.
۲- از گستاخ شدن هراسانید. خیلی ها اینطور فکر می کنند که “نه” گفتن به نوعی گستاخی است. این نوع تفکر مخصوصا در فرهنگ آسیا مرسوم است، جایی که “حفظ منزلت و شان” اهمیت دارد.
۳- می خواهید که سازگار باشید. نمی خواهید که خودتان را از گروه بیگانه کنید بنابراین درخواست های دیگران را تایید می کنید.
۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از این می ترسید که در صورت رد درخواست فردی، باعث عصبانی شدن وی شوید. این می تواند منتج به یک برخورد زشت شود. اگر هم چنین اتفاقی رخ ندهد امکان دارد که اختلاف عقیده ای رخ داده و در نتیجه در آینده باعث نتایج منفی شود.
۵- ترسِ از دست دادن موقعیت ها. شاید با گفتن “نه” مضطرب شوید چرا که باعث بسته شدن درها بر روی تان می شود.
۶- خراب نکردن پل ها. برخی از مردم “نه” گفتن را نوعی روگردانی می دانند. اینطور فکر می کنید که، “نه” گفتن می تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود.
“نه” گفتن به معنای گستاخ شدن شما نیست؛ همانطوری که ناسازگاری شما را نخواهد رساند. “نه” گفتن به معنای ایجاد نزاع نیست؛ همانطور که باعث از دست دادن موقعیت های تان در آینده نخواهد شد. و همچنین “نه” گفتن قطعا باعث خراب کردن پل ها نخواهد شد. این ها همه تفکرات اشتباهی هستند که در ذهن تان وجود دارند.
“نه” گفتن راجع به احترام به موقعیت ها، زمان و فرصت تان است. “نه” گفتن حق مسلم شماست.

۷ راه ساده برای “نه” گفتن

اگر شما اطمینان ندارید که چگونه بایستی “نه” بگویید، در زیر ۷ راه ساده برای انجام آن وجود دارد. آنها را در موقعیت های خوب به کار ببندید.

۱- “الان خودم اولویت های دیگری دارم، نمی توانم این کار را انجام دهم.”
اگر سرتان خیلی شلوغ است که درگیر درخواست یا پیشنهاد او شوید، جمله ی بالا به کارتان می آید. این جمله به دیگران می فهماند که وقت شما هم اکنون پر است، بنابراین او بایستی دست نگه دارد. اگر که می خواهید کارتان آسان تر شود، می توانید به جمله تان این را هم اضافه کنید که بر روی چه چیزی مشغول به کار هستید تا او بهتر متوجه شود.

۲- “الان زمان خوبی نیست چرا که من در میان انجام کاری هستم. چطور است که ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار کنیم.”
خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواست کمکی از شما می شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد.

۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولی…”
این جمله باعث دلگرمی می شود، چرا که به او این را می فهماند که شما ایده ی او را دوست دارید و هیچ چیز اشتباهی درباره ی آن وجود ندارد.

۴- “اجازه بده ابتدا درباره ی آن فکر کنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.”
این جمله بیشتر شبیه “شاید” گفتن است تا گفتن یک “نه” صاف و پوست کنده. اگر علاقه مند هستید اما نمی خواهید همین الان “بله” را بگویید، از این جمله استفاده کنید.

۵- “این ملاقات آن چیزی نبود که من نیاز داشتم اما یقینا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.”
اگر کسی در حال ایجاد یک معامله یا فرصتی است که از قضا آن چیزی نیست که شما به دنبال آن هستید، اجازه دهید که او بداند این ملاقات آن چیزی نبود که به آن نیاز داشتید. در غیر این صورت، مذاکره می تواند خیلی طولانی شود. از طرف دیگر، این جمله به طرف می فهماند که هیچ ایرادی درباره ی پیشنهادش وجود ندارد.

۶- “من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمی کنی؟”
اگر از شما درخواست کمک در چیزی می شود که نمی توانید در آن شرکت کنید، به او این اجازه را بدهید که متوجه این موضوع شود که به دنبال فرد اشتباهی می گردد.

۷- “نه، نمی توانم.”
راحت ترین و ساده ترین راه برای “نه” گفتن استفاده از جمله ی بالا است.

ما موانع زیادی برای “نه” گفتن در ذهن مان ایجاد می کنیم. همانطور که در ابتدای این مطلب نیز دیدید، این موانع خود ساخته هستند و به هیچ وجه درست نیستند. خیلی درباره ی “نه” گفتن فکر نکنید و فقط آن را بی درنگ بگویید.

“نه” گفتن به ملاقات هایی که نیاز ندارید را یاد بگیرید، و هنگامی که این کار را انجام دادید در واقع متوجه خواهید شد که این کار چقدر آسان است. در نتیجه، شما وقت بیشتری برای خودتان، کارتان و چیزهایی که بیشتر برایتان مهم هستند، خواهید یافت.



کلمات کلیدی :راه کار زندگی، همسران، عمومی، آموزش

نوشته شده توسط صادق در ٤ مهر ۱۳۸٩

نظرات ()

افسردگی
افسردگی

همه ی ما مطالب زیادی در مورد افسردگی و اثرات مخرب آن در زندگی فردی و اجتماعی خوانده و شنیده ‌ایم. بهتر است بدانیم این مشکل روحی، تاثیراتی هم بر جسم ما می ‌گذارد. بیشتر ما کم یا زیاد در مورد علائم و تاثیرات روحی افسردگی چیزهایی شنیده‌ ایم؛ اما شاید در مورد نشانه‌ های آن در بدن و جسم کمتر بدانیم.
در حقیقت افرادی که دچار افسردگی هستند اغلب از دردهای مزمن یا سایر نشانه ‌های جسمی نیز رنج می ‌برند.
از جمله این مشکلات می‌ توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
سر درد:
این مورد به نسبت سایر مشکلات در میان افراد مبتلا به افسردگی شایع ‌تر است. اگر کسی دچار سردردهای میگرنی بوده باشد این حالت ممکن است با افسردگی تشدید شود.
کمر درد:
کمردرد هم مانند سردرد است یعنی اگر از قبل کمر درد داشته باشیم، زمانی که افسرده هستیم این درد وخیم ‌تر خواهد شد.
به عبارت بهتر، افسردگی هر نوع درد مزمنی نظیر دردهای عضلانی و درد مفاصل را بدتر و شدیدتر خواهد کرد.
درد قفسه سینه:
بسیار مهم است که پس از احساس درد در قفسه سینه بلافاصله به متخصص مراجعه کنیم تا این مورد بررسی شود؛ زیرا این درد ممکن است نشان دهنده ی مشکلات جدی قلبی باشد؛ اما گاهی افسردگی نیز می ‌تواند عامل درد ناحیه ی قفسه سینه و ناراحتی‌ های مربوط به آن باشد.
مشکلات گوارشی:
با بروز افسردگی به ویژه وقتی شدید باشد ممکن است احساس تهوع داشته باشید. دچار اسهال شوید یا یبوست مزمن پیدا کنید؛ بله نشانه‌ هایی تا این حد متضاد.
‌‌خستگی:
مهم نیست که چه قدر می‌ خوابید یا استراحت می ‌کنید. ممکن است پس از خواب باز هم احساس خستگی و فرسودگی داشته باشید.
حتی گاهی بیدار شدن از خواب هنگام صبح، کاری دشوار و غیر ممکن به نظر می ‌رسد. این هم از دیگر نشانه‌ های افسردگی است.
مشکلات خواب:
بسیاری از افرادی که دچار افسردگی هستند نمی ‌توانند به راحتی بخوابند. آن ها ممکن است صبح خیلی زود بیدار شوند یا شب هنگامی که به رختخواب می ‌روند برای به خواب رفتن دچار مشکل باشند. برخی نیز بسیار بیش از مقدار عادی و معمولی می ‌خوابند.
تغییر اشتها و وزن:
بعضی از افراد به دلیل افسردگی، اشتهای خود را از دست داده و در نتیجه با کاهش وزن نیز رو به ‌رو می‌ شوند.
گروهی دیگر ممکن است به غذاهای خاصی مانند کربوهیدرات ‌ها تمایل پیدا کنند و در نتیجه دچار اضافه وزن شوند.
سرگیجه و سبکی سر:
از دیگر مشکلات جسمی ناشی از افسردگی می ‌توان به داشتن سرگیجه با احساس سبکی سر نیز اشاره کرد. این علائم ممکن است همراه با مشکلات دیگری نیز رخ دهند. از این رو بسیاری از افرادی که با افسردگی رو به‌ رو هستند هیچ وقت به فکر این که این مشکلات ناشی از حالت روحی خاص ‌شان است، نمی ‌افتند؛ زیرا آن ها احتمال آن را هم نمی‌ دهند که این علائم ممکن است از افسردگی ناشی شده باشد.
برخی محققان معتقدند افسردگی با عدم تعادل مواد شیمیایی خاصی در مغز مربوط است.
درمان علائم جسمی
در برخی موارد، آغاز درمان افسردگی(البته با توجه به روحیات و حالات بیمار) می ‌تواند این علائم جسمی را نیز کم‌ رنگ ‌تر کند؛ اما حتما دقت داشته باشید که در مورد این نشانه‌ ها با پزشک خود صحبت کنید و با این فکر که آن ها به زودی برطرف می ‌شوند، ناگفته رهای شان نکنید.



کلمات کلیدی :افسردگی، عمومی، همسران، پزشکی

نوشته شده توسط صادق در ٤ مهر ۱۳۸٩

نظرات ()

سوابق جنگ ایران و عراق

حیات راستین یک ملت، همواره در گرو شناخت، معرفت و آن گاه توجه نسبت به آرمان ها و ارزش های خویش است و کوشش و تلاش جدی در حفظ پیشینه ها و دستاوردهای ارزشمند و گرانقدرِ آرمانی و ملی هر قوم و امتی، خود از جایگاه رفیع و والایی برخوردار می باشد.

دوران هشت سال دفاع مشروع امّت سلحشور ایران، در حفظ و اعتلای نظام مقدّس اسلامی و حراست از مرزهای عزّت و شرف این مرز و بوم – به مثابه یکی از حساس ترین و بارزترین برهه های حیات راستین این ملت – همچون نگینی، تا همیشه ی زمان، بر تارک تاریخ حماسه و ایثار و پایداری آزادگان جهان می درخشد و اهتمام و تلاش در عرصه های گوناگون حفظ و پاسداری از آن ارزش ها و والایی ها، نیز به همان میزان، مقدّس و در خور ارج نهادن است.

حدیث هشت سال دفاع مقدس، مقامت و مظلومیت ملتی که قلّه های سربلند ایثار و حماسه و شرف را در راه دفاع از کیان مکتب، انقلاب و میهن اسلامی خویش در نور دیده است حکایت نامکرر و ماندگار دلاوری شهیدان و شاهدانی است که با خون و جانشان سطرسطر تاریخ این مرز و بوم اسلامی را نگاشته اند. مطرح ساختن این همه شجاعت، رشادت و مقاومت دلیرانه در چند صفحه کاری بس سخت و دشوار است و نمی توان حتی گوشه ای از آن را بیان کرد که چگونه ملت قهرمان ایران، مردانه ایستادگی کردند و پیروز شدند.

در 31 شهریور 1359، رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران، جنگ تمام عیار را علیه این کشور آغاز کرد. رییس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975، آن قرارداد را یک طرفه زیر پا گذاشت و آغاز تجاوز رژیم بعثی را اعلام کرد تا بتواند مطامع و خواسته های جاه طلبانه ی خود را از طریق جنگی ظالمانه و ناخواسته بر مردم ایران تحمیل کند.

جنگی نابرابر در شرایطی به ایران اسلامی تحمیل شد که از جانب استکبار جهانی، به ویژه امریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناح های وابسته به غرب و شرق با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیری های نظامی درصدد تضعیف دولت و تفرقه افکنی بودند و نیروهای نظامی کشور نیز به خاطر تبعات قهری انقلاب، هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی را به طور کامل پشت سر ننهاده و هیچ گونه آمادگی برای مقابله با یک تهاجم گسترده و سراسری به طول 1200 کیلومتر را با دشمن نداشتند.

 

امریکا برای به سازش کشاندن جمهوری اسلامی و در نهایت تسلیم آن، فرصت حاصله از رخداد جنگ تحمیلی را غنیمت شمرد و حمایت های پنهان و آشکار لازم را در کلیه ی زمینه های سیاسی، نظامی و اقتصادی از رژیم بعثی عراق به مورد اجرا گذاشت.

از سوی دیگر، اتحاد جماهیر شوروی سابق، با ترکیب حکومتی وقت، که متحد عراق محسوب می شد، به خاطر ماهیت مستقل و غیر وابسته ی انقلاب اسلامی که شعار نه شرقی و نه غربی را در سرلوحه ی سیاست خارجی خود قرا داده و در رابطه اشغال افغانستان موضع گیری مستقلانه ای اتخاذ کرده و تجاوز این ابرقدرت را محکوم کرده بود، خصومتش را با ارائه کمک های مختلف نظامی و اقتصادی به رژیم عراق مضاف گردانید.

ارتش عراق که براساس محاسبات عجولانه خود از وضعیت و شرایط داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، فتح یک هفته ای تهران را تعقیب می کرد، در روزهای نخست تجاوز، بدون آن که با مانعی جدی در مرزها برخورد کند، تا دروازه های اهواز و خرمشهر پیش تاخت و با مشاهده ی این وضعیت، به تجاوز خود ادامه داد. تحت چنین اوضاع و احوال، امام قدس سره به خروش آمد و ندای ملکوتیش دل های شیفتگان انقلاب و جمهوری اسلامی را مطمئن و آرام نمود و ملت شجاع ایران را جهت دفاع از کیان نظام مقدّس جمهوری اسلامی و کشور ایران آماده کرده. بدین سان دشمن که در روزهای اوّل تجاوز، مقاومتی جدی و چشمگیر در برابر خود مشاهده نکرده بود، به هنگام هجوم به خرمشهر با مقاومت قهرمانانه مردم این شهر و رزمندگان اسلام رو به رو شد و این واقعیت را پذیرفت که آنچه را محاسبه و پیش بینی نموده بود، فرضیه ای بیش نبوده و این خیال پردازی ها و واقعیات فاصله ی بسیار وجود دارد.

خلق حماسه ها آغاز شد و علی رغم کارشکنی ها رییس جمهور وقت، در جایگاه فرماندهی کل قوا، مقاومت سرسختانه ی دلاوران اسلام و فرزندان قرآن اوج گرفت. سراسر جبهه ها، آوردگاه تن و تانک بود، عشقی بی پایان و فنا ناپذیر به خدا و امدادهای الهی و اعتقاد و ایمان به مبدأ و معاد، عاملی بود تا دلاور مردان جمهوری اسلامی مرگ را با آغوش باز پذیرا شوند و شهادت را کمال مطلوب بدانند.

دفاع مقدس و همه جانبه مردم مسلمان و انقلابی ایران اعم از واحدهای جنگ های چریکی و پارتیزانی که توسط «سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی» سازماندهی شده بود و عناصر «واحد جنگ های نامنظم» تحت فرماندهی شهید دکتر چمران (وزیر دفاع و نماینده امام خمینی قدس سره در شورای عالی دفاع)، واحدهای کلاه سبز های نیروی زمینی ارتش و تکاوران نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، گروهی چریکی تحت سرپرستی و نظارت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای و نیز برخی از گروه های عشایری مسلح (که بیشتر در نواحی مرزی شمال غرب و غرب کشور مستقر بودند) با حملات متعدد و زنجیره ای علیه واحدها، سنگرها و خودروها و نفرات جلودار و نیز گشتی های قوای متجاوز عراق آغاز گردید.

هم زمان با مقاومت این نیروها، واحدهای توپخانه، هواپیماها و هلیکوپترهای بمب افکن و موشک انداز ارتش جمهوری اسلامی ایران، خطوط و نیروهای پیشتاز ارتش متجاوز عراق و نیز خطوط و واحدهای عقبه و پشتیبانی ارتش عراق، پل ها، انبارهای مهمات، ستون های تانک و زره پوش، خودروهای حامل نفرات و مهمات و تجهیزات و نیز تأسیسات و پایگاه های اقتصادی و نظامی و رژیم عراق را در عمق آن کشور و نیز نواحی اشغال شده در خاک ایران را آماج حملات کوبنده خود قرار دادند که حمله حدود 140 فروند از هواپیماهای جنگنده ی ارتش اسلام در یکی از نخستین روزهای دفاع مقدس از جمله جالب ترین آنهاست.

مجموعه ی این عملیات ها و امدادهای الهی شگفت انگیز و رعبی که خدای متعال در دل دشمن انداخت، مانع شد تا نیروهای عراقی در مناطقی که قابل پیشروی به نظر می رسید، مکث و تأمل کنند و این امر باعث شد مناطقی مثل دزفول و اندیمشک و تأسیسات نظامی و اقتصادی آنها سالم بماند و اهواز از خطر محاصره دشمن در امان بماند.

 


سابقه اختلافات مرزی ایران با همسایگان غرب کشور

اختلافات مرزی ایران و عراق به دوران حکومت سلسله صفوی در ایران و دولت عثمانی که عراق بخشی از خاک آن بوده است، باز می گردد و همیشه شاخص ترین مظهر اختلافات بین ایران و همسایه ی غربی او مسایل مربوط به حدود دو کشور بوده که همیشه سیاست تهران – استانبول و بعداً بغداد را توجیه می کرده و سایر مسایل را هر چند ریشه های عمیق داشته اند تحت الشعاع قرار می داده است.

تا دوران قاجاریه، حدود و ثغور دو کشور تعیین نشده بود – در آن هنگام برای نسختین بار تلاش هایی در این زمینه انجام شد؛ یعنی مسایل مرزی اساس اختلافات و شاخص روابط سیاسی ایرانی و عثمانی گردید. پس از تأسیس کشور عراق نیز، بار دیگر موضوع تعیین دقیق مرزهای دو کشور محور روابط سیاسی بوده و این مسأله همیشه باعث پیچیدگی روابط شده است. از جمله قراردادهایی که در مورد اختلافات ایران و عراق به ثبت رسیده است، می تواند به این قراردادها اشاره کرد:

قرارداد سال 1639 میلادی، ما بین دولت های صفوی و عثمانی در مورد مرزهای آبی و خشکی دو کشور، قرارداد مرزی 1764، میان نادرشاه افشار و سلطان عثمانی، قرارداد «ارض روم» که متعاقب جنگ های دو ساله (23 – 1821) بین حکومت وقت ایران و امپراتوری عثمانی در مورد حدود مرزی دو کشور به امضا رسید، معاهده 21 دسامبر 1911، در تهران و معاهده ی 1913، در قسطنطنیه (ترکیه امروزی) که به موجب آن کمیسیونی متشکل از نمایندگان ایران و عراق، عثمانی، روسیه و انگلیس کار تعیین مرزها را به عهده می گرفت، قرارداد سال 1937، مرزی ایران و عراق که تحت فشار انگلیسی ها به ایران تحمیل شد و برخلاف اصول و قواعد جاری بین المللی – که مبتنی بر حاکمیت مشترک کشورهای هم جوار بر رودخانه مرزی است و مرز آبی بین دو کشور را در خط میانه یا خط القعر رودخانه در نظر می گیرد – براساس حاکمیت عراق بر محدوده ی کوچک مقابل آبادان که در حدود پنج کیلومتر می باشد، تنظیم شده است. با وجود این عراق هم تعهداتی در حدود تأمین آزادی کشتیرانی در شط العرب و رعایت حقوق ایران در این رودخانه مرزی و صرف عواید حاصله از محل عوارض مأخوذه از کشتی ها برای نگهداری و لایروبی و بهبود کشتیرانی در این راه آبی به عهده گرفته بود که عملاً آنها را مراعات نمی کرد.

دولت عراق به تعهدات خود در مورد تعین خطوط مرزهای زمینی دو کشور و نصب علایم مرزی هم عمل نکرده بود تا اینکه در سال 1957، ایران و عراق درباره ی اجرای مفاد این قرارداد و تعیین یک داور سوئدی برای تعیین خط مرزی و نصب علایم موافقت کردند، ولی پیش از آن که این توافق به مرحله ی عمل برسد، رژیم سلطنتی عراق با یک کودتای نظامی در ژوئیه سال 1958، سرنگون شد و ژنرال عبدالکریم قاسم رهبر نظامی جدید این کشور شد.

 

عبدالکریم قاسم در تاریخ 11 آذر 1338 (12 دسامبر 1959) گفت:

«...عهدنامه ی 1937، بر اثر فشار به عراق تحمیل شد و حاکمیت دولت عراق به اندازه 5 کیلومتر در مقابل آبادان فقط برای این منظور بخشیده شد که از طرف شرکت های نفتی مورد استفاده قرار گیرد و آنها از پرداخت مالیات به عراق رهایی یابند. عراق در موقعی که وضع بغرنجی داشت و تحت تأثیر عوامل فشار بود،  5 کیلومتر به ایران بخشید و در این باره ایران مستحق نبود، ولی عراق امیدوار بود که مسایل مرزی حل شود. لیکن مسایل مرزی مسایل تاکنون حل نشده و اگر این مسایل در آینده حل نشود، در مورد بخشش این 5 کیلومتر پایبند نخواهیم بود و آن را به مادر میهن باز خواهیم گرداند ...»(1)

بعد از اظهارات عبدالکریم قاسم، رادیو و مطبوعات عراق، جنگ تبلیغاتی شدیدی علیه ایران آغاز کردند که رادیو مطبوعات ایران هم پاسخ گفتند و وزیر امور خارجه وقت ایران در آذر 1338، سخنان مشروحی در مجلس شورای ملی ایراد کرد.

حکومت عبدالکریم قاسم طی یک کودتای نظامی در 19 بهمن 1341، توسط یک نیروی ائتلافی طرفدار جمال عبدالناصر و حزب بعث سرنگون شد و عبدالسلام عارف، که طرفدار پان عربیسم بود، رییس جمهور شد. به دلیل نزدیکی عارف با ناصر و با توجه به تیرگی روزافزون روابط بین دولت ایران و حکومت ناصر، رژیم ایران نتوانست با دولت عبدالسلام عارف در مورد اختلاف های دو کشور به توافق رسد.

به دنبال قتل عبدالسلام عارف در سال 1345، برادرش عبدالرحمان عارف جانشین او شد. عبدالرحمن بزاز نخست وزیر عبدالرحمن عارف به منظور جلوگیری از تیره شدن روابط با ایران و عراق، اعلام کرد که قصد دارد مذاکراتی با مسؤولان ایرانی انجام دهد و سرانجام نیز دو کشور در مورد موضوعات زیر به توافق رسیدند:

1- عقب نشینی نیروهای ایرانی از نواحی مرزی

2- پایان دادن متقابل به اتهامات و جنگ تبلیغاتی

3- تشکیل کمیته های مشترک به منظور مذاکره درباره ی مسایل مورد اختلاف

سازمان افسران جوان (جنبش انقلابی عرب) به رهبری ژنرال حسن البکر و صالح عماش و حردان تکریتی در صبحگاه17 ژوئیه 1968، کاخ نخست وزیری و رییس جمهوری را محاصره کردند. عبدالرحمان عارف تسلیم شد. و به دنبال آن رژیم بعثی جدید عراق به ریاست احمد حسن البکر سیاست خشن و آشتی ناپذیری را نسبت به ایران در پیش گرفت.

روز پانزدهم آوریل سال 1969، دولت عراق شط العرب را جزیی از قلمرو خود اعلام کرد و به دولت ایران اخطار نمود، به کشتی هایی که پرچم ایران را در شط العرب برافراشته است دستور دهد که پرچم خود را پایین بیاورند. عراق همچنین تهدید کرد: « اگر در این کشتی ها افرادی از نیروی دریایی ایران باشند باید آن کشتی ها را ترک کنند و در غیر این صورت عراق با قوه ی قهریه افراد نیروی دریایی ایران را از کشتی ها خارج خواهد کرد و در آینده نیز اجازه نخواهد داد کشتی هایی که به بنادر ایران حرکت می کنند وارد شط العرب شوند...»

واکنش دولت ایران نسبت به سخنان معاون وزارت امور خارجه عراق – (نعمة النعمه) که آن را یک اتمام حجت به شمار می آورد – سریع و قاطع بود. امیر خسرو افشار قائم مقام وقت وزیر امور خارجه ایران در 30 اردیبهشت 1348 (آوریل 1969) طی نطقی در مجلس سنا لغو معاهده ی 1937، را به طور رسمی اعلام کرد. دولت عراق که با عزم راسخ ایران در دفاع از حقوق خود مواجه شده بود، از هر گونه اقدام نظامی علیه ایران خودداری کرد.

در 9 آذر 1350 (30 نوامبر 1971) نیروهای نظامی ایران وارد جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک شدند و به این ترتیب حاکمیت ایران بر جزایر مذکور اعاده شد. این اقدام 24 ساعت قبل از انقضای مدت معاهده قیمومیت بریتانیا و خروج نیروهای آن کشور از خلیج فارس صورت گرفت و دلیل این امر به ظاهر آن بود که دولت ایران در این مسأله خود را با بریتانیا طرف می دانست نه با شیخ نشین ها. این مسأله بهانه ی تازه ای برای تشدید جنگ تبلیغاتی علیه ایران شد. دولت عراق در واکنش به این حرکت ایران؛ با اعزام عده ای از مقام های عالی رتبه حزبی و دولتی به کشورهای جنوب خلیج فارس، تلاش گسترده ای به عمل آورد.

روز 10 آذر، دولت عراق روابط سیاسی خود را با ایران و بریتانیا به اتهام تبانی آن کشور با ایران قطع کرد. روابط ایران و عراق به دنبال قطع مناسبات دیپلماتیک بین دو کشور به سرعت رو به وخامت گذاشت.

 


سابقه برخوردهای مرزی ایران و عراق قبل از شروع جنگ

از سال 1350، برخوردهای مرزی بین دو کشور رو به افزایش گذاشت و این موضوع با تحولات سیاسی در روابط دو کشور و نیز تحولات منطقه در ارتباط مستقیم بود.

به دنبال اعاده ی حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در آذر ماه 1350، نیروهای نظامی ایران و عراق در مرزهای دو کشور متمرکز شدند و برخوردهایی نیز بین دو طرف روی داد.

پس از امضای قرارداد دوستی و همکاری پانزده ساله عراق و اتحاد جماهیر شوروی سابق، در فروردین 1350، (آوریل 1972) برخورد شدیدی بین نیروهای دو کشور ایران و عراق روی داد. در این برخوردها، طرفین از تانک، توپخانه و توپهای صحرایی استفاده کردند.

در سال 1352، از تعداد برخوردها کاسته شد، اما بر شدت آنها افزوده شد. شدیدترین و خونین ترین برخورد، معروف به «یکشنبه خونین» در 21 بهمن 1352 (10 فوریه 1974) در منطقه مهران و در حد فاصل علایم 32 و 33 مرزی روی داد. متعاقب این برخورد، دولت عراق پیش دستی کرده و به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد و ادعا نمود ایران، پنج کیلومتر مربع از خاک عراق را اشغال کرده است و قصد تجاوز همه جانبه به عراق را دارد. دولت ایران ضمن این که از دبیرکل خواست، تا نماینده ای برای بازدید منطقه اعزام کند، ادعاهای عراق را رد کرد و اعلام داشت که سربازان عراقی به داخل خاک ایران تجاوز کرده اند.

شورای امنیت پس از استماع نظرات نمایندگان دو کشور در 28 فوریه 1974 (9 اسفند 1352) طی جلسه ای تصمیم گرفت که نماینده ی ویژه ای به منطقه اعزام کند تا پس از بررسی های لازم نتیجه را گزارش نماید. سرانجام آتش بس در 16 اسفند 1352 ( 7 مارس 1974) به مورد اجرا گذاشته شد.

شورای امنیت برای استماع گزارش نماینده ی ویژه دبیر کل سازمان ملل تشکیل جلسه داد و پس از بررسی و مطالعه گزارش وی، به تنظیم قطعنامه شماره 348 مبادرت ورزید. در این قطعنامه گفته شد که دو طرف در این موارد به توافق رسیده اند.

1- رعایت اکید قرارداد آتش بس 17 اسفند 1352 ( 7 مارس 1974).

2- عقب نشینی سریع و هم زمان نیروهای دو کشور از نواحی مرزی.

3- اجتناب از به کار بستن هر نوع اعمال خصمانه علیه یکدیگر.

4- از سرگرفتن مذاکرات دو کشور بدون هیچ گونه قید و شرط به منظور حل همه مسایل دو جانبه.

پس از مدتی دو کشور موفق شدند، دستور مذاکرات را تنظیم کنند. البته این به معنی پایان مناقشات نبود، اما برای نخستین بار، پس از پنج سال چاره جویی برای حل اختلاف های دو کشور به وجودآمد. وزیران امور خارجه ایران و عراق روز 19 مهر 1353، نخستین دور مذاکراتشان را در نیویورک انجام دادند. دومین دور مذاکرات وزیران امور خارجه در 24 مهر انجام شد و دو طرف توافق کردند که تماس های خود را برای حل اختلاف های موجود ادامه دهند. طی مذاکراتی که در استانبول در 26 دی 1353 (16 ژانویه 1975) با حضور وزیران خارجه ایران و عراق آغاز شد و تا 30 دی ماه به طول انجامید، دولت ایران درخواست هایی را به شرح زیر مطرح کرد:

1- عراق تأسیسات نظامی به اتحاد جماهیر شوروی ندهد.

2- عراق به عناصر مخالف رژیم ایران پناه ندهد.

3- عراق به تبلیغات ضد ایرانی پایان دهد.

4- باهمکاری ایران به حفظ امنیت خلیج فارس بپردازد.

البته اینها درخواست های سیاسی ایران بود و در مورد مسایل مرزی، ایران خواهان انعقاد قرارداد جدیدی در مورد اروند رود، براساس خط تالوگ بود، دولت عراق نیز حل مسأله ی  کردها را خواستار بود. مشکل ترین قسمت مذاکرات مربوط به اروند رود بود و همین مسأله به بن بست مذاکرات و سرانجام عدم موفقیت آن منجر شد. عراق بر روی قرار داد 1316، همچنان پافشاری می کرد، در حالی که ایران انعقاد قرارداد جدیدی براساس خط تالوگ را خواهان بود.

 


قراردد 1975 الجزایر چگونه شکل گرفت؟

یک ماه و نیم بعد از کنفرانس استانبول، در جریان کنفرانس سران عضو اوپک با میانجی گیری هواری بومدین – رهبر فقید الجزایر، ملاقاتی بین محمدرضا شاه و صدام حسین رؤسای وقت دو کشور صورت گرفت که نتیجه آن اعلامیه ی الجزیره بود. به موجب این اعلامیه دو کشور توافق کردند که مرزهای آبی خود را براساس خط تالوگ(2) تعیین کنند و در مرزها نیز یک کنترل دقیق و مؤثر به منظور رفع هر گونه نفوذ که جنبه «خرابکارانه» داشته باشد، اعمال نمایندد.

به منظور اجرای اعلامیه الجزیره، وزرای امور خارجه ایران، عراق و الجزایر از تاریخ 15 مارس تا 13 ژوئن 1975، به ترتیب در تهران، بغداد، الجزیره و بغداد گرد آمدند. نتیجه ی این چهار نشست امضای «عهدنامه مربوط به مرز مشترک و حسن همجواری بین ایران و عراق» در 13 ژوئن 1975، بود. این عهدنامه دارای 3 پروتکل(3) ضمیمه و یک الحاقیه به شرح زیر می باشد:

1- پروتکل راجع به علامت گذاری مجدد سرزمینی بین ایران و عراق.

2- پروتکل راجع به تعیین مرز در روخانه های بین ایران و عراق.

3- الحاقیه مربوط به بند 5 ماده 6 عهدنامه.

4- الحاقیه مربوط به بند 5 ماده 6 عهدنامه.

عهدنامه ی 1975، دارای 4 موافقت نامه تکمیلی نیر هست که در 26 دسامبر 1975، در بغداد به امضا رسید. این موافقت نامه ها عبارتند از:

- موافقت نامه راجع به مقررات مربوط به کشتیرانی در اروند رود.

- موافقت نامه راجع به استفاده از آب رودخانه های مرزی.

- موافقت نامه راجع به تعلیف احشام.

- و موافقت نامه راجع به کلانتران مرزی.

عهدنامه مذکور و3 پروتکل منضم به آن و چهار موافقت نامه ی تکمیلی به تصویب قوه مقننه ی ایران و عراق رسیده است.

طی اجلاس سران کشورهای عضو اوپک که در الجزیره برگزار شد، با رعایت اصول احترام به تمامیت ارضی و تجاوز ناپذیری مرزها و عدم دخالت در امور داخلی، طرفین تصمیم گرفتند:

1- مرزهای زمینی خود را بر اساس پروتکل قسطنطنیه مورخه ی 1913 و صورت جلسه های کمیسیون تعیین مرز مورخه ی 1914، تعیین کنند.

2- مرزهای آبی خود را براساس خط تالوگ تعیین نمایند.

3- با این کار دو کشور امنیت و اعتماد متقابل را در امتداد مرزهای مشترک خویش برقرار خواهند ساخت.

4- دو طرف توافق کرده اند که مقررات فوق، عواملی تجربه ناپذیر جهت یک راه حل کلی بوده و نتیجتاً بدیهی است که نقض هر یک از مفاد موارد فوق، مغایر روحیه ی توافق الجزایر می باشد.

در جریان انعقاد قرارداد 1975 و مراحل مختلف آن، وزیر خارجه الجزیره به عنوان نماینده ی دولت مورد قبول طرفین شرکت داشت و اسناد را امضا می نمود.

روابط ایران و عراق که از سال 1975، بر مفاد قرارداد الجزایر متکی بود، با ظهور دولت جمهوری اسلامی ایران براساس احترام به «اصل وفای به عهد» ادامه یافت و دولت انقلابی ایران مفاد آن را دقیقاً رعایت کرد. پایبندی دولت جمهوری اسلامی ایران به عهدنامه 1975، تا این حد بود که حتی، پس از بمباران روستاهای مرزی ایران در تاریخ 14/3/1358، توسط جنگنده های عراق، دولت ایران بدون اقدام متقابل و به منظور کاهش تشنج، استاندار آذربایجان غربی را جهت مذاکره با استاندار سلیمانیه، به عراق اعزام کرد.

 


چرا قرارداد 1975 الجزایر متزلزل شد؟

اگر چه در عهدنامه 1975، الجزایر مرز دو کشور ایران و عراق در «اروند رود» براساس خط تالوگ تعیین شد و صدام حسین رییس جمهور عراق هم قبلاً اعلام کرده بود که عراق حاکمیت مشترک ایران و عراق را بر اروند رود، محرز و پذیرفته شده می داند، ولی ظهور انقلاب اسلامی در ایران و ارزیابی غلط حزب بعث عراق و حامیانش از اوضاع داخلی ایران موجب شد که آنها مجدداً درصدد دستیابی به کل این آبراه برآیند و از این رو عمده سخنان حکام عراق حول حاکمیت بر این رودخانه دور می زد.

 

صدام حسین در سال 1359، اعلام داشت که «قرارداد مرزی یا مرزبندی مزبور در آب های شط العرب به نفع ایرانیان بوده است.»(4)

وی در فروردین سال 1359، مطابق با آوریل 1980، طی مصاحبه ای که به وسیله خبرگزاری ها مخابره شد، برای توافق حالت خصمانه ایران و عراق سه شرط اعلام کرد:

1- خروج بی قید و شرط ایران از جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی.

2- بازگرداندن دنباله شط العرب به حالت قبل از 1975.

3- به رسمیت شناختن عربی بودن خوزستان (با نام مجهول عربستان)

دستاویز دیگری که حکام عراق بر آن تأکید داشتند، مسأله الحاق قسمتی از خاک ایران یعنی استان خوزستان بود که چشم حکام بعث به آن دوخته شده و دیگری مساله ی عربی بودن سه جزیره ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی بود.

صدام حسین در فروردین 1359 در شمال عراق، طی یک حمله ی شدید به مقامات جمهوری اسلامی ایران گفت:

«عراق آماده است با زور تمام اختلافات خود را با ایران حل کند!»

وی در اجلاس فوق العاده ی مجلس ملی عراق در تاریخ 17 سپتامبر 1980 (26/6/1359) ضمن اعلام لغو یک جانبه عهدنامه 1975، الجزایر گفت:

«الغای عهدنامه مذکور، مصب(5) شط العرب را به وضع قانونی آن قبل از قرارداد 6 مارس 1975، باز می گرداند و بدین ترتیب رودخانه ی مذکور همان طور که در طول تاریخ نیز چنین بوده است، به عراق و اعراب تعلق می گیرد و عراق علیه هر کسی که بخواهد با این تصمیم قانونی و بر حق مخالفت ورزد با قدرت و توانایی تمام مقابله خواهد کرد.»

سؤالی که مطرح می شود این است که چرا صدام حسین قراردادی را که بر این اساس ماده 4 آن «دائمی» و «لا یتغیر» و «غیرقابل نقض» بود، را یک جانبه نقض کرد و حتی در تلویزیون عراق این معاهده را پاره کرد؟

دولت نوپای جمهوری اسلامی، بارها و در موقعیت های مختلف موضوع پایبندی خود را به معاهده ی الجزایر به اطلاع مقامات عراق رسانده و یادآوری کرده بود که آمادگی هر گونه اقدام مشترک درخصوص اجرای قرارداد مزبور را دارد.


پی نوشتها:

1- روزنامه جمهوری اسلامی – دوشنبه 31 شهریور 1376 – شماره 5299.

2-  خط فرضی است که از عمیق ترین قسمت قابل کشتیرانی بستر رودخانه عبور می کند، چنین خطی با تعیین مرز در روخانه های مرزی بین کشورها بسیار مناسب است.

3- به معنای صورت جلسه ی مذاکرات سیاسی – متمم قراردادها و عهدنامه های رسمی.

4- جمهوری اسلامی – شماره 530 – اول مهر 1376.

5- مصب: به معنای جای ریزش آب – جایی که آب رودخانه وارد دریا می شود.




کلمات کلیدی :سوابق جنگ ایران و عراق، جنگ تحمیلی، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۳٠ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

رازهای آرامش و شادی در زندگی

در دنیای پراضطراب و سراسر استرس امروز، آرامش و راحتی خیال نعمتی است که بسیاری آرزوی آن را دارند. اما برای رسیدن به آرامش تنها آرزو کافی نیست، بلکه باید قدم پیش نهاد و کاری کرد. آن چه در پی می آید برخی تکنیک های روانشناختی است که ضمن کمک به رفع تشویش و نگرانی، آرامش، نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد.

 

راز اول: با خدا ارتباط برقرار کنید

حداقل نیاز انسان به روح خدایی، مانند احتیاج نوزاد است به مادر. به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی محتاج است. آرامش جان، زمینی حاصلخیز است که دانه های “خواست و نیاز” در آن به خوبی می روید، نیازهای به حق خود را در یاد خداوند که آرامش جان و قلب است، بکارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه کسی است که او همراه خداوند باشد. با توجه به خداوند و خواندن نام های او، همراهی و پشتیبانی خدا را به سوی خود جلب کنید. انسان همان است که به آن توجه می کند، پس به خداوند توجه کنید تا الهی شوید! به خدا توکل کنید. هرچه ارتباط شما با خدا، “آن نیروی عظیم و خرد لایتناهی” بیشتر و بیشتر شود، آرامش و نشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است: “اگر مرا یاری کنید، شما را یاری می کنم و قدم هایتان را استوار می گردانم.” یار خدا بودن یعنی بر اساس قوانین الهی رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و غیره. “یار خدا بودن” در واقع همان “یاری کردن به خود” است.

راز دوم: مثبت فکر کنید

هر فکر، صورتی از انرژی است که در جهت نیکی یا بدی خود تولید می کنیم. با اندیشیدن به افکار بهشتی با نیروی بهشتی مرتبط می شویم، شادی را احساس می کنیم و آفتاب سرور را هر جا که رویم، می تابانیم. یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. به دقت افکارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می آورد، خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب می کند. به خاطر داشته باشید که عالم، به نیات ما پاسخ می دهد. افکار و عقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع می شود و به جهان بیرون راه می یابد و محیط سعی می کند آنچه را که می خواهیم، به ما هدیه کند. راز توفیق آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم. چرا که حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم، آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود. چه زیباست که بهترین نیات و آرزوها و افکار را برای خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادی برسیم.

راز سوم: قضاوت خود را به تأخیر بیندازید

در این جهان، هیچ حادثه ای برحسب تصادف نداریم و در همه وقایعی که روی می دهند، لطف و رحمت الهی نهفته است. تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند که سبب تکامل روحمان می شوند. مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممکن است تا زمانی که زنده هستید متوجه نشوید. زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی ادراک ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. همچنین در ذهن الهی از دست دادنی ای وجود ندارد و اگر شما به ظاهر چیزی را از دست می دهید، معادل آن شیء و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء به عنوان وسیله ای برای تکامل و زیبایی روح شما هستند. بیایید کاملاً بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوب، نیکی پنهانی برای همه وجود دارد. “ساقی هر چه ریزد از لطف اوست.”

راز چهارم: بر آرامش درونی تمرکز کنید

در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست که در هر زمانی از روز چه اتفاق بیفتد. هرچه مسائل به نظر مشکل و پردردسر بیایند و هرچه قدر هم که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویشتن برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم. برای دسترسی به خلوتگاه درونی، چشم هایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید. این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد- به آن جا بروید. از دور دست، استاد معنوی تان از راه می رسد؛ در گوشتان زمزمه می کند: “هرجا می توانید خوبی کنید، در هرچه می توانید، به هرشکل که می توانید، هر وقت که می توانید، به همه اشخاصی که می توانید و تا زمانی که می توانید.” نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند، سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.

راز پنجم: از آنچه هستید راضی باشید

بدن وسیله زندگی است نه جوهر آن. آن قدر که ما انسان ها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم، یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود. تجربیات ما باید مثل شاخه های درخت به ما شکل بدهد، ولی این کار را نمی کند. فقط جوهره وجودمان است که با شرایطی محیطی از بین نمی رود، شکسته نمی شود و یا در معرض دید و بررسی دیگران قرار نمی گیرد. وجود داشتن، پرمعنا و پرمفهوم است: من وجود دارم، من هستم، من اینجا هستم، من در حال شدن هستم، تنها من هستم که زندگی ام را می سازم و… هر کدام از ما انسان ها در این دنیا مأموریت خاصی داریم. با کمک کردن به دیگران و مهرورزی به آنان، باعث تکامل روحمان می شویم. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است و زندگی ما به منزله یک سفر است و هدف نیست. منظور از بیداری، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است. مانند: بیداری روحی، بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… بیداری به زمان، مکان و خلاصه در یک کلام “بیداری الهی”!

راز ششم: به دستورات اخلاقی احترام بگذارید

از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید. از خواندن نامه های شخصی و دفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصی آن ها اجتناب کنید. بدون درزدن و اجازه گرفتن وارد هر مکانی نشوید. سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نکنید که به زور، افکار و عقاید دیگران را تغییر دهید. زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات، آرامش خود را بر هم می زنید. به پدر و مادر خود نیکی کنید. با آنان با صدای بلند صحبت نکنید. “بتی. جی. ایدی” می گوید: “زمانی که شما به درگاه خداوند دعا می کنید، این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت آن به زمین می آیند. ولی در میان این شعاع های نورانی یکی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن مورد رسیدگی می کنند. این پرتو قدرتمند و خیره کننده مربوط به دعای مادر در حق شما است. دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست.” چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهای آنان را تأمین کنید، زیرا که مهر و نیکی به آنان، سبب آرامش و نشاط در شما می شود.

راز هفتم: دید جدیدی پیدا کنید

پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی که از زاویه ای خاص به آنها نگاه می کنید، درخشش و زیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسایل در زندگی، هنگامی ارزش خود را نشان می دهند که از زاویه درست دیده شوند؛ ولی نگرش های متشابه و کلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشکل می سازد. اگر به هر مسأله ای از زاویه ای درست نگاه کنید، در آن چیزهای باشکوه و زیبایی خواهید دید. سعی کنید همه چیز و همه کس را با چشم های تازه ای ببینید که از طریق عادت، تیره و تار نشده اند. با این روش، شما می توانید ثروت های نامحدودی را کشف کنید. به خاطر داشته باشید که اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها و اشخاص نگاه کنید، هر شخص یا هر شیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت. فلورانس می گوید: “تمام انسان ها همچون حلقه های طلایی هستند در زنجیره خیر و صلاح من.”

راز هشتم: صفت های مثبت خود را افزایش دهید

از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ، جر و بحث کردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز کنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال تراکمی از نیروهای منفی را به دور خودتان جمع می کنید، کسی که از این همه نیروهای منفی عذاب می کشد، خودتان هستید. زمانی که به دیگران خوبی و کمک می کنید، تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند، هنگامی که وضو می گیرید، الکتریسیته های ساکن را به سطح بدن خود می آورید؛ آب نیز رسانا است و شما امواج آلفا (امواج آرامش بخش) تولید می کنید. با کشیدن مسح سر، این امواج را به کورتکس مغز انتقال می دهید و باعث می شوید که ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آلفا را در اندام های پایینی سرعت می بخشید. بیشترین منطقه ای که در روی کره زمین امواج آلفا دارد، کعبه است. زمانی که شما نماز می خوانید و در جهت خانه خدا قرار می گیرید و ۷ قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می کند، امواجی را دریافت می کنید که باعث آرامش شما می شوند. برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یک وان حمام، پر از آب و نمک، به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید. در بطری های رنگی آب خوراکی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید؛ سپس آن ها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید. بدون کفش و جوراب روی چمن راه بروید؛ زیرا طبیعت منبع انرژی نیروهای مثبت است.

راز نهم: حس ها را از همدیگر، جدا کنید

اغلب، ما به این مسأله توجه چندانی نداشته ایم که حواس پنجگانه خود را از یکدیگر تفکیک و آن ها را به صورت مجزا از یکدیگر حس کنیم. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید. امروز بر بینایی تمرکز کنید، فردا برمزه، روز بعد بر بویایی و … مثلاً: زمانی که در حال دوش گرفتن در حمام هستید، قطرات آب را روی بدن خود احساس کنید و از این که باعث تمیزی و آرامش شما می شود، لذت ببرید. موقعی که در حال غذا خوردن هستید فقط بر طعم و مزه غذا تمرکز کنید. وقتی در حال ریختن چای در استکان هستید، به صدای ریزش آن گوش دهید. به این ترتیب، شروع به جدا کردن تجربیات حسی تان از یکدیگر کنید و از بابت هر کدام لذت ببرید.

راز دهم: وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج سازید

اشیاء درون خانه تان را لمس کنید و از خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ کتاب ها را از درون قفسه بیرون بیاورید و ببینید آیا دوباره قصد خواندن این کتاب ها را دارید. هر شیء یادگاری را بررسی کنید و از خودتان بپرسید آیا هنوز لحظه ای را که این شیء به یادم می آورد، برایم مهم و با ارزش هستند؟ لباسهایتان را باز کنید و توجه کنید که آیا به تمام این لباس ها احتیاج دارید و از آخرین باری که آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟ بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل و لباس های اضافی تان را یا به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید. زیرا که هر شیء انرژی خودش را دارد و اگر به کار نرود در خانه به آب راکد تبدیل می شود. همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند. پس باید مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد و آب جاری گردد. اگر کهنه ها را نگه دارید، تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابد. پس برای چرخش انرژی و پیشرفت در زندگی تان وسایلی را که مورد احتیاج تان نیست از محیط خارج سازید.




کلمات کلیدی :همسران، عمومی، عشق، رابطه با جنس مخالف

نوشته شده توسط صادق در ٢٧ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

آیا می دانید ....؟

آیا می دانید : زنبور از بوی عرق بدش می آید و به کسی که بدنش بو بدهد یا عطر زده باشد حمله می کند؟

آیا می دانید : کتاب رکوردهای گینس ، رکورددار دزیده شدن از کتابخانه های عمومی است.

آیا می دانید : نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا می دهد؟

آیا می دانید : زمین با سرعتی معادل صدوهشتاد هزار کیلو در ساعت دور خورشید می چرخد.

آیا می دانید : خوردن یک سیب اول صبح ، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می شود؟

آیا می دانید : که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند.

آیا می دانید : برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید؟

آیا می دانید : مارها ناشنوا هستند و احساس آنها از محیط اطرافشان براساس ارتعاشاتی است که از زمین دریافت میکنند.

آیا می دانید : فنلاند بهترین آب نوشیدنی و هندوستان بدترین آب نوشیدنی را دارد.

آیا می دانید : نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یکدیگر جوش می خورند؟

آیا می دانید : لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلول های جدید تعویض میشود؟

آیا می دانید : قدمت سیلک کاشان در ایران به ۱۰ هزار سال پیش بازمی گردد.

آیا می دانید : والت دیسنی از موش می ترسید.

آیا می دانید : چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد ، چین با ۱۳ کشور هم مرز است؟

آیا می دانید : مادر و همسر گراهم بل ، مخترع تلفن ، هر دو ناشنوا هستند.

آیا می دانید : بدن انسان قادر است در ظرف یک ساعت دو لیتر عرق تولید کند!؟

آیا می دانید : با چشم غیرمجهز به دوربین یا تلسکوپ ، شش هزار ستاره را در آسمان می توان مشاهده کرد؟

آیا می دانید : در سال ۱۹۹۶ ، ۳۱۵ مورد اشتباه در دیکشنری معروف وبستر وجود داشت.

آیا می دانید : شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بدی دارد ، با کمی شکلات می تواین یک سگ را کشت.

آیا می دانید : یک قطره الکل ، عقرب را دیوانه می کند و سبب می شود خودش را نیش بزند و بکشد.

آیا می دانید : مایع موجود در نارگیل نارس را می توان به جای پلاسمای خون استفاده کرد.

آیا می دانید : درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد.

آیا می دانید : بنای برج دوقولوی تجارت جهانی نیویورک به دست ۲ ایرانی بنا شد.

آیا می دانید : عریض ترین آبشار جهان ، آبشار “خن ” در لائوس است که ۱۰ کیلومتر عرض و ۱۵ تا ۲۰ متر ارتفاع دارد.

آیا می دانید : نیکوتین سیگار به سرعت جذب خون می شود و در مدت سی ثانیه به مغز می رسد و بر سلول های عصبی اثر می گذارد؟

آیا می دانید : علت شناور شدن یخ روی آب این است که مولکول آب در حالت یخ زده جای بیشتری می گیرد ؛ بدین علت ، آب یخ زده سبک تر از اب جاری است.




کلمات کلیدی :عمومی، همسران، داستان

نوشته شده توسط صادق در ٢٧ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

مناجات

بارالهی در این ماه مبارک، در این لحظه های  ناب یاری ام کن تا غبار گناه و خطا را به باران عفوت بشویم. مددم رسان تا دل به نسیم مهرت تازه کنم از عطر مناجاتت ذرّه ذرّه وجودم را عطرآگین نمایم و به وادی رحمتت راه جویم. خدایا، توفیقم ده تا از این ماه عظیم بهره جویم و به تو نزدیک شوم که اگر تو یاری ام نکنی،گنه کار و زیان کار خواهم بود. 




کلمات کلیدی :مذهبی، عشق، عمومی، خود شناسی

نوشته شده توسط صادق در ٢ شهریور ۱۳۸٩

نظرات ()

معضلات زندگی مشترک بدون ازدواج

زندگی مشترک

وقتی "همسر" جای خود را به "همخانه ای" می دهد.

بسیاری از جوانان غربی که بنا به دلایل احساسی و تجربی به زندگی مشترک بدون ازدواج روی می آورند، تا همیشه از دستیابی به یک زندگی مشترک واقعی و آرامش بخش محروم می مانند.   

 افراد بیشماری در غرب در سنین آغازین جوانی خود به نوعی از زندگی مشترک روی می‌آورند که هدف از آن نه ازدواج، که داشتن روابط خارج از مرزهای اخلاقی جامعه است. این سبک و سیاق جدید که برخی جوانان آن را برای زندگی خود انتخاب کرده اند، نتیجه ای جز سستی نهاد خانواده و از بین رفتن ارزش ازدواج ندارد.

زندگی با یک یا چند همخانه ای و برقراری رابطه با آنان مساله ای است که در حال تبدیل شدن به یک سنت درمیان جوانان غربی است. این موضوع موجب بی علاقگی جوانان به مسائل اخلاقی و کاهش آمار ازدواج در میان این قشر را در پی دارد. همین امر منشا بسیاری از بی بندو باریها و فسادهای اخلاقی در این جوامع است.

اینگونه زندگی را گروههای سنی بین 25 تا 34 سال انتخاب می کنند. با اینکه آمارهای پیشین گویای زندگی 74 درصد جوانان 18 تا 24 سال با والدین است اما این میزان در سالهای اخیر به شدت کاهش یافته و در نقطه مقابل به شمار جوانانی که برای داشتن زندگی با همسالان مجرد خود از خانه بیرون می زنند افزوده شده است.

 

بنا بر آمارها بیش از 60 درصد بزرگسالان اروپا ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده و پاسخ روشنی برای این مسائل یافته اند. اما 6 درصد از آنان که عمدتا افرادی در دهه سوم زندگی اند، میل به زندگی بی قید داشته و کسانی اند که زندگی خود را با یک یا چند همخانه ای می گذرانند.

 

جوانانی که این روش زندگی را انتخاب می کنند علاوه بر اینکه هیچ تعهدی در قبال یکدیگر نداشته و فاقد وفاداری و تعهد اخلاقی نسبت به یکدیگرند، به سرعت نیز از همخانه ای خود جدا می شوند. دلیل آن این است که اینگونه روابط بسیار شکننده بوده و به محض اینکه یکی از طرفین خواهان پایان دادن به آن باشد، خاتمه می یابد.

 

در این نوع زندگی امکانهای بیشمار جوانان در انتخاب گزینه مورد علاقه، روابط آنها را زیر سوال برده و تهدیدی برای تداوم آن محسوب می شود. بسیاری از جوانان و شاید میانسالان که بنا به دلایل احساسی و تجربی به زندگی مشترک بدون ازدواج روی می آورند، تا همیشه از دستیابی به یک زندگی مشترک واقعی و آرامش بخش محروم می مانند زیرا باورها و ارزشهای اخلاقی، ذهنی و عقیدتی آنان در طول معاشرت با همخانه ای های بیشمار دگرگون می شود.

 

به همین دلیل بخشی از این افراد که به امید تجربه ای جدی و یا آزمودن فرد مورد انتخاب خود برای ازدواج پیش از عملی کردن این تصمیم به زندگی بی قید در یک خانه روی می آورند بزرگترین زیان زندگی خود را متحمل می شوند.

 

منبع خبر :برنا




کلمات کلیدی :همسران، خود شناسی، عمومی، جنس مخالف

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

اوقات فراغت با طعم پارتی

افزایش حضور جوانان دختر و پسر در پارتی های دوستانه ، زنگ خطری را برای برخی خانواده ها به صدا در آورده است. به عقیده بسیاری از جوانانی که در این مهمانی ها حضور می یابند، فرار از مشکلات و گذراندن لحظاتی شاد در اوقات فراغت با حضور در میهمانی های موسوم به rave به دست می آید. ساعت های متمادی رقص با موسیقی الکترونیکی در پارتی های مختلطی که امروزه در گوشه و کنار تهران و شهرهای بزرگ با حضور دختران کم سن و سال با بزک های تند عروسکی و پسران جوانی که شادی را با اکس تجربه می کنند، جوانان را به سمت دنیای خیالی می کشاند.

 

بنابه اعلام پژوهشگران اجتماعی، تشدید اختلاف سنت و مدرنیسم و تمایل جوانان به زندگی کردن با مد روز موجب شده است، روابط بعضا نامتعارفی در حوزه تعاملات اجتماعی جوانان مشاهده شود.

 

پارتی های شبانه که اغلب در اواخر هفته و در مناطق دور افتاده شهر برگزار می شود، دغدغه برخی جوانان ایرانی شده است و حتی آنهایی که تمایلی به حضور در این گونه جشن ها ندارند، آماده اند که برای یک بار آن را امتحان کنند.

 

"مونا کاشفی،" پژوهشگر اجتماعی با تحقیقی بر روی 230 جوان و نوجوان دختر و پسر دریافته است که نزدیک به 56 درصد جوانان علاقه دارند که همراه با دوستانشان در میهمانی های شبانه شرکت کنند. همچنین 6/43 از این عده، بیش از یکبار در میهمانی های مختلط به همراه دوستانشان شرکت کرده اند.

یافته های این تحقیق نشان می دهد، 88 درصد از افرادی که حضور در پارتی های مختلط را تجربه کرده اند، بدون اطلاع خانواده هایشان در چنین جشنهایی شرکت کرده اند.

31 درصد از جوانان پاسخ داده اند که از ترس خانواده هایشان در چنین جشن هایی شرکت نمی کنند.

این یافته ها همچنین بیانگر آن است که 12 درصد جوانان اصلا تمایلی به حضور در میهمانی های مختلط ندارند با این حال به نظر می رسد که صرفنظر از یافته های پژوهشگران، آمارهای تکان دهنده از حضور جوانان در میهمانی های مختلط تا حدود نسبتا زیادی نگران کننده به نظر می رسد.

 

رپ

در برخی از پارتی ها ، مصرف اکس و مشروب، دنیای خیالی جذابی برای جوانان ایجاد می کند، برخی از آنها پس از مصرف قرص ها به نقاشی بر روی دیوارها می پردازند یا اینکه تمایل پیدا می کنند در مکان های بلند بایستند.

 

"پوریا مفیدی"، دانشجوی الکترونیک که سابقه مصرف حشیش در میهمانی های مختلط را داشته می گوید: «یکی از شب ها که با دوستانم از پارتی بر می گشتیم، یکی از بچه ها در حالی که ماشین سرعت زیادی داشت، در اتومبیل را باز کرد و قصد داشت خود را به پائین پرتاب کند که ما مانع شدیم.وی می گوید: اکس پارتی ها سالم ترین محیط برای لذت بردن از دنیای جوانی است!»

 

جمعیت جوان کشور ما که یک پتانسیل بزرگ محسوب می شود متاسفانه در حال گرفتار شدن به مسائل جدیدی است که باید مسئولان جامعه و به خصوص خانواده ها نسبت به آن هشیار باشند.

 

نوجوانان با شرکت در پارتی ها و میهمانی های مختلط به مصرف الکل، انواع قرصهای اکستازی و مواد مخدر مبادرت می کنند، سی دی های مبتذل در این پارتی ها به نمایش در می آید و ....

 

 نمی توان همه مشکل را در خانواده ها دانست و والدین را مسئول اصلی آن بدانیم جامعه نیز در مورد چنین مسائلی مسئولیت دارد در همه دنیا نیز چنین مسائلی وجود دارد که دولت و وزارت آموزش و پرورش با آموزش مهارتهای زندگی نوجوانان و جوانان را نسبت به خطراتی که مصرف مواد مخدر،‌قرصهای روانگردان و شرکت در مجالس غیر متعارف دارد، نوجوانان و خانواده های آنها را نسبت به خطرات چنین اقداماتی آن هشیار می کنند .

 

بیشتر جامعه شناسان فقدان درک صحیح از تحولات اجتماعی از سوی سیاستگذاران را مانع اصلی دستیابی جوانان به شادی های مشروع می دانند .

 

احمد حضرت زاده ، پژوهشگر اجتماعی در این باره می گوید: جدی گرفته نشدن بحث اوقات فراغت در کشور خواه ناخواه به تغییراتی اساسی از جمله روی آوردن افراطی به مد روز و الگوهای غیر ایرانی منجر گردیده است.




کلمات کلیدی :همسران، خود شناسی، انسان شناسی، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

حسود های محترم بخوانند

 

حسادت

حسادت مسئله اصلی یک سوم از زوج‌هایی است که برای درمان مسائل زناشویی نزد مشاور مراجعه می‌کنند. برای مقابله با آن از راهکارهای زیر استفاده کنید:

1-  حسادت را انکار نکنید و سعی کنید با آن مبارزه کنید. فرض کنید به این نتیجه برسید که فرد حسودی هستید. قبول این امر آسان نخواهد بود، ولی شما می‌توانید مشکل را حل کنید. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات مخفی کردن احساس حسادت است، هنگامی که آن را شدیداً احساس می‌کنید.

 

 

2- یکی از راه‌های کاهش احساس حسادت کاهش ناامنی و عدم اطمینان است. اگر شما در ارتباط احساس ناامنی می‌کنید و یا وابسته به دیگری هستید، احتمال زیاد دارد که حسادت کنید. هدف شما باید این باشد که هر کاری که لازم است انجام دهید تا احساس ناامنی نداشته باشید. هنگامی که هدف شما اجتناب از ناامنی باشد، قادر خواهید بود که با اشتباهات و استنباط نادرست برخوردی مناسب کنید. مهم است که مشخص کنید چه کاری را حاضرید انجام دهید و چه کاری را نمی‌خواهید.

 

 

3-از خودتان بپرسید در مورد چه چیز احساس ناامنی می کنید. آیا احساس می کنید که زیبا و یا جذاب نیستید؟ آیا به عشق و علاقه همسر خود شک دارید؟ هنگامی که دریافتید که چه مسئله‌ای شما را ناراحت می‌کند، بهتر می‌توانید با ترس‌های خود مقابله و این سؤال را مطرح کنید که آیا ترس‌های شما واقعی هستند یا نه.

اگر می‌دانید رفتار خاصی حسادت همسرتان را برمی‌انگیزد، اگر برایتان امکان دارد، آن را تغییر دهید تا مشکل حل شود.

 

 

4-  مهم است مشخص کنید هیجان اولیه‌ای که هنگام حسادت دارید چیست. مشخص کردن عواملی که منجر به حسادت می شود یک قدم بزرگ در کنترل آن است. غالباً حسادت می‌تواند دلیل ثابتی داشته باشد و یا براساس شرایط تغییر کند، مثلاً حسادتی که 50 درصد آن ترس ، 20درصدش عصبانیت، 20 درصدش احساس ضعف و10 درصدش احساس خیانت است. هنگامی که همسرتان به شما محبت بیشتری می‌کند و احساس اطمینان در رابطه دارید، احساس خیانت و عصبانیت محو می‌شود و حسادت نیز قابل کنترل‌تر می‌شود. بنابراین می توانید نیاز خود را با وی در میان بگذارید.

 

 

 

حسادت

5- وقتی احساس حسادت می‌کنیم، بدن ما در حالت جنگ و یا فرار و استرس قرار می‌گیرد، زیرا احساس تهدید می‌کنیم. بنابراین باید از خود بپرسیم از چه چیزی ترس داریم؟ به چه چیزی احتیاج داریم تا این موقعیت برای ما امن شود؟ بدترین چیزی که می‌تواند اتفاق بیفتد چیست و تا چه حد امکان رخ دادن آن هست؟ مثلا اگر احساس ضعفی شدید باعث حسادت است باید اعتماد به نفس خود را بالا ببریم و بر نقاط قوت خود مسلط و آگاه شویم . با این دید از حسادت خود می کاهید.

 

 

6- نگاهی به تمام چیزهایی که موجب حسادت شما می‌شود بیندازید و از خود بپرسید که خطر تا چه حد واقعی است؟ چه مدرکی دارید که رابطه شما در خطر است؟ آیا رفتار شما موقعیت را بدتر نمی‌کند؟ به نوعی فکر کنید که آیا افکاری که باعث حسادت شده واقعیت دارد؟ و آیا از نگرش منفی شما سرچشمه نمی گیرد ؟

 

 

8- سعی کنید به مشکل خود به صورت دیگری فکر کنید. به خاطر داشته باشید که حسادت علامت عشق است. به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید سعی کنید این مسئله را بفهمید و از او حمایت کنید. به رفتار خود نگاه کنید. اگر می‌دانید رفتار خاصی حسادت همسرتان را برمی‌انگیزد، اگر برایتان امکان دارد، آن را تغییر دهید تا مشکل حل شود. قول‌هایی که نمی‌توانید به آنها عمل کنید به همسرتان ندهید، ولی به قرارهایی که گذاشته‌اید پایبند باشید.

هنگامی که دریافتید که چه مسئله‌ای شما را ناراحت می‌کند، بهتر می‌توانید با ترس‌های خود مقابله و این سؤال را مطرح کنید که آیا ترس‌های شما واقعی هستند یا نه.

اعتماد به نفس همسر خود را بالا ببرید. از او تمجید کنید و در مورد آینده با او حرف بزنید. سعی کنید احساسات همسر خود را بفهمید، هر چند از احساس حسادت او راحت نیستید. توجه داشته باشید که همسر شما نمی‌تواند احساساتش را کنترل کند و خشونت اعتماد به نفس او را کمتر می‌کند. با اطمینان بیشتر احتمالاً حسادت کمتر می‌شود. انعطاف‌پذیر باشید. شاید برخی از تغییرات موقتی به همسر شما کمک کند که اعتماد به نفس خود را بسازد.

 

 

9-حسادت شدید دال بر عشق واقعی و شدید میان دو نفر نیست. در حقیقت، حسادت نمایانگر نیازهای شما و احتیاج شما برای نگه داشتن آنچه شما در این لحظه می‌خواهید و شاید تقاضای غیرواقعی در مورد آینده باشد. حسادت بیشتر منعکس‌کننده علاقه به خود و عشق به خود است، نه عشق واقعی دو طرفه.

 

 

10-سعی کنید شروع حسادت را بررسی کنید. آیا حادثه خاصی موجب بروز آن شده است؟ آیا الگوی فکری خاصی دارید؟ اگر این الگو را پیدا کنید، می‌توانید سعی کنید تا واکنش متفاوتی نشان دهید و توالی افکار خود را عوض کنید.

 

مهرنوش خاشابی -سپیده دانایی




کلمات کلیدی :همسران، انسان شناسی، خود شناسی، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

ماء الشعیر، آبجوی حلال

Imageچندین هزار سال پیش در مصر باستان از نوشیدنی‌ای تحت عنوان آبجو استفاده می‌شده که همزمان با آن یک نوع نوشیدنی الکلی با همان خصوصیات که از ارزن تهیه می‌شد در میان قبایل آفریقایی رواج پیدا کرد.

مصریان نیز فرآیند تولید را به‌گونه‌ای تغییر دادند که در نوشیدنی آبجو آنها الکل تولید شود.به تدریج این نوشیدنی الکلی در تمام نقاط دنیا رایج و در همه کشور‌ها تولید شد.

در ایران نیز پیش از انقلاب نوع الکلی ماء‌الشعیر تولید می‌شد اما پس از انقلاب که تولید نوشیدنی‌های الکلی در کشور متوقف شد با تغییر سیستم تولید، ماء‌الشعیر کنونی پا به عرصه وجود نهاد.

ماء الشعیر و در کل نوشابه‌های بر پایه مالت از شیره رقیق شده جوی جوانه زده بدست می‌آید.

این نوشابه‌ها از مالت، عصاره رازک، ساکارز، گلوگز، مالتوز،ویتامین ث، انواع ویتامین B ،اسید‌های آلی،انواع اسید‌های آمینه ،املاح معدنی و آب گازدار تشکیل شده‌ است.

مالت همان جوی جوانه زده‌ است که پس از گرفتن جوانه و خشک‌کردن مورد استفاده قرار  می‌گیرد.در هنگام جوانه زدن،آنزیم‌های مختلف که در جو بصورت نهفته بوده‌اند فعال می‌شوند و حتی بعضی از آنزیم‌های جدید هم بوجود می‌آیند.

این آنزیم‌ها موجب هیدرولیز کربوهیدراتها می‌شوند و در نهایت نشاسته را به مالتوز تبدیل می‌نمایند.علاوه بر آن در اثر جوانه زدن،دیواره سلول‌های آندوسپرم تراوا شده و آنزیم‌ها می‌توانند به‌آسانی روی مواد داخل مالت اثر بگذارند.بالاخره در اثر جوانه زدن مقدار بعضی از ویتامین‌ها مانند تیامین و ریبوفلاوین و اسید پنتوتونیک نیز ببیشتر می‌شود.

 رازک یک نوع گیاه دارویی است که به عنوان آرامبخش و خواب آور (با افزایش سرعت به خواب رفتن و کیفیت خواب)، مسکن سردردهاى عصبى و درد مفاصل، ضدالتهاب، ضداسپاسم، اشتهاآور و طعم دهنده خوراکى مورد استفاده قرار مى گیرد و از عصاره آن به عنوان یک افزودنی در صنعت تولید ماء الشعیر استفاده می‌کنند زیرا رزین‌های موجود در گل رازک در نگهداری ماءالشعیر و دوام کف و زلال‌سازی آن نقش بسزایی دارد.

Image فرآیند تولید

در تمام دنیا از نوعی جو به نام جوی دو ردیفه برای آبجو‌سازی استفاده می‌شود.علت استفاده از جوی دو ردیفه پروتئین کم و دانه‌های هم‌سایز روی خوشه است که ضایعات را کمتر می‌کند.

این نوع جو پس از ورود به کارخانه به واحد بوجاری منتقل شده و در این مکان پاک و تمیز می‌شود.پس از جدا شدن کلیه ناخالصی‌های همراه،جو را به مخزن‌های شست‌وشو و ضد‌عفونی انتقال داده تا در مدت 30 ساعت شسته شود.در خاتمه این مدت،توده جو به سالن جوانه‌زنی پمپ می‌شود و در ابتدای سالن ریخته می‌شود.

دستگاهی که در این مکان وجود دارد در هر حرکت رفت‌و برگشت خود توده را جابه‌جا می‌کند تا دانه‌ها از کف، رطوبت بگیرد.توده 5 روز در این سالن می‌ماند و بعد از این مدت به کوره می‌رود.دمای سالن بین 17 تا 20 درجه سانتی‌گراد و رطوبت آن بالای 70 درصد است که این شرایط باعث می‌شود تا جو بین 9 تا 11 میلی‌متر جوانه زده و به مالت تبدیل شود.

بعد از آن مالت به واحد پخت می‌رود.در اینجا مالت به دست آمده در مخزنی ریخته شده،30 دقیقه خیس خورده،آسیاب شده و در تانک پخت ریخته می‌شود.مالت را همراه با آب به مدت 3 ساعت و 30 دقیقه و در دمای 76 درجه سانتی‌گراد می‌پزند.بعد از گذشت زمان لازم مالت به تانک فیلتراسیون منتقل شده و در مدت 30 دقیقه تفاله از آن جدا می‌شود.مایع بدست آمده به تانک جوش منتقل شده و در آنجا عصاره رازک و شکر به آن افزوده می‌شود.

مایع بدست آمده به چیلر منتقل شده و در آنجا شوک حرارتی داده می‌شود.این شوک اولین قدم برای جلوگیری از الکلی شدن مایع است.آب جو دارای مخمر وحشی است که در محیط مساعد الکل تولید می‌کند.شوک حرارتی ایجاد شده باعث می‌شود که مخمر وحشی این اختلاف دما را تحمل نکرده و از بین برود.

شربت بدست آمده در این مرحله به سردخانه رفته و حجم آن با آب دو برابر شده سپس وارد دستگاه فیلتراسیون می‌شود.در این بخش مایع شفافی به نام ماء‌الشعیر بدست می‌آید.در سالن بسته‌بندی مایع بدست آمده در شیشه و یا قوطی ریخته می‌شود.پس از در‌بندی، این شیشه و قوطی‌ها به مدت 30 دقیقه در دمای 72 درجه سانتی‌گراد پاستوریزه می‌شود.در این مرحله محصول آماده حمل به بازار است.

ارزش غذایی در 100 گرم ماءالشعیر

پروتئین

8گرم

مواد نشاسته‌ای

78 گرم

کلسیم

16 میلی گرم

فسفر

189 میلی‌گرم

آهن

2 میلی‌گرم

سدیم

3‌ میلی‌گرم

پتاسیم

160 میلی‌گرم

ویتامین B1

12 میلی‌گرم

ویتامینB2

ویتامین B3

5 میلی‌گرم

3 میلی گرم

 

 

منافع نوشیدن ماءالشعیر

از بیست اسید آمینه لازم و ضروری برای بدن 16 عدد از آنها در ماء الشعیر وجود دارد که این اسید آمینه‌ها برای رشد کودکان بسیار ضروری است و افزایش ضریب هوشی آنها تا حدود زیادی به تامین این اسید‌های آمینه در بدن بستگی دارد.

دارای انواع ویتامین‌های گروه B بوده که در رشد مو و جلوگیری از ریزش آن و حتی در رفع خستگی اعصاب و روان بسیار موثر است.

در هر لیتر این نوشابه حدود 20 میلی‌گرم ویتامین‌ث وجود دارد که با خوردن یک غذای ساده ویتامین دار کل ویتامین ث لازم برای بدن تامین می‌شود.

بدلیل داشتن خاصیت ضد عفونی‌کنندگی روده برای جلوگیری از بیماری وبا بسیار مفید است.

نوشیدن بیش از دو لیتر آن در عرض یک ساعت برخی از سنگ‌های کلیوی را دفع و مجاری ادرار را ضد‌عفونی می‌کند.

به علت داشتن اسید‌های آلی و PH اسیدی برای بیمارانی که ترشح اسید معده آنها کم است مفید بوده و در هضم غذا نیز موثر است.

از آنجاییکه این نوشیدنی سرشار از قند‌ها و ویتامین‌ها و املاح معدنی مختلف است برای مادران باردار و شیرده بسیار مفید است.

علاوه بر اینها چون این محصول از منابع خوب ترکیبات فلاوونوئیدی،کاروتنوئیدی و آنتوسیانینی است مصرف آن در بهبود عملکرد عروق خون‌رسان و قلب،کاهش احتمال ابتلا به پرفشاری خون،سلامت کلیه‌ها،محافظت از بدن در برابر بروز سرطان و سکته‌های قلبی و مغزی بسیار موثر است.


نویسنده:  معصومه سمنانی




کلمات کلیدی :عمومی، همسران، دانستنیهای

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

آیا میدانید...؟

 Image▪ فندک قبل از کبریت اختراع شده است.
▪ در آمریکا میزان فولاد استفاده شده در تهیه تشتک در بطری‌های نوشابه بیشتر از فولاد بکار رفته در تهیه بدنه اتومبیل هاست.
▪ یک تانکر بزرگ که کاملا پر باشد و در حال حرکت با سرعت عادی باشد، حداقل به بیست دقیقه زمان برای متوقف شدن احتیاج دارد.                          
▪ بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حدود ۴۴ پوند گرد و خاک را تنفس می‌کند.
▪ در هر سه دقیقه یک انسان روی کره زمین اعلام می کند که بشقاب پرنده دیده است.


▪ در ایالت میشیگان زنان بدون اجازه شوهران خود نمی‌توانند موهایشان را کوتاه کنند.
▪ تنها ۵۵ درصد مردم آمریکا می‌دانند که خورشید یک ستاره است.
▪ قبل از سال ۱۹۴۱ اثر انگشت به عنوان مدرک در دادگاه پذیرفته نمی‌شد.
▪ در طراحی خانه بیل گیتس از کامپیوترهای مکینتاش استفاده شده است.
(سیستم عامل مکینتاش رقیب ویندوز مایکروسافت است)


▪ در هر روز تقریبا نیمی از جمعیت آمریکا در حال رژیم گرفتن هستند.
▪ یک هواپیمای کوچک می‌تواند به صورت معکوس و به عقب نیز پرواز کند.
▪ بیش از ۵۰ درصد مردم جهان تا به حال نه با کسی از طریق تلفن حرف زده اند و نه کسی به آنها زنگ زده است.
▪ یکی از مواد تشکیل دهنده دینامیت بادام زمینی است.
▪ پارچه کتان در زمان خیس بودن، سخت‌تر و مقاوم‌تر است.


▪ پیژامه در هندوستان به عنوان یک لباس پوشیدنی مرسوم در بیرون از خانه شناخته می‌شود.
▪ یک کوسه از طریق شنیدن ضربان قلب، طعمه خود (ماهی) را پیدا می کند.
▪ ماهی قزل آلا می‌تواند پرش‌هایی به ارتفاع حدود ۲متر داشته باشد.
▪ در ایالت اوهایو دادن بسته شیرینی با وزن بیش از ۵۰ پوند به کسی غیر قانونی و جرم محسوب می‌شود.
▪ اگر فردی به جای حرکت در پیاده رو در یک مسیر سخت و کثیف حرکت کند، ۷درصد بیشتر کالری می‌سوزاند.


▪ گفته می‌شود که باغبانی بهترین کار برای سالم نگه داشتن سلامتی استخوان هاست.
▪ نوعی ماهی به نام آبنوس در گلوی خود دندان در می‌آورند.
▪ فندق برزیلی پیش از نامیده شدن کشور برزیل به نام «برزیل» به این نام خوانده می‌شده است.
▪ یک لامپ ۷۵ وات بیشتر از سه لامپ ۲۵ وات نور تولید می‌کند.




کلمات کلیدی :عمومی، داستان، دانستنیهای

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

چرا مردم از خجالت سرخ می شوند؟


چاپ

Imageزمانی که خجالت می کشیم، صورت ما سرخ می شود مخصوصا گونه و گردنمان قرمز می شود. دلیل آن، این است که هیجانات ناگهانی شبیه به اضطراب، شرمندگی یا خوشحالی، رگ های کوچک خونی را در زیر پوست منبسط می کند.

 هنگامی که این رگ های خونی که مویرگ نام دارند پر از خون می شوند، پوستمان سرخ به نظر می رسد. زمانی که افراد خجالت می کشند احساس گرما و ناراحتی کرده و تصور می کنند صورت قرمزشان زیاد محسوس نیست. اما این طور نیست.

در افراد سفیدپوست «برافروختگی» بسیار محسوس است. در صورتی که افراد سیاه پوست وقتی خجالت می کشند اصلا محسوس نیست.




کلمات کلیدی :همسران، عمومی، عشق، داستان

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

تا به حال فکر کرده اید چرا گوش های فیل این قدر بزرگ است؟

چند دلیل وجود دارد. اول این که فیل ها حیوان های بزرگی هستند و نمی توانند با سرعت بدوند و خودشان را از خطر نجات دهند اما به خاطر گوش های بزرگی که دارند می توانند هر صدایی را از فاصله دور بشنوند و به این ترتیب از خطرهای دور و برشان مطلع شوند.

 دوم این که فیل ها به خاطر بزرگی شان در تابستان سایه ای اندازه خودشان پیدا نمی کنند تا در آن جا استراحت کنند و خنک شوند برای همین از گوش های شان به عنوان بادبزن استفاده می کنند تا خنک شوند.


سوم این که آن ها با گوش های بزرگ، حشرات را از خودشان دور می کنند.


و دلیل چهارم این که وقتی دشمن به فیل ها نزدیک می شود، آن ها گوش هایشان را تیز می کنند و تکان می دهند تا دشمن را بترسانند.
پس می بینید که بزرگ بودن گوش فیل ها خیلی هم بد نیست.




کلمات کلیدی :داستان، عمومی، زنگ تفریح

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

عایشه:چهره یک زن افغان

  «عکس‌هایی که جهان را تکان دادند» : باور دارم عکس روی جلد این هفته‌ی تایم، می‌تواند یکی از همان عکس‌ها گردد. این عکس از آن عایشه، زن خجالتی و ۱۸ ساله‌ی افغانی است. عایشه ازدواج ناموفقی در سنین کودکی داشته و توسط خانواده‌ی همسرش آزار می‌دیده، او از خانه‌ی شوهر فرار می‌کند اما دادگاه(!) طالبان رای به بریدن بینی و گوش‌های او در قبال گناه بزرگش بخاطر نجات جان بی‌ارزش زنانه‌اش می‌دهد! برادر شوهر عایشه او را محکم نگاه می‌دارد، شوهرش ابتدا گوش‌ها و سپس بینی او را می‌برد. حالا عایشه این‌طور زندگی می‌کند، این صورت کنونی زنی ۱۸ ساله است. می‌بینید، بدون آرایش هم سخت زیباست!

حادثه‌ای که بر سر عایشه آمده، مربوط به سال‌های قدرت طالبان در افغانستان نیست، این حادثه، همین سال قبل رخ داده. این به عقیده‌ی عایشه، و به درستی، بخاطر سازش دولت افغانستان با طالبانی‌هاست. عایشه در حال که صورت آسیب‌دیده‌اش را لمس می‌کرد گفت: «این کاری است که آن‌ها با من کرده‌اند. چطور می‌توانیم با آن ها صلح کنیم؟»

در ماه جون، کرزای صلحی ضمنی با طالبانی‌ها کرد، «تام مالینووسکی» ، یک دیده‌بان صلح، در این‌باره با کرزای ملاقات کرد. کرزای اما اولویت را به زنده نگاه داشتن می‌دهد تا رعایت حقوق‌ انسانی افغان‌ها. مالینووسکی اظهار کرد: «کرزای از من پرسید کدام‌یک مهم‌تر است؟ حفاظت از حقوق یک دختر برای رفتن به مدرسه، یا نجات زندگیش؟» این‌طور که به نظر می‌رسد، آقای کرزای قرار است مردم افغانستان را به قیمت بریده شدن گوش، بینی، انگشتان، دست و پا بالاخره جوری زنده نگه دارد! این مصالحه، به حق، زنان افغانی را بخاطر امنیت و زندگی‌شان نگران می‌سازد.

اما درباره‌ی این عکس، که توسط عکاس اهل آفریقای‌جنوبی، جودی بایبر، گرفته شده خبرنگار «تایم» می‌خواست ابتدا از امنیت جانی عایشه پس از چاپ این عکس مطمئن شود. عایشه دقیقاً می‌داند با چاپ این عکس، سمبل دردهای زنان افغان بخاطر آسیب‌های طالبان خواهد شد. او اکنون در مکانی سِرّی و تحت محافظت زندگی می‌کند. قرار است عایشه برای جراحی ترمیمی به آمریکا فرستاده‌شود. همچنین «تایم» بخاطر آثار ترسناک این تصویر تکان‌دهنده بر کودکان عذرخواهی کرده‌است. با این وجود، کسی چندان به کودکان افغان فکر نمی‌کند که با خطر رفتن پایشان روی مین دست به گریبانند، و احتمال دارد هم‌بازی‌هایشان را با دست و پای قطع شده ببینند، و این‌که این تصاویر چه آسیب‌های روحی مخربی بر آن‌ها وارد می‌آورد. تایم این عکس را به مثابه یکی از هزاران اسناد افشا شده در سایت ویکی‌لیکس می‌‌داند که در حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان رخ داده‌است، چرا که این عکس، ترکیبی است از حقیقت تأثر انگیز و بینشی بر چگونگی زیستن در سرزمین افغانستان و پی‌آمد تصمیماتی است که با دروغ و پنهان‌کاری اتخاذ می‌شود.

شخصاً این عکس را برابر با میزان انسانیت دنیایی که در آن می‌زییم، می‌دانم. چیز رنگی و شادی وجود ندارد. مسلماً عایشه، تنها یکی از قربانیان سبعانه نگری و کوته فکری و خشک‌مغزی ایدئولوژی طالبانی است. گمان نمی‌برم این تنها صورت دفرمه شده توسط طالبان باشد و خوشبین نیستم که هزاران انگشت و دست و پا و سر بریده نشده، روی خاک افغانستان نیفتاده باشد. اگر از این تصویر با بی‌تفاوتی «شکر خدا برای ما اتفاق نمی‌افته»، «بی‌خیال، خودم این‌قدر بدبختی دارم» بگذریم، یا بگوییم «این‌که چیزی نیست، آمریکا صد برابر بدترش رو کرده تو افغانستان» یعنی چیزی از روان بیمار طالبان، در ما هم هست، فقط بروز نیافته. هر جنایتی حتی علیه یک تن، توسط هر کس انجام شود، جنایتی علیه تمام بشریت رخ داده. تحمل وحشی‌گری و مصالحه و سکوت، راهی را برای ایجاد هزاران داستان تراژیک دیگر باز می‌گذارد و اگر تنها در سکوت ناظر این ماجراها باشیم، عین همدستی در جنایت است. قصد «تایم»، آزار بیننده و چنگ زدن بر وجدانش است، و قصد من از نشر این مطلب، آزار شماست! صورت کنونی عایشه را فراموش نکنید، دختری که بدون هیچ آرایشی، هنوز هم سخت زیباست. این مطلب را، هرگز فراموش نکنید!

منبع: تایم




کلمات کلیدی :عمومی، شوهرداری، همسران، زنان نیمه برهنه

نوشته شده توسط صادق در ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

اهل دنیایی یا آخرت؟


[تصویر: 90208619824116852354416396229992455371.jpg]

بسیاری از افراد از خود می‌پرسند: از کجا بدانیم اهل دنیاییم یا آخرت؟ آیا دنیاگرایان و اهل آخرت نشانه‌ای دارند؟ در روایات بسیاری اوصاف این دو گروه ذکر شده است. یکی از این احادیث قدسی (1) را شیخ حسن بن ابوالحسن بن محمد دیلمی، در کتاب ارشاد القلوب، از حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روایت کرده که حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله، در شب معراج از خداوند سؤال کرد: ... خداوندا! اهل دنیا کدام‌اند و اهل آخرت کدام؟
خداوند فرمود: اهل دنیا کسی است که زیاد بخندد، زیاد بخوابد، زیاد خشمناک بشود، کمتر راضی باشد، به هر کس بدی کند، از او معذرت نخواهد و هر کس از او معذرت بخواهد، آن را قبول نکند. هنگام اطاعت خداوند کسل است؛ ولی موقع ارتکاب گناه شجاع و جری است. آرزوهای دور و دراز دارد، در صورتی که مرگش به وی نزدیک‌تر است. از نفس خود حساب نمی‌کشد، زیاد حرف می‌زند، ولی نفعش به مردم کم است. از خدا نمی‌ترسد، ولی هنگام مشاهده غذا، شاد و خندان می‌شود. بدان که اهل دنیا هنگام رفاه و وسعت رزق، خداوند را شکر نمی‌کنند، مردم را به چیزهایی دعوت می‌کنند که خودشان ندارند و بدی‌های دیگران را به رخشان می‌کشند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) عرض می‌کند: خداوندا! غیر از این عیب‌ها، آیا در اهل دنیا خوبی هم هست؟ خداوند می‌فرماید: ای محمد! عیوب اهل دنیا زیاد است. در وجود آنها جهالت و حماقت هست و در مقابل کسی که به آنها تعلیم می‌دهد، تواضع نمی‌کنند و در نفس خود، خود را عالم می‌دانند؛ ولی آنها در نزد عرفا جاهل‌اند.
ای احمد! اما اهل آخرت؛ سیمای آنها نرم و مهربان است، حیایشان زیاد است، کمتر حماقت دارند، نفعشان به مردم زیاد است و مکر و کیدشان کم، مردم از جانب آنها در امان هستند، ولی خود آنها از مردم رنج می‌برند. سخنانشان سنجیده و حساب شده است. همیشه از خود حساب می‌کشند و به نفس خود رنج می‌دهند و آن را سرزنش می‌کنند.
چشمانشان می‌خوابد؛ ولی دلهایشان بیدار است. اغلب از خوف خدا گریه می‌کنند و همیشه به ذکر خداوند مشغول‌اند. وقتی که کاتبان اعمال مردم غافل را می‌نویسند، آنها را ذکرگویان می‌نویسند. در اول استفاده از نعمت، خدا را حمد می‌گویند و در آخر هم شکر می‌کنند. همیشه دعای آنها به سوی خداوند صعود می‌کند و سخنان آنها مسموع می‌باشد. ملائکه‌ به وسیله دعای آنان در زیر حجاب‌های ملکوتی شاد و خرم‌اند.
خداوند دوست دارد همیشه سخنان آنها را بشنود؛ همان طور که پدر از شنیدن صدای فرزندش خوشش می‌آید. حتی در یک چشم به هم زدن هم از خداوند غافل نیستند. نه به طعام زیاد علاقه دارند و نه به زیاد حرف زدن و نه به زیادی لباس. همه مردم در نزد آنها مرده هستند، فقط خداوند است که در نزد آنها زنده است و بخشنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد. به کسانی که از آنها روگردان شوند، کرم می‌کنند و هر کس به آنان رو آورد، محبت بیشتر می‌نمایند. دنیا و آخرت در نزد آنها یکی است (یعنی آنها دنیا را فقط برای آخرت می‌خواهند). (2)

پی‌نوشت‌ها:
1. حدیث قدسی، حدیثی است که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ایشان از خداوند جل علا برای ما روایت کرده‌اند؛ به تعبیر دیگر حدیث قدسی، آن بخش از سخنان خداوند است که جزء آیات قرآن نیست.
2. کلیات حدیث قدسی، ص 394.




کلمات کلیدی :عمومی، مذهبی، عشق، انسان شناسی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

چرا بعضیها آخرت را قبول ندارند؟


[تصویر: 7074751901301862541871051202221426813629168.jpg]
از نظر قرآن علت عدم اعتقاد به معاد چند چیز است: یکی شبهه علمی است و دیگری شهوت عملی؛ شبهه علمی آن است که چگونه خداوند اجزای پراکنده را دوباره جمع می‌کند و به آنها حیات می‌بخشد. انسان وقتی مرد ذرّات بدنش در سرتاسر زمین پراکنده و گم خواهد شد: "و کانوا یقولون ءإذا متنا و کُنّا تراباً و عظاماً ءإنّا لمبعوثون * أوَ اباؤُنا الأوّلون"(1). خداوند در پاسخ چنین شبهه‌ای می‌فرماید: ما به این کار توانمندیم نه تنها استخوان‌ها (عظام) را که قسمت مهم بدن را تشکیل می‌دهد برمی‌گردانیم، بلکه خطوط ظریف سرانگشتان را نیز به حالت اوّل باز می‌گردانیم. خدایی که اوّلین بار آنان را آفرید خلقت دوباره آن‌ها برای او سهل است: "بلی قادرین علی أنْ نُسوّیَ بَنانهُ"(2)؛ اینان می پندارند ما دیگر بار استخوان‌های پوسیده‌ی‌ آنان را جمع نمی‌کنیم، آری ما قادریم حتّی سر انگشت آنان را با همه ویژگی‌هایش دوباره درست کنیم.شهوت عملی آن است که اندوخته‌های علمی را نادیده انگارد و با علم به حقّانیت معاد و قیامت عملا ً دست به شهوت‌رانی و هواپرستی بزند و از مصادیق "أفرءیت مَنِ اتّخذ إلهَه هواه و أضلَهُ اللهُ علی علمٍ"(3) باشد. وقتی شهوت جلو علم را گرفت بسان دانشی می‌ماند که در متون کتاب‌ها مدفون است. چنین دانشی، نجات دهنده شخص نخواهد بود. قرآن نیز چنین انسان‌هایی را روی‌گردان از هدایت می‌داند. سرنوشت چنین انسان‌هایی را شیطان رقم می‌زند؛ یعنی کسانی که متاع آخرت را به کالای فرسوده‌ی‌ چند روزه‌ی‌ دنیای کم ارزش فروختند: "أولئک الّذین اشتروُا الحیوةَ الدّنیا بالاخرة"(4) و کسانی که هدایت را به گمراهی معامله کردند: "أولئک الذین اشترُوا الضّلالة بالهدی فما رَبِحَتْ تجارتُهم و ماکانوا مُهتدین"(5)؛ ایشان گمراهی را به جای راه راست خریدند. البته چنین‌تجارتی‌سودنخواهدکرد .
انسان هرگز نمی‌تواند بدون مراقبت دقیق در اعمال، به پایان کار خویش امیدوار باشد؛ زیرا اگر مراقب آنها نباشد،چه بسا در لحظاتی از عمر ایمان وی تباه گردد و چه بسا بر اثر بیداری و هشیاری در لحظاتی از آن بتواند همه‌ی‌ لغزش‌های احتمالی خود را ترمیم کند


خدای سبحان در عین آن که بخشنده، رؤوف، مهربان، بخشایشگر و پرورش دهنده جهانیان است مالکیت آنان را نیز برعهده دارد : "الحمد للّه ربّ العالمین * الرّحمن الرّحیم * مالک یوم الدّین"(6) وکسی نخواهد توانست از تحت مالکیت او خارج شود. او از همه اشخاص حساب رسی می‌کند. او می‌خواهد انسان‌ها بین خوف و رجا باشند. بیم و امید است که انسان را شکوفا می‌سازد، پرورش نیکو می‌دهد و نخل او را به ثمر می‌نشاند. از این رو گاهی تشویق و ترحیب و گاهی ترهیب و تخویف می‌کند: "أمّن هو قانت آناءَ الیل ساجداً و قائماً یحذرُ الاخرة ویرجوا رحمة ربّه"(7)؛ آیا کسی که شب را به طاعت خدا به سجود و قیام می‌پردازد و از پایان کار خود ترسان و به رحمت الهی امیدوار است با آن کس که به کفر مشغول است یکسان است؟ هرگز یکسان نیست. تنها خردمندان متذکّر این مطلبند: "إنّما یتذکّرُ أولوا الألباب"(8).
انسان هرگز نمی‌تواند بدون مراقبت دقیق در اعمال، به پایان کار خویش امیدوار باشد؛ زیرا اگر مراقب آنها نباشد،چه بسا در لحظاتی از عمر ایمان وی تباه گردد و چه بسا بر اثر بیداری و هشیاری در لحظاتی از آن بتواند همه‌ی‌ لغزش‌های احتمالی خود را ترمیم کند. پس باید به عاقبت کار خویش بیندیشد و به رحمت او هم امیدوار باشد. به ویژه اخلاص در عمل، انسان را نجات می‌دهد؛ زیرا اخلاص اکسیر اعظم است، حتی دشمن قسم خورده‌ی‌ انسان، یعنی شیطان برای اخلاص ورزان حساب ویژه باز کرده و آنان را از جرگه گمراهان و فریب خوردگان بیرون برده است: "قال فبعزّتکَ لأُغوِینّهم أجمعین * إلا عبادک منهم المخلَصین"(9)؛ به عزّت و جلال تو سوگند که همه‌ی‌ خلق را گمراه خواهم کرد، مگر خاصان از بندگانت که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند.
آری ما قادریم حتّی سر انگشت آنان را با همه ویژگی‌هایش دوباره درست کنیم


شیطان غیر مخلَصین را می‌تواند در حزب و دسته خود قرار دهد: "استحوذ علیهم الشّیطان فأنسهم ذِکرَ الله أولئک حزب الشیطان ألا إنّ حزب الشیطان هم الخاسرون"(10)؛ شیطان بر دل آنان سخت احاطه کرده و فکر و ذکر خدا را به کلی از دلشان برده است. آنان حزب شیطانند. ای مردم آگاه باشید که حزب شیطان به حقیقت زیانکاران‌جهانند.نتیجه این که، شیطان نخست درباره معاد شبهه علمی ایجاد می‌کند، بعد،آن را صورت برهان می‌بخشد و پس از تثبیت آن، در عمل وسوسه و اخلال می‌کند و به تدریج انسان را به شهوت‌های عملی می‌کشاند. وی برنامه گمراه کننده‌ی‌ خود را چنین‌اعلام داشته است :"و قال لأتّخذنّ من عبادک نصیباً مفروضاً * و لأُضِلنّهم و لأمنّینّهم و لآمُرَنّهم فلَیُبتّکنّ آذان الأنعام و لآمرنّهم فَلَیُغیّرنّ خلق الله و منْ یتّخذ الشّیطانَ ولیّاً من دون الله فقد خسِر خسراناً مبیناً * یَعدِهم ویمنّیهم و ما یعدهم الشّیطانُ إلا غروراً * أولئک مأویهم جهنّم و لا یجدون عنها مَحیصا"(11).
شیطان به خدا گفت: من بخشی از بندگان تو را زیر بار طاعت خود کشیده سخت گمراه می‌کنم. آنان را به آرزوهای دور و دراز درافکنم و به آنان دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند، و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، کتاب و احکام خدا را به دلخواه خود تأویل و تبدیل کنند، و هر کس که شیطان را دوست دارد، و او را سرپرست خود قرار دهد نه خدای خود را، سخت زیان کرده است؛ زیانی که بر هر خردمندی کاملا ً آشکار است. شیطان انسان را بسیار وعده دهد و آرزومند و امیدوار کند، ولی وعده و نوید شیطان به جز غرور و فریب خلق نیست. جهنّم منزلگاه شیطان و پیروان اوست و از آن ‌گریز گاهی ‌نخواهند یافت.




کلمات کلیدی :داستان، مذهبی، عمومی، انسان شناسی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

راه های نفوذ شیطان بر انسان

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در کتابهای آسمانی در تمامی دین های الهی در مورد شیطان و خطر شیطان سخن گفته شده است و جبرئیل (فرشته ی امین خداوند) از طرف خداوند به پیامبر اسلام (ص) برای مردم توضیحاتی در موردش داده است که در قرآن کریم و احادیث پیامبر (ص) در این مورد سخن گفته شده است.
حال راه هایی هست برای مبارزه با شیطان و وسوسه نشدن که آشنا شدن با آن ها می تواند مفید باشد.

نحوه ی وارد شدن شیطان بر فرد:

* هنگامی که فرد شرایط ورود شیطان را بر خود مهیا می کند
* هنگامی که شیطان اعتماد فرد را با حرف هایی که می زند جلب می کند و فرد را طوری فریب می دهد که آن شخص احساس می کند بر او وحی شده است یا می تواند آینده را پیش بینی کند
* و ...


دام های شیطان:

1. سرگرم کردن فرد به آرزوهای طولانی و دراز دنیایی
2. زیبا جلوه دادن گناه
3. غفلت از کارهایی که انسان را به یاد خداوند متعال می اندازد
4. ایجاد کینه میان افراد


سرگرم کردن فرد به آرزو های طولانی دنیایی:

انسان آرزوهای زیادی دارد اما بعضی از آرزوها آن را به بیراهه می کشانند و او را دچار افسردگی و دنیازدگی از روی کفر می کنند.
انسان سعی می کند به اهدافش برسد حال شیطان بعضی از آرزوها را در راه او قرار می دهد و او را سرگرم تفکر به آن ها می کند.
نتایج آن:
دور شدن از هدف به دلیل اینکه آن را در ذهن به طور موفقیت آمیز انجام داده است و این به این معنی است که انسان سعی می کند آن را در زندگی واقعی اعمال کند و نمی تواند و دچار افسردگی می شود و عمر خود را اینگونه تلف می کند.
افسردگی و پیری زود هنگام و تلاش برای گوشه نشینی و نهایتا دیوانگی.

پیشنهاد:
بهتر است بجای آرزو هدف های شدنی را پیش گرفت و آن را بارها با دستورات الهی در قرآن بررسی کرد که مبادا تبدیل به آرزو شود و همیشه قبل از هدف باید به خوبی فکر کرد.

زیبا جلوه دادن گناه:

شیطان وقتی اعتماد شما را با گفتن بعضی اتفاقات که افتاده است و زودتر آن را از شما فهمیده است سعی می کند که خود را فرشته ای نشان دهد که شما را از آن نجات می دهد.
وقتی شما بعد از این احساس فهمیدید که آن اتفاق افتاده است به شیطان اعتماد می کنید.
آن گناهانی که به ظاهر اعمال نیکو هستند را به شما معرفی می کند و شما آن را با رضایت انجام می دهید و در بسیاری از وقت ها بوسیله ی صدایی که نمی شنوید بلکه احساس می کنید شما را وسوسه می کند و شما فکر می کنید که این فکر شماست که این حرف ها را می زند.
شما آن گناه را انجام می دهید.

پیشنهاد:

خداوند دین را بر شما کامل کرد و هیچ دستور جدیدی مبنی بر دین نداد و شما نباید به آن احساس ها توجه کنید.
اگر خداوند فرشتگان را برای هدایت شما به وسیله ی وحی مامور می کرد حتما در باره ی آن در قرآن توضیح می داد ولی خداوند فرموده است وسوسه های شیطان را اطاعت نکنید.

غفلت از کارهایی که شما را به یاد خدا می اندازد:

وقتی انسان خود را در محضر خدا ببیند هیچگاه گناه نمی کند.
وقتی شما به شیطان اعتماد کنید شیطان هم شما را وسوسه می کند و شما را از رفتن به مسجد و روزه گرفتن جلوگیری می کند و بعد هم از خواندن قرآن و نهایتا نماز و ذکر که خداوند خواندن ذکر و نماز را بر انسان واجب کرده است.
با قبول کردن وسوسه های شیطانی شما از یاد خدا غافل می مانید و به گناه کشیده می شوید و از شیطان اطاعت می کنید.
البته تنها این نیست بلکه شما را به کارهایی بیهوده نیز سرگرم می کند.

پیشنهاد:

خداوند مقتدر و دارای بیشترین قدرت است، سعی کنید با عبادت کردن حمایت و پشتیبانی خداوند را برای خود بگیرید و آن وقت نشاط و شادابی ای که به لطف خداوند به شما داده می شود بیشتر شده و پنجره های لطافت و امید به خوبی ها در شما دو چندان می شود.
این رو هم بدونید که شما چون مسلمان هستید و خدا را دوست دارید هیچگاه به خداوند و پیامبر و قرآن و عترت پاک پیامبر بی احترامی نمی کنید و اگر در هنگام نماز و عبادت و در اوقات دیگر احساس کردید که صدایی به آن ها توهین می کنید ناراحت نشوید، چون شما نیستید که این حرف ها را می زنید بلکه این شیطان است که توهین می کند و می خواهد به شما تحمیل کند که شما به مقدسات توهین کردید و شما را ناراحت کند.
در این هنگام کافی است در جواب محکم به شیطان یکی از سوره های قرآنی هر چند هم که زیاد نباشد بخوانید.
اگر این صداها در شما زیاد شد نیازی به مراجعه به روان پزشک نیست، شما دیوانه نشده اید و این برای خیلی ها پیش می آید.
کافیست آیه الکرسی بخوانید و به خود بدمید.

ایجاد کینه میان افراد:

انسان ها به هم نیاز دارند و در صورت داشتن کینه وسوسه ها شروع می شوند و نارضایتی ها بیشتر می شود و دچار استرس می شوید.

پیشنهاد:

در این زمینه هر نوع روشی که برای جلوگیری از کینه و یا آشتی کردن می دانید به کار ببرید.

چند نکته:

* همیشه به خدا امید داشته باشید.
* اگر صدایی را در درون احساس کردید فکر نکنید وحی است و فقط با عقلتان تصمیم بگیرید
* زیاد به شیطان فکر نکنید
* سعی کنید فکرتان را به خوبی ها بکشانید و از افکار بد دوری کنید
* اگر صدایی را حس کردید که از اتفاقی می گوید بدانید شیطان از آن زودتر از شما با خبر شده است و می خواهد اعتماد شما را جلب کند، کافی است یکبار بگویید پناه بر خدا از شر شیطان رانده شده
* قرآن رو با معنی فارسی بخوانید و سعی کنید در هنگام قرائت قرآن به عربی معنی آن را بدانید
* گوشه نشینی نکنید و بعضی وقت ها آهنگ و موزیک گوش دهید، در ایران خوانندگان خوبی داریم
* به نتایج خوب و بهترین ها فکر کنید




کلمات کلیدی :مذهبی، داستان، آموزش، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

خواص داروئی و مضرات انار

 

از نظر طب قدیم ایران میوه انار سرد ف تر و قابض است . آب انار سرد و تر و پوست انار سرد و خشک و بسیار قابض می باشد .
پوست ریشه درخت انار از بقیه قسمت های این درخت قابض تر است .
کلیه قسمت های درخت انار دارای تان می باشد که بسیار قابض است . برای مصارف دارویی از گل ، برگ ، پوست درخت ، پوست ریشه و دانه انار استفاده می شود .
1) انار شیرین ادرار آور است .
2) ملین مزاج است .
3) آب انار شیرین برای بیماریهای مجاری ادرار مفید است .
4) ترشح صفرا را زیاد می کند.
5) آب انار اسهال را برطرف می کند.
6) اگر انار را با عسل مخلوط کرده و هر روز چند قطره در بینی بچکانید از رشد پولیپ در بینی جلوگیری می کنید .
7) خون ساز است .
8) خون را تصفیه می کند .
10) برای سالمندان بهترین دارو برای تقویت کلیه است .
11) آب انار خنک کننده است .
12) رنگ صورت را شاداب می کند .
13) صدا را باز کرده و گرفتگی صدا را برطرف می کند .
14) برای وزن اضافه کردن انار بخورید .
15) آب انار مقوی قلب و معده است .

خواص دیگر قسمت های درخت انار :
1. جوشانده پوست ریشه درخت انار کرم معده و روده را از بین می برد .
2. جوشانده پوست درخت انار نیز اثر ضد کرم درد .
3. برای برطرف کردن گلو درد و زخم گلو از جوشانده پوست انار و یا جوشانده برگهای انار استفاده کنند .
4. خانم هائیکه عادت ماهیانه شان منظم نیست می توانند از جوشانده برگهای انار استفاده کنند.
5 . برگهای له شده انار را اگر روی پوست بگذارید خارش را از بین می برد .
6 . برای برطرف کردن سوختگی پوست ، گلهای انار را له کرده و با روغن کنجد مخلوط کنید و این پماد را روی قسمت سوختگی بمالید .
7 . جوشانده پوست درخت و پوست ریشه درخت انار کرم کش است .
8 . دم کرده گل انار اسهال مزمن را برطرف می کند .
9. دم کرده گلهای انار را بصورت غرغره برای از بین بردن زخمهای دهان بکار ببرید .
10. برای برطرف کردن دندان درد ، دم کرده ریشه درخت انار را در دهان مضمضه کنید .
11. انار ترش و شیرین (میخوش ) ادرار را زیاد می کند .
12. برای برطرف کردن بواسیر باید معقد را با جوشانده پوست انار شستشو داد .

مضرات :
کسانیکه سرد مزاج هستند نباید در خوردن انار افراط کنند . زیرا معده را سست کرده و ایجاد نفخ می کند . اینگونه افراد باید انار را با زنجبیل بخورند .
جوشانده پوست درخت و پوست ریشه آن که برای رفع کرم بکار می رود ممکن است ایجاد سرگیجه و استفراغ کند . بهر حال در خوردن جوشانده آن باید احتیاط کرد و این کار باید تحت نظر متخصص انجام گیرد .



کلمات کلیدی :عمومی، پزشکی، خوراکیها، آموزش

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

جایی که شیطان لنگ می اندازه

[تصویر: 23852188193861932333220238132811101316415.jpg]

گاهى بعضى از افراد در ظلم و خیانت ، حیله و تزویر، قتل و غارت ، مکر و حقه به جایى مى رسند - نه این که همردیف شیطان مى شوند بلکه - از شیطان جلو افتاده و استاد او به حساب مى آیند. شیطان باید در مقابل آنها زانو بزند و شاگردى کند. آنها کسانى هستند که به غیر از خدا چیزى ، یا کسى ، یا رئیسى ، یا وزیرى ، یا مجسمه اى ، یابتى ، یا سنگ و درختى را عبادت مى کنند و آن را در زندگى خود مؤ ثر و صاحب نفوذ مى دانند. این افراد طبق آیات و روایات مشرک و کافر هستند.
البته مراد از عبادت این نیست که در برابر آنها نماز و سجده ، یا راز و نیاز و ستایش کند، بلکه مراد، اطاعت و پیروى از آنها است . حتى گوش دادن به سخن کسى به قصد این که به آن عمل کند و یا قانون کشورى یا عده اى را به رسمیت بشناسد خود آن یک نوع عبادت است .
از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده : کسى که به سخن سخن گویى گوش فرا دهد و از روى رضا تسلیم او شده او را پرستش کرده ، اگر این سخن گو از سوى خدا سخن گوید: خدا را پرستیده و اگر از سوى ابلیس سخن گوید: ابلیس را عبادت کرده است .(1)
این عبادت و تسلیم بودن در برابر غیر خدا، و خود را دربست در اختیار دیگران قرار دادن ، انسان را یک درجه از شیطان بالاتر برده و او را استاد او قرار مى دهد. قرآن در این باره مى فرماید: یا ابت انى اخاف ان یمسک عذاب من الرحمن فتکون للشیطان ولیا
(از قول ابراهیم به پدرش آذر که مى فرماید: - اى پدر! من از این مى ترسم که با این بت پرستى و شرک که داراى عذابى از ناحیه خداوند رحمان به تو رسد و تو از اولیاى شیطان باشى ).(2)
اینها از این رو، استاد شیطان اند که کسى یا چیزى را ستایش مى کنند که هیچ وقت شیاطین آنها را ستایش نکرده اند. این ها بت را مى پرستند، انسان و درخت و چیزهاى دیگر را مى پرستند. اما شیطان مى گفت : خدایا من فقط تو را اطاعت مى کنم و بس . جرم آن ملعون هم این بود که زیر بار سجده بر آدم نرفت ، ولى اینها در شرک و کفر و بت پرستى از شیطان هم پیشى گرفتند و در واقع استاد او شدند.
آن شنیدستم که شیطان را به خواب
دید شخصى گفت : کى شیطان به حق بوتراب
که فلانى هست شاگرد شما
گفت : نى نى ، استاد است بر ما آن جناب
کسى در خواب شیطان را دید؛ از وى پرسید: تو را به حق ابوتراب قسم مى دهم ، آیا فلان شخص شاگرد تو است ؟ گفت : (نه والله ) آن عالى جناب استاد من است . سپس آن شخص گفت : من از شاگردان بودم ولى اوالحال از لشکریان من است . سپس آن شخص گفت : من از شاگردان بودم ولى او الحال از لشکریان من است . هرگاه من زنده بمانم تا شیطان بمیرد، مکر و حیله هایى از شر و فساد ظاهر مى کنم که اگر او بعد از من بیاید نمى تواند آنها را اظهار کند.(3)
خود شود شیطان ، چه شیطان اى امان
گشته شیطان طفل ابجد خوان آن
فخر از شاگردیش شیطان کند
مشکل شیطان همه آسان کند
نیست شیطان را به او کارى دگر
خود بود شیطان و از شیطان بتر
1- سفینه ، ج 2، ص 115، ماده عبد.
2- سفینه ، ج 2، ص 115، ماده عبد.
3- جامع التمثیل ، ص 271.
برگرفته از:
شیطان در کمینگاه، صالحی نجف آبادی




کلمات کلیدی :مذهبی، داستان، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

درآینده ای نزدیک.......

دکتر شریعتی:
روزی فرا خواهد رسید که شیطان فریاد برآورد آدمی پیدا کنید، سجده خواهم کرد...!




کلمات کلیدی :مذهبی، داستان، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

دعوای دو مرد برسر یک زن درنقاط مختلف زمین....!!!
گه دو تا مرد طالب یه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟

توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست

توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه

توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه

توی استرالیا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه

توی قفقاز: جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما« تکرار میشه

توی نروژ: معشوقه ء دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه

توی آفریقا: قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن

توی مکزیک: کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه ولی بعدش اونکه رقیبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه

توی آمریکا: حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه

توی ایران: فقط پول موضوع رو حل می کنه پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می کنن و خواستگاری که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره



کلمات کلیدی :همسران، داستان، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

امان از دست این پیرمردها !!!

در یک غروب جمعه٬ پیرمردی مو سفید٬ در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد٬ وارد یک جواهر فروشی شد و به جواهرفروش گفت: “برای دوست دخترم یک انگشتر مخصوص می خواهم.”
مرد جواهرفروش به اطرافش نگاهی انداخت و انگشتر فوق العاده ایی که ارزش آن چهل هزار دلار بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد. چشمان دختر جوان برقی زد و تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد.
پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت: خب٬ ما این رو برمی داریم. جواهرفروش با احترام پرسید که پول اون رو چطور پرداخت می کنید؟ پیرمرد گفت با چک٬ ولی خب من می دونم که شما باید مطمئن بشید که حساب من خوب هست٬ بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز دوشنبه که بانکها باز می شه٬ به بانک من تلفن بزنید و تایید اون رو بگیرید و بعد از آن٬ من در بعدازظهر دوشنبه این انگشتر را از شما می گیرم.
دوشنبه صبح مرد جواهرفروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت:من الان حسابتون رو چک کردم٬ اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسابتون هیچ پولی وجود نداره! پیرمرد جواب داد: متوجه هستم٬ ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من چه آخر هفته معرکه و هیجان انگیزی رو گذروندم!!؟




کلمات کلیدی :داستان، همسران، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

الفبای زندگی


الفبای زندگی:
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها .
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم .
پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات .
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها .
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارند ه ها .
ج: جسارت برای ادامه زیستن.
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه .
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس .
خ: خودداری برای تمرین استقامت .
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ .
‌ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل .
ر: رضایت مندی برای احساس شعف .
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها .
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها .
س: سخاوت برای گشایش کار ها .
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج .
ص: صداقت برای بقای دوستی .
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد .
ط: طا قت برای تحمل شکست .
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف .
ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها .
غ: غیرت برای بقای انسانیت .
ف: فداکاری برای قلب های درد مند .
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل .
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق .
گ: گذشت برای پالایش احساس .
ل: لیاقت برای تحقق امید ها .
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک .
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها .
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی .
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها .
ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک



کلمات کلیدی :همسران، عمومی، عشق

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

بعد از خواندن این خبر دیگر قند و شکر نمی‌خورید!!
محققان می‌گویند قندها می‌تواند بسیار مضرتر از چربی‌ها باشد.
چربی‌های غذایی برخلاف آنچه فکر می‌کنیم منشا چاقی و ابتلا به امراضی نظیر ناراحتی‌های قلبی‌عروقی و بیماری‌های حاد نیست بلکه در حقیقت قندها مسببان اصلی هستند.
در واقع قندها بر انسولین تاثیر می‌گذارد. قندها میزان انسولین را افزایش داده و سبب بروز دیابت می‌شوند. در ضمن قند فعالیت کبد را نیز افزایش می‌دهد و می‌تواند خطر ابتلا به بیماری آلزایمر، برخی سرطان‌ها و بیماری‌های حاد را افزایش دهد. دلایل علمی زیادی وجود دارد که اثرات مضر مصرف زیاد قند و شکر را بر سلامت انسان نشان می‌ دهد. بسیاری از این شواهد، علمی و اثبات شده هستند و تردیدی درباره آن ها وجود ندارد.
موارد زیر فهرستی از اثرات ناخوشایند مصرف زیاد این دو ماده مضر، بر سلامت‌ است:

* دستگاه ایمنی بدن را تضعیف می‌کنند، در نتیجه دفاع بدن را در مقابل میکروب ها و عوامل بیماری زا کاهش می‌ دهند.

* خطر بیماری قلبی را افزایش می‌دهند.

* تری‌ گلیسرید خون را بالا می‌برند.

* کلسترول بد خون (ldl) و کل کلسترول را افزایش می‌دهند.

* کلسترول خوب خون (hdl) را پایین می‌آورند.

* در جذب کلسیم و منیزیم تداخل ایجاد می‌کنند. * در ایجاد استئوپروز (پوکی استخوان) نقش دارند.

* قند خون را بالا می‌برند، در نتیجه در ابتلا به دیابت موثرند.

* باعث ابتلا به چاقی می‌شوند.

* موجب پوسیدگی دندان ها می شوند.

* بیماری ‌های لثه را بدتر می‌کنند.

* ترشح اسید معده را افزایش می دهند.

* خطر بیماری‌ های التهابی روده را افزایش می دهند.

* با کمبود مس در بدن ارتباط دارند.

* احتمال چسبندگی پلاکت ‌های خون به یکدیگر را بالا می‌برند.

* با احتمال افزایش فشار خون، ارتباط جدی دارند.

* بر کار کلیه‌ ها تاثیر نامطلوبی دارند، در نتیجه باعث باقی‌ ماندن مایعات اضافی (ادم) در بدن می‌شوند.

* از علل ایجاد آلرژی غذایی هستند.

* سرعت تشکیل رادیکال‌ های آزاد در خون را افزایش می دهند.

* میزان چربی کبد را افزایش می دهند.

* با حالاتی مثل افسردگی، سردرد(میگرنی)، اضطراب، اختلال تمرکز و بیش فعالی، خصوصا در کودکان ارتباط دارند و مقدار آدرنالین خون کودکان (مرتبط با اضطراب) را بالا می‌برند.

* حملات افت قند خون را موجب می‌شوند.

* غذای اصلی سلول‌‌های سرطانی در بدن هستند. هر کدام از موارد بالا، حاصل سال‌‌ها تحقیقات پزشکی گوناگون است که قصد دارند باعث تغییر رفتار هر کدام از ما، برای حفظ سلامت ‌مان شوند.
منبع:زیستگاه
__________________



کلمات کلیدی :پزشکی، عمومی، خوراکیها

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

ستاره عظیمی که خورشید در برابرش کوتوله است

به گزارش خبرگزاری مهر، احتمال می رود این ستاره عظیم الجثه با از دست دادن جرمش از زمان تولد تا به حال به جرمی 265 برابر خورشید رسیده باشد زیرا جرم این ستاره در اوایل دوران زندگی در حدود 320 برابر خورشید تخمین زده شده است.

این کشف می تواند منجر به بازنویسی قوانین فیزیک ستاره ای شود، قوانینی که بر اساس آنها ستاره هایی با چنین عظمت از ثبات کافی برای ادامه بقا برخوردار نیستند.

"ریچارد پارکر" اخترشناس دانشگاه شفیلد در انگلستان می گوید: "ما واقعا متحیر شده ایم زیرا تا کنون جوامع اخترشناسی و نجومی باور داشتند بالاترین حد ابعاد یک ستاره می تواند 150 برابر جرم خورشید باشد. این ستاره عظیم الجثه می تواند تفکر و اندیشه های ما را نسبت به چگونگی تولد و مرگ ستاره ها در میان خوشه های ستاره ای و کهکشانها متحول سازد."

پارکر به همراه همکارانش این ستاره بزرگ را در میان تصاویر تلسکوپ VLT در شیلی یافتند. این ستاره در میان خوشه ای فشرده از ستاره های داغ، جوان و جرمگین یکی از کهکشانهای اطراف کهکشان راه شیری، ابر بزرگ ماژلانی یافته شده است.

ستاره R136a1 که با درخششی 10 میلیون برابر خورشید در حال تابیدن به جهان هستی است به اندازه ای عظیم است که سوخت هیدروژنی خود را با سرعتی غیر قابل باور می سوزاند، با چنان سرعتی که با وجود گذشت تنها یک میلیون سال از سن ستاره، این جرم به عنوان جرمی میانسال در نظر گرفته شده است. در مقابل خورشید زمین در حدود پنج میلیارد سال از سنش گذشته و هنوز پنج میلیارد سال دیگر را نیز در مقابل دارد.

به گفته اخترشناسان، این شگفتی کیهانی جدید می تواند نشانه ای به نشانه های وجود دسته ای از انفجارهای ابرسهمگین که به ابرنواختران Pair-Instability شهرت دارند، بیافزاید.

معمولا اینگونه انتظار می رود ستاره های بسیار عظیم طی انفجارهای بزرگی که منجر به از هم پاشیدن لایه خارجی ستاره شده و هسته جرمگین آن را در قالب ستاره های نوترونی یا سیاهچاله ها بر جا می گذارد، می میرند.

بر اساس گزارش نشنال جئوگرافیک، به گفته پارکر این هیولای کیهانی به اندازه ای بزرگ هست که طی انفجاری عظیم و غیر قابل تصور تمامی وجود خود را نابود کرده و هیچ اثری از خود به جا نگذارد، نشانه ای که با ابرنواخترهای Pair-Instability در ارتباط است.




کلمات کلیدی :نجوم، ستاره شناسی، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ۱٠ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

سه متهم اصلی پیری زودرس.....



شاید دیده باشید آدمهایی را که سنشان به نظر خیلی بیشتر یا کمتر از سن شناسنامهایشان به نظر میرسد.هیچ فکر کردهاید که رمز این جوان ماندن یا پیر شدن بیحساب و کتاب در چیست؟





خیلیها تصور میکنند به کسانی که چهرهشان جوان میماند، خوش میگذرد و برعکس، آنهایی که زیر بار مشکلات زندگی خم میشوند، زودتر صورتشان چروک برمیدارد. ولی پزشکان قضیه را پیچیدهتر از این حرفها میبینند. از بحث ژنتیک که بگذریم، پزشکان به 3 مورد زیر در پیر شدن نابهنگام آدمها مشکوکاند...

سیگار؛ متهم شماره 1
فستیوال دوقلوها در اوهایوی آمریکا فرصت خوبی برای دانشمندان است که به بسیاری از پرسشهای خود پاسخ دهند. دوقلوها آن هم در یک فستیوال سالانه در کنار هم ذخایر خدادادی خوبی هستند که دانشمندان بتوانند این کپیهای ژنتیکی دقیقا مثل هم را از لحاظ عوامل محیطی که آنها را در یکدیگر متمایز میکند، مورد بررسی قرار دهند. دانشمندان میگویند دوقلوها از نظر ژنتیکی دقیقا مشابه یکدیگر هستند و این سبک زندگی و شیوه و عادات روزانه آنهاست که چهره و ظاهرشان را از یکدیگر متمایز میسازد. این محققان میگویند وقتی ما تصاویر بیش از 186 دوقلو را در کنار یکدیگر قرار داده و با هم مقایسه کردیم به این نتیجه رسیدیم که دوقلوهایی که دقیقا خصوصیات ارثی یکسانی دارند، ظاهری متفاوت دارند. هر قلی که در طول زندگی سیگار میکشد،
چهره تکیدهتری دارد و در اطراف چشمان و لبهایش خطوط ریزی شکل گرفته است و صورتاش پر از چین و چروک است و در کل پیرتر از خواهر و یا برادر خود به نظر میرسد. این دانشمندان میگویند سیگار کشیدن باعث تنگی عروق زیر پوست صورت میشود و خون نمیتواند به راحتی به سلولهای صورت برسد و این باعث میشود که سلولها و بافت صورت زودتر آسیب ببینند و چروک بخورند. سیگار کشیدن باعث میشود پوست رطوبتاش را خیلی آسان از دست بدهد و خشکتر به نظر برسد.




خورشید؛ متهم شماره 2
متهم شماره دوی پیر کردن زودرس آدمها، نور خورشید است. دانشمندان پس از بررسی هزاران دوقلو به این نتیجه رسیدهاند که آفتاب دردسرهای زیادی را در پوست و چهره ایجاد میکند. آنها در بررسی دو دوقلوی 72ساله که یکی در هاوایی که به شدت آفتاب میتابد و دیگری در بالتیمور که خبری از آفتاب نیست زندگی میکند مشاهده کردند خواهری که در هاوایی زندگی میکند چین و چروکهای بیشتری در اطراف صورت و چشمها و دهاناش دارد. تابش نور خورشید به پوست و عدم استفاده از کرمهای ضدآفتاب و عینک آفتابی مناسب موجب میشود پوست خیلی آسان چروک بردارد.



استرس؛ متهم شماره 3
حتما شما هم شنیدهاید که فلانی پس از طلاقاش خیلی پیر شده است البته دانشمندان با مردم عادی هم عقیدهاند. آنها میگویند استرس و فشار روحی در زندگی مثل طلاق و یا مرگ همسر و مشکلات مالی در خانواده میتواند انسانها را زودتر پیر کند. استرس میتواند باعث چروک خوردن پوست و به وجود آمدن حلقههای سیاه اطراف چشم شود. استرس و انقباض دایمی عضلات حالتدهنده صورت باعث کشیده شدن بیش از حد پوست شما میشود و این کشیدگی دایمی پوست باعث چین و چروک خوردن پوست شما میشود.کسانی که دچار سر دردهای میگرنی هستند و یا دایم عصبی هستند و اخم میکنند صورتشان معمولا بیش از همسن و سالهایشان چین و چروک دارد و پیرتر به نظر میرسند.



چه باید کرد؟
دانشمندان به شما توصیه میکنند که اگر دوست دارید زودتر از سن شناسنامهایتان پیر نشوید، باید سبک زندگیتان را تغییر دهید. حقیقت این است که رفتارهای شخصی و اجتماعی ما است که این حکم را در زندگی ما ایفا میکند. رفتارهای خاصی در زندگی برای پوست حکم سم را دارند و ممکن است شما را در لحظات بسیار کوتاهی پیر کنند. اگر این رفتارها در طول سالها تکرار شوند، میتوانند آثار مخرب خود را روی پوست به جا بگذارند. خبر خوب ما این است که اگر شما این عادتهای بد را کنار بگذارید و سبک زندگیتان را به سمت یک زندگی سالم تغییر دهید، این آثار مخرب روی پوست شما متوقف شده و یا حتی برعکس میشوند و بهبود مییابند چون پوست ما این توانایی فوقالعاده را دارد که آسیبهای خود را جبران کند. وقتی شما به یک شیوه زندگی سالم خو بگیرید، میتوانید بمب ساعتی پیری را در چهره خودتان خنثی کنید



کلمات کلیدی :رازهای جوانی، عمومی، همسران، ورود آقایان ممنوع

نوشته شده توسط صادق در ٩ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

انتظار با موسیقی و کنسرت و تشویق اهل ملاهی و مناهی هرگز محقق نخواهد شد
انتظار از شخصی مثل ولی خدا، با گناه، با خیانت، با بی‌تعهدی‌های اخلاقی، با موسیقی و کنسرت وتشویق اهل ملاهی و مناهی هرگز محقق نخواهد شد و جامعه‌ای که این رفتارهای زشت را به اسم هنر و عناوین دیگر ترویج می‌نماید جامعه‌ی منتظر نیست.
به گزارش «شیعه نیوز» ، این مرجع تقلید در این پیام که همزمان به کنفرانس گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در عصر انتظار ارسال شده با توجه به جایگاه زن در اسلام به ضرورت توجه هر چه بیشتر به فرهنگ حجاب و عفاف تاکید کرده ااند.

ایشان اضافه کرده اند: عصر انتظار، عصر تمسک به شعائر دین و التزام به عمل به احکام شرع مبین و عصر امتحان و تلخیص است، شخص منتظر باید جلوه‌های اخلاق قرآنی و آگاهی از معارف وحیانی درخشان و در لمعان باشد.

در این پیام آمده است: شخص منتظر باید حفظ هویت و استقلال اسلامی را همیشه و در هر مناسبت، شعار‌ و افتخار خود بداند و یکی از مشخصات بارز این امت بزرگ و امت وسط، حجاب بانوان و عدم اختلاط و نظامات حافظ قداست و کرامت بانوان است که هم مردان را به وظایف خاص موظف می‌نماید و هم زنان را ملزم به تکالیف ویژه می‌سازد.

این مرجع تقلید افزوده اند: فرهنگ اسلام و وحی باید در همه امورِ زن و مرد و در همه‌ی روابط، فرهنگ گردد که متاسفانه این فرهنگ به واسطه‌ی غرب‌گرایی و عدم آگاهی از فلسفه‌ی احکام و مقاصد الهی و قرآنی مورد هجوم قرار گرفته و مظاهر جامعه‌ی در کار و شغل از آن فاصله می‌گیرد.

آیت الله صافی گلپایگانی اضافه کرده اند: باید فرهنگ حجاب را در معنای گسترده‌ آن بیاموزیم و به آن تعهد داشته باشیم؛ باید بدانیم کرامتی که اسلام برای زن قرار داده است بزرگ‌ترین ارزش اوست؛ خانه‌داری زن، بی‌کاری نیست؛ خانه‌داری افتخار است؛ شریف‌ترین شغل‌ها و جهاد و سیر الی‌الله و از عبادات است دوران‌هایی که زن با همسر دارد همه مشحون به ثواب است و حیات طیبه است و در ارزش‌های حقیقی این دو جنس مکمل یکدیگرند و برای هم مانند لباس و یک واحد کامل انسانی هستند.

ایشان افزوده اند: انتظار حضرت بقیة اللّه باید از جامعه‌ی منتظر، ظاهر و آشکار باشد؛ شکستن حریم‌های دینی و گرایش به فرهنگ غرب، ضد انتظار و عبور از خط قرمز های قرآنی است.انتظار باید عینیت داشته باشد.

ایشان اضافه کرده اند:از آن یگانه مرد خدایی حضرت مهدی علیه السلام چگونه باید و چگونه می‌خواهیم پذیرایی کنیم و مدعی انتظار باشیم؟ یقیناً با صداقت، با امانت، با برادری، با مروت و ایثار، با علم و معرفت، با تقوا و پرهیزکاری و با التزام به اسلام می‌توانیم منتظر باشیم.

آیت الله صافی گلپایگانی افزوده اند: انتظار از شخصی مثل ولی خدا، با گناه، با خیانت، با بی‌تعهدی‌های اخلاقی، با موسیقی و کنسرت وتشویق اهل ملاهی و مناهی هرگز محقق نخواهد شد و جامعه‌ای که این رفتارهای زشت را به اسم هنر و عناوین دیگر ترویج می‌نماید جامعه‌ی منتظر نیست.



کلمات کلیدی :عمومی، مذهبی، دعا و نیایش، انتظار ظهور

نوشته شده توسط صادق در ٧ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

اولین جملات امام زمان پس از ظهور

جهان بشریت وقتی به ثمر می‌رسد و میوه شاداب می‌دهد که انسان کاملی به عنوان «مهدی موجود موعود» عجلّ الله تعالی فرجه الشَّریف ظهور کند، که وارث همه انبیاء و اولیای الهی است. برای چنین ظهوری و ظهور چنین ذخیره ای چندین شرط لازم است که قسمت مهم آنها شرائط تحصیلی است،‌ نه حصولی. یعنی امت اسلامی باید آن شرائط فرهنگی را تحصیل کنند. نباید منتظر بود که آن شرائط خود به خود حاصل بشود تا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه ظهور کند؛ معنای «انتظار» تحصیل شرائط حضور و ظهور اوست. امتی منتظر مهدی موجود موعود سلام الله علیه است که شرایط ظهورش را فراهم بکند، و گرنه منتظر نخواهد بود!

اوّلین شرط، رشد فرهنگی امت اسلامی است؛ زیرا امام که معارف الهی را عرضه می‌کند، وقتی جامعه از رشد فرهنگی والائی برخوردار باشد، بهتر می‌فهمد، و بهتر دفاع می‌کند. نه خود گرفتار جهل و تجاهل خواهد شد، نه اجازه می‌دهد دیگران از جهل و تجاهل عوام یا عوام زده سوء استفاده کنند؛ این اوّلین وظیفه است. و دوّمین وظیفه شهامت و شجاعت است در اجرای مَنویات پیامبر گرامی اسلام علیه و علی آله آلاف التحیّه و الثناء، که در حقیقت احکام و حِکَم الهی است. این دو اصل را به عنوان بهترین شرایط انتظار و تحصیل چنین شرایط، اسلام برای ما مقرر کرده است.

از وجود مبارک امام باقر (ع) رسیده است: وقتی ولی عصر أرواحنا فداه ظهور می‌کند که ذات أقدس إله لطفی نسبت به امت انسانی و اسلامی داشته باشد، و دست مرحمت إله بر بالای سر امت اسلامی کشیده بشود، که عقل اینها و اندیشه اینها کامل باشد؛ اینها اندیشوران فرزانه خواهند بود، و خردمندان مُتبحّر و حکیم. آنچه که در جامعه اسلامی می‌گذرد و حکومت می‌کند، «فرهنگ دینی» است. با این رشد مردم شرایط علمی ظهور حضرت را فراهم کرده‌اند. طبق این روایتی که از امام باقر (ع) رسیده است؛ تا مردم عاقل نشوند، معارف دین را درست نشناسند، و معنای امامت را درست ارزیابی نکنند، توفیق انتظار ولی عصر أرواحنا فداه نصیب آنها نخواهد شد.

دوّمین شرط که مربوط به مدیریت و مدبریّت و شهامت و شجاعت در اجرای احکام الهی است، بیانی است که باز از وجود مبارک امام باقر سلام الله علیه رسیده است که یاران راستین ولی عصر و اصحاب آن حضرت،‌ اَجری مِنْ لِیثْ وَ اَمضَی مِنْ سِنانْ (1). یعنی از شیر شجاع تر، و از نیزه تیز ترند. نمونه اینگونه از شهامت‌ها را در دفاع مقدّس 8 ساله، مردم ایران اسلامی نشان داده‌اند. زن و مرد، بزرگسال و میانسال و نوسال نشان دادند که برای حفظ دین می‌توان از شیر با شجاعت‌تر بود، و از نیزه تیز تر بود، و هر گونه خطری را با جان خرید! پس اگر از نظر رشد فرهنگی به آن نِصاب راه یافتند، و از نظر شهامت و شجاعت به این نِصاب بار یافتند؛ آنگاه شرایط ظهور را تحصیل کرده‌اند.

طنین دعوت مردم به مبدأ و معاد


وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه می‌کند، ندائی که طنین انداخت و ندائی که از آن حضرت به گوش عالمیان می‌رسد، این است: اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ (2). اوّلین حرف این است: مردم! من شما را به مبدأ و معاد که هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِر(3) است، متذکّر می‌کنم. شما به یاد بیاورید خدا را که مبدأ آفرینش شماست، و به یاد بیاورید لحظه‌ای که در حضور خدا حاضر می‌شوید برای پاسخ دادن به سئوالات الهی؛ که در برابر دستورات او چه کرده‌اید.
اگر کسی مبدأ را متذکّر بود، و معاد را متذکّر بود؛ مشکل اخلاقی، حقوقی، فقهی و مانند آن نخواهد داشت. منشأ همه تیرگی‌ها و تبهکاری‌های ما غفلت از مبدأ و معاد است. لذا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه وقتی ظهور کرد، اوّلین سخنش این است: مردم! به یاد روز حساب باشید. اگر کسی بداند تمام کارها تحت حساب است، و در برابر هر فکر و اندیشه‌ای که دارد باید پاسخگو باشد؛ در برابر هر قیام و رفتار و گفتار و نوشتاری که ارائه کرده است، باید جوابگو باشد؛ چنین انسانی جز بر اساس آیه سوره اسراء حرکت نمی‌کند که: رَبِّ اَدخِلْنِی مُدخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ (4). هر کاری که می‌خواهد وارد بشود به نام و یاد خدا، از آن کار بیرون بیاید به نام و یاد خدا.

*گزیده‌ای از پیام گفتاری آیت الله جوادی آملی به بیست و ششمین سمینار سراسری فرهنگی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا.

.........................................

(1) بحار الأنوار / ج52 / ص318
(2) کتاب الفِتَن  ـ  ابن حمّاد مَروزی؛  برداشت از خطابة امام محمّد باقر (ع)
(3) حدید / 3
(4) اسراء / 80




کلمات کلیدی :مذهبی، دعا و نیایش، انتظار ظهور، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ٧ امرداد ۱۳۸٩

نظرات ()

روش درمان وسواس


این بیماری از آن جهت که هم به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است و هم زمینه ساز بسیاری از انحراف های

دینی در انسان است ، دارای روشهای درمانی متعدد است؛ مانند درمان دارویی، مشاوره و درمان روانی و توصیه های دینی.

مشاوره و درمان روانی: در درمان غیردارویى، از الگوهاى مختلف براى کاهش این اختلال بهره مى‏گیرند که به برخى از آنها به طور اجمال اشاره مى‏کنیم زیرا از این تکنیک‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیمارى استفاده مى‏شود:

1- شناخت درمانى، در این روش طى جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهاى درونى خود به کمک روان‏درمان‏گر تغییر مى‏یابد.

2- رفتار درمانى: روشهاى متعدد و متنوعى است از کارشناس مربوطه بیمار را به کارها و فعالیت‏هایى جهت کاهش سطح اضطراب و در نتیجه فکر یا عمل وسواس او وا مى‏دارد.

3- گاهى نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به کاهش ناهماهنگى‏هاى احتمالى در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگى آنها مى‏پردازد.

روشهای کلی درمان:

برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در این قسمت به برخی از روشهای کلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.

1- عدم پاسخ دهی: مهمترین و کلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است . این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود که به نداهای درونی آن که مبتنی بر تکرار عمل ، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن کاسته خواهد شد.

2- تقابل به ضد: برای کسانی که از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران ، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است . اگر این روش با تکرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

3- فرمان ایست: در منابع علمی جدید ، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود که مهمترین آنها روش توقیف فکر نام دارد، بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند .

درمان دارویی: بیماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است ، پزشکان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق کمک می کنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشکل طرف شود و آن را از خویش براند.

پیشنهاد های دینی:

در منابع اسلامی و وسواس پدیده شناخته شده ایست و به آن به عنوان وسوسه ای از سوی شیطان اشاره می شود . به عنوان مثال در کتاب اصول کافی ( باب عقل و جهل ) آمده است : در نزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد ، حضرت فرمود : چگونه عاقل است که شبطان را اطاعت می کند؟

توصیه های عملی

1. رساله عملیه مرجع تقلید خود را دقیقاً مطالعه کنید (به خصوص بخش‏هاى مربوط به طهارت، نجاست، غسل و وضو) وخود را ملزم کنید که براى غسل و وضو یا آب کشیدن بدن، لباس و یا چیزهاى دیگر، به همان کیفیتى که در رساله آمده عمل نمایید و از زیاده‏روى جدّاً پرهیز کنید و بعد از این که طبق رساله غسل کردید یا چیزى را با آب شست و شو دادید و آب کشیدید، هیچ گونه شکى در طهارت آن به دل راه ندهید و اگر احساس مى‏کنید، هنوز پاک نشده و یا غسل و وضو تحقق پیدا نکرده، اعتنا نکنید و با همان وضع نماز بخوانید و سایر کارهاى خود را انجام دهید.

2- اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستید، خود را در معرض چیزهاى آلوده و نجس قرار دهید و یا به تجسّم چنین موقعیت‏هایى بپردازید و از انجام دادن آن کار خوددارى نکنید. ، از فردى بخواهید خودش را در معرض این موقعیت‏ها یا موضوع‏هاى ذکر شده قرار دهد بدون این که «واکنش بى اختیارى» از خودش نشان دهد. سپس شما نیز همان کار را انجام دهید. این کار باعث مى‏شود موضوع‏ها یا موقعیت‏هاى اضطراب آور، کم کم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما کاهش پیدا کند. در واقع ریشه و علت اصلى وسواس (اضطراب) از بین برود.

3- به لحاظ شرعی هر چیزی که قبلا پاک بوده ، تا یقین به نجاست آن نداشته باشیم ، پاک است و نباید آن را نجس فرض کرد ، زیرا مخالف شریعت است .

4- اصولا هر چیزی که نمی دانیم نجس یا حرام است ، پاک و حلال است، زیرا اصل در اشیاء بر پاکی و حلیت است و نجس و حرام بودن دلیل می خواهد. حال درباره چیزهایى که به آنها دست زده‏اید (مثل ظروف و لباس‏ها و یا پا گذاشتن روى فرش‏ها و چیزهایى از این قبیل) در مورد همه اینها حکم طهارت جارى کنید، یعنى، همه آنها را نادیده بگیرید. لازم نیست شما هیچ کدام از آنها را آب بکشید و اگر اشکالى دارد به گردن ما. شما فعلاً موظّف هستید، فقط به راه‏کارهاى ارائه شده، عمل کنید و به حکم طهارت و نجاست، فقط و فقط بر اساس آنچه در رساله آمده عمل کنید.

5- به خودتان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانى است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم.

6- به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.

دعا، ذکر و عبادت

در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روشهای متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند ، که از آن جمله، بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله (لا اله الاالله) و ( لاحول و لا قوة الابا الله) می باشد که در حقیقت ماحصل همه آن روشها را می توان در ذکر خدا خلاصه کرد .

مذهب و شکوهمندترین جلوه آن؛ یعنی نماز می تواند در زدودن وسواس فکری نقش بسیار مهمی بازی کند. برخی از اذکار و توجهات حین نماز نه تنها با روشها ارایه شده توسط رون شناسان قابل مقایسه است ، بلکه حتی بسیار مؤثر تر به نظر می رسد.

استفاده زبان و ذهن از ذکر غیر المغضوب علیهم و الضالین که جدایی راه مومن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد دست کم ده بار ، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مبارکه ناس بعد از حمد ، بخصوص توجه آیات شریفه من شر وسواس الخناس الذی یوسوس فی الصدور الناس به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افکار وسواسی مطرحند .

همان طور که اشاره شد ائمه معصوم (ع) که پزشکان حقیقی بشرند ، برای دوری از وسواس ذکر خدا را پیشنهاد کرده اند و این فرمان الهی است که برای ذکر من نماز را به پا دارید (اقم الصلوة لذکری )

 

 




کلمات کلیدی :عمومی، انسان سناسی، پزشکی

نوشته شده توسط صادق در ٢۳ تیر ۱۳۸٩

نظرات () ادامه مطلب

بشارتهای پروردگار

 امام جعفر صادق(ع) : اگر زن عفت داشته باشد به دنیا می ارزد وگرنه به خاک هم نمی ارزد.


پیامبر اکرم (ص) : ... زنی که برای حفظ غیرت ، استقامت ورزیده و برای خدا وظیفه خود را بخوبی انجام داد ، خدا پاداش شهید را به او خواهد داد.


پیامبر اکرم (ص) : پروردگارا زنانی که خود را خود را پوشیده نگه می دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان.


پیامبر اکرم (ص) : شرف مقنعه ای که زن بر سر دارد از دنیا و آنچه در آن است ارزندا تر می باشد.


پیامبر اکرم (ص) : آن هنگام که پوشش سر زنی باشد ارزش آن از دنیا و آنچه در آن است بیشتر است.


امام علی (ع) : همانا حجاب متین برای آنان(زنان) متضمن سعادت است.


امام علی (ع) : زکات زیبایی، پاکدامنی است.


امام علی (ع) : پوشیدگی زن به حالش بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر می سازد.


پیامبر اکرم (ص) : کسی که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خدا به او ایمانی عطا می کند که شیرینی آن را در قلبش می یابد.


پیامبر اکرم (ص) : زنان خود را، با پوشش اندام و چشم، از دید نامحرمان بازدارند، که زنان هر چه پوشیده تر باشند سعادتمند تر هستند.


امام علی (ع) : حفظ، حراست ، پنهان کردن و دورداشتن زن از نامحرم بهترین نعمت و خوشبختی برای  اوست و دلربایی و جذابیت او را گسترش می دهد




کلمات کلیدی :مذهبی، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ٢۳ تیر ۱۳۸٩

نظرات ()

پوشش و عفاف

پوشش برتر

بهره حقیقی هر مرد و زن با ایمان از زندگی، زیبا زیستن است. پروردگار می فرماید:

مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُوءْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ. (نحل: 97)

هر مرد و زنی که کردار شایسته انجام دهد و با ایمان باشد، آنان را زندگی نیکو و پاکیزه می دهیم و به بهتر از آنچه عمل کرده اند، می بخشیم.

این شایستگی، برگرفته از درون پاک و خویشتن داری انسان است. حق تعالی دراین باره می فرماید:

یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباسًا یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشًا وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ. (اعراف: 26)

ای فرزند آدم، بر شما پوششی فرستادیم تا زشتی هایتان را بپوشانید و تن را بیارایید و پوشش تقوا، نیکوترین جامه است و این [لباس] از نشانه های خداست تا نعمت های پروردگار را یاد آورند.

خداوند کریم در ادامه می فرماید:

یا بَنی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما... . (اعراف: 27)

ای فرزند آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد چنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون ساخت و جامه عفت از تن آنان به در آورد تا زشتی هایشان را نمایان سازد.

در این آیات، از لباس ظاهری و باطنی سخن می رود که هر دو پوشش انسانند.

تکرار واژه «سوآت» در آیات یادشده، نشانه آن است که لباس در پوشاندن اعضای بدن و عیب های آن و پوشاندن عضوهایی که آشکار بودن آن موجب شرمندگی انسان می شود، نقش بسیار مهمی دارد. حکایت حضرت آدم و حوا، فطری بودن نیاز به پوشش را اثبات می کند. زندگی آدم و حوا و غارنشینان نخستین که با برگ درخت و پوست حیوانات، خود را می پوشاندند، ثابت می کند که نیاز به پوشش، به مرور زمان و بر اثر پیدایش تمدن ها شکل نگرفته، بلکه از همان آغاز با بشر همراه بوده است.

استاد مطهری درباره انتخاب پوشش زن می نویسد:

دقیق ترین آنها (نظریه ها) این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش، تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گران بها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است.

یکی از فایده های ارزشمند پوشش، حفظ اصالت خانواده است.

پیام متن:

1. لباس، وسیله ای برای پوشش و عفت ظاهری و باطنی است.

2. پوشش، نیاز فطری انسان هاست.

عفاف فردی

«عفاف» به معنای پارسایی و پاک دامنی و خودداری از کارهای حرام و زشت است و «عفت»، حالتی نفسانی است که بر شهوت غلبه کند. در عرب نیز به گُلی که در برگ هایش پوشیده شده باشد، «مُعفَّف» می گویند.

عفاف، روح پوشش است که سلامت روانی و جاذبه جسمانی را تضمین می کند. بانوی مسلمان، نماد عفت و حیا در جامعه است و پوشش زن، نگهبانی از نگاه های آلوده و پاسدار حرمت اوست. زیبایی صورت و سیرت از الطافی است که خداوند به رسم امانت در اختیار انسان قرار داده است و شکرانه نعمت زیبایی نیز حفظ عفت است. چنانچه علی علیه السلام می فرماید: «زَکاةُ الْجَمال العِفافُ؛ پاکیزگی زیبایی در عفت ورزی است.» این زیبایی به ویژه برای زنان سرمایه است و طبیعت هر سرمایه ای آن است که از یک سو سودمند و از سوی دیگر، فسادانگیز است که در حقیقت لطافت و زیبایی و جوانی با عفت پیشگی پاس داشته می شود. گفتنی است بی قید بودن در امور جنسی موجب پیری زودرس و گاه ناتوانی زودهنگام جنسی می شود و عفت پیشگی، جمال و جوانی را پایدارتر می سازد.

روح عفاف، کنترل کننده رفتار و متانت است که با حیا زیباتر می شود. خداوند در قرآن، دختران شعیب را نمادی از عفاف معرفی می کند و عفت ورزی آنان را با واژه «تَمْشی عَلَی اسْتِحیاءٍ» بیان می دارد و نجابت آنان به دلیل نوع راه رفتنشان را در حضور حضرت موسی تحسین می کند. دختر شعیب در بازگشت به پدر گفت: پدر، او را به خدمت گیر که او خدمت گزاری نیرومند و امانت دار است. حضرت شعیب علیه السلام گفت: نیروی وی را به کشیدن دلوها شناختم، ولی امانت داری او را چگونه شناختی؟ دختر گفت: موسی در بازگشت گفت راه را به من نشان بده و خودت از پشت سر بیا؛ زیرا ما دودمان یعقوب به پشت زنان نظر نمی افکنیم. بدین گونه او به خاطر پرواپیشگی، به امانت داری شناخته شد.

حضرت امام خمینی رحمه الله خطاب به بانوان می فرماید: «اسلام می خواهد شما را یک انسان کامل تربیت کند که بر دامن شما انسان های کامل تربیت شود. زن مربی جامعه است...»

پیام متن:

1. حقیقت عفاف، تنظیم کننده کردار آدمی است، و او را از لغزش ها باز می دارد و جمال و زیبایی او را پایدارتر می سازد.

2. عفاف در برابر رشد و پرورش فطرت و ایمان آدمی تأثیرگذار است.

عفاف عمومی

عفاف، بنیادی ترین عامل ایجاد امنیت اجتماعی است. بی پروایی در نگاه، بی توجهی در نوع پوشش و پرده دری در روابط جنسی، امنیت اجتماعی را به خطر می اندازد و تجاوزهای جنسی که بی شرمانه ترین نوع تجاوز به حقوق مردم است، رواج می یابد. بر این اساس عفت مداری از اصولی ترین پایه های حراست امنیت جامعه است.

«غیرتمندی، انسان را از فساد می رهاند. انسان غیور، نه بر خود آلودگی را می پذیرد و نه بی عفتی دیگران را برمی تابد. غیرت اجتماعی، به این معناست که مردان موظفند در برابر هرزگی ها و مرزشکنی ها بایستند و به حرمت شکنی ها نزدیک نشوند. تنها در چنین اجتماعی است که می توان به سلامت شخصیت زن و حرمت ناموس او امیدوار بود. عفاف بر همه بخش های جامعه اثرگذار است. و تنها زنان را در برنمی گیرد، بلکه مردان نیز موظف به رعایت محدودیت های اخلاقی هستند. وجود فضای سالم برای رشد مادی و معنوی، حق جامعه است. در جوامعی که مردم به راه های انحرافی کشیده می شوند، حفظ هویت اسلامی و حدود شرعی دشوارتر می شود و مسلمانی که از ایمان و اراده ای استوار برخوردار نباشد، هم رنگی با جماعت را می پذیرد و چون با ساختار درونی جامعه بیگانه است، دچار بی هویتی می گردد». بر این اساس، وقتی بنیادهای عفاف فرو ریخت، ارزش های اخلاقی نیز از زندگی انسان رخت برمی بندد.

پیام متن:

1. امنیت روانی جامعه، در گرو عفت همگانی است.

2. ارزش های اخلاقی با حفظ هویت و رعایت شرع مفهوم پیدا می کند.

3. غیرت مندی موجب می شود که آدمی، نه خود مرتکب آلودگی می شود و نه مرزشکنی های دیگران را برمی تابد.

فواید عفاف

از فایده های عفت، امنیت روان و درون و آراستگی به فضیلت هاست. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: «الْعِفَّةُ تَضعَفُ الشَّهوَةَ؛ پاک دامنی، شهوت را تضعیف می کند».

«ثَمَرَةُ الْعِفَّةِ القَناعَةُ؛ نتیجه عفت ورزی، قناعت است».

«ثَمَرَةُ العِفَّةِ الصِّیانَةُ؛ نتیجه عفت، حفظ سلامت است».

«مَن عَفَّ خَفَّ وِزرُهُ وَ عَظُمَ عِندَ اللّه ِ قَدرُهُ؛ هر که عفیف گردد، گناهش کم شود و نزد خدا بزرگ گردد».

«مَن عَفَّت اَطرافُهُ حَسُنَت اَوصافُهُ؛ کسی که نگاه هایش عفیف باشد، اخلاقش نیکو می گردد».

«بِالعِفافِ تُزَکُّوا الاَعمالُ؛ کردار با عفاف، پاکیزه می شود».

«مَن اتَّحَفَ العِفَّةَ وَالقَناعَةَ حالَفَهُ العِزُّ؛ هر که عفت ورزی و خودداری را ارزشمند داند؛ عزت او همیشگی شود».

در تربیت دینی، اعتقاد به قوانین الهی، مهم ترین عامل خودسازی و جهت ساز زندگی بشر است. اگر جوانان به این باور برسند که عفت و پاکی، زندگی آنها را بیمه می کند، خانواده گرم و پایدار می ماند و ارزش پاکی و مسئولیت پذیری نهادینه می شود.

در شرایطی که زمینه ازدواج برای جوانان فراهم نباشد، مناسب ترین شیوه، «عفت ورزی» است. خداوند دراین باره می فرماید: «آنان که وسیله ازدواج نیابند، عفت پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف خود بی نیاز گرداند.» (نور: 33)

پیام متن:

1. کنترل شهوت، گوهر قناعت، حفظ سلامت و عزتمندی، از ثمره های عفت ورزی است.

2. با عفاف، کانون خانواده، پایدار و ارزش پاکی و مسئوولیت در جامعه نهادینه می شود.

الگوی عفاف

عفت پیشگی و پرهیزکاری، انسان عفیف را بلندآوازه و ماندگار و مقدس می سازد. افرادی چون حضرت یوسف، ابن سیرین و شیخ رجب علی خیاط، از الگوهای برجسته عفاف و خویشتن داری هستند.

نقل است شیخ رجب علی خیاط، مردی درست کار بود با پیشه خیاطی که از جوانی به دنبال کمالات انسانی رفته بود. زندگی او نمونه ای از توحید است. آقای میلانی از قول وی نقل می کند:

در ایام جوانی، دختری زیبا از بستگان، دل باخته من شد و سرانجام در خانه ای خلوت، مرا به دام انداخت. با خود گفتم: «رجب علی، خدا می تواند تو را بسیار امتحان کند. بیا یک بار تو خدا را امتحان کن و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا، من این گناه را برای تو ترک می کنم. تو نیز مرا برای خودت تربیت کن». وی دارای نفس زکیه و تعبیرکننده خواب بود.

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید:

پاداش رزمنده شهید، بیشتر از کسی نیست که توان بر انجام دادن گناه دارد، ولی پاک دامنی می کند. همانا عفیف پاک دامن، فرشته ای از فرشته هاست.

پیام متن:

عفت ورزی آدمی را تا اوج مقام معنوی بالا می برد و او را هم سنگ شهید و در ردیف فرشته ها قرار می دهد.




کلمات کلیدی :مذهبی، پوشش و عفاف، همسران، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ٢۳ تیر ۱۳۸٩

نظرات ()

10 قانون موفقیت در زندگی

ترجمه: جمیله احمدپور

این مقاله حاصل تأملات و تجارب یک روانشناس بالینی در مورد اصول و یا قواعد لازم برای رسیدن به اهداف و خواسته‌ها است.

۱ - چیزی را که خواهان آن هستید، یا موفق به کسب آن می‌شوید و یا موفق نمی‌شوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق می‌شوند.

 - تشخیص افرادی که می‌دانند که چه کاری برای رسیدن به خواسته‌شان باید انجام دهند و برنامه مشخصی برای این کار دارند، کار مشکلی نیست.

برای موفق شدن در هر کاری ابتدا باید اطلاعات لازم برای رسیدن به خواسته‌تان را جمع‌آوری کنید. این اطلاعات و مهارت‌ها برای موفقیت شما ضروری هستند. با کسب آمادگی لازم برای این کار، سعی کنید چگونگی بازی و قواعد آن را پیدا کنید.

 - برنامه‌ریزی و جمع‌آوری اطلاعاتی که در مورد خودتان یا افرادی است که با آنها سر و کار دارید و یا اطلاعاتی درباره شرایط و وضعیت موجود است.

 2 – شما خود به‌وجود آورنده تجربه‌هایتان هستید پس خودتان باید مسئولیت زندگی‌تان را بپذیرید.

 - شما نمی‌توانید از مسئولیت اینکه چرا و چگونه زندگی‌تان این‌گونه است شانه خالی کنید.

- هرگز نقش یک قربانی را بازی نکنید و از وقایع گذشته برای خود بهانه سازی نکنید.

- هر انتخابی که می‌کنید مثلاً انتخاب افکاری که به آن می‌اندیشید، دارای نتایج و عواقبی هستند. زمانی که شما رفتار یا فکر خاصی را انتخاب می‌کنید در حقیقت خود شما، نتایج و عواقب آن را انتخاب کرده‌اید.

 3 - مردم کاری را انجام می‌دهند که نفع یا سودی برایشان داشته باشد، بنابراین مشخص کنید که رفتار شما چه منافعی برای‌تان دارد و یا رفتار دیگران چه منافعی برای‌شان دارد؟

- حتی بدترین رفتارهای ممکن هم، منافعی دارند زیرا اگر از رفتاری که می‌کنید هیچ سود و منفعتی عایدتان نمی‌شد، مسلماً آن رفتار را انجام نمی‌دادید.

 - منافع حاصل از یک رفتار بخصوص را مشخص کنید، چون شما نمی‌توانید رفتاری را ترک کنید مگر اینکه از منافع حاصل از آن رفتار آگاهی پیدا کنید.

- دقت کنید که ممکن است رفتار شما به خاطر ترس از طرد شدن باشد. مسلماً تغییر نکردن کار آسان‌تری است، ولی شما باید سعی کنید چیزهای تازه و نویی را امتحان کنید و یا در مسیر جدید گام بردارید.

 4 - تا به وجود مسئله‌ای اقرار و اعتراف نکرده باشید نمی‌توانید آن‌را تغییر دهید. پس سعی کنید در ارتباط با زندگی و افراد، با خودتان صریح و شفاف باشید.

 - اگر نخواهید و یا نتوانید که آگاهانه به رفتارهای منفی، ویژگی‌های شخصیتی و الگوهای زندگی‌تان اقرار و اذعان داشته باشید، پس نمی‌توانید آنها را تغییر دهید.

 - اقرار و اعتراف کردن به چیزی، در حقیقت سیلی‌زدن به خودتان به هنگام مواجهه با واقعیت است و این که شما هزینه و تاوان هر کاری را می‌پردازید، به خودتان دروغ نمی‌گویید، انکار نمی‌کنید و حالت تدافعی هم نمی‌گیرید.

 - شرایط و موقعیت فعلی شما چیست؟ اگر می‌خواهید برنامه‌ریزی درستی برای زندگی‌تان داشته باشید، پس باید موقعیت و شرایط فعلی زندگی‌تان را به طور شفاف و روشن مشخص کنید. زندگی شما برای تغییر کردن، در وضعیت خیلی بدی نیست و خیلی دیر هم نشده است.

 5 - در زندگی به عمل شماست که پاداش داده می‌شود، پس تصمیمات‌تان را با دقت اتخاذ کنید و سپس عمل کنید و به یاد داشته باشید که به افکار بدون عمل در این جهان اهمیتی داده نمی‌شود.

 - آگاهی، درک و درایت خود را به فعالیت‌های هدف‌دار، بامعنی و سازنده مبدل کنید زیرا در غیراین‌صورت ارزشی نخواهد داشت. خود و دیگران را بر اساس خواسته‌ها و یا گفته‌ها ارزیابی نکنید بلکه بر اساس عملکرد ارزیابی کنید.

 - برای اینکه از وضعیتی که در حال حاضر در آن به سر می‌برید، خارج شده و به جایی که می‌خواهید برسید، سختی و زحمت را تحمل کنید.

 - در نظر داشته باشید که این ریسک را به خاطر خودتان است که می‌پذیرید چون قرار نیست رویاهای شما از بین بروند.

 6 - آنچه هست، واقعیت محض نیست، بلکه فهم و درک ما از آن واقعیت است که وجود دارد. پس پنجره‌ها یا دریچه‌هایی را که شما از طریق آن به این دنیا نگاه می‌کنید بشناسید و گذشته خود را بدون اینکه کاملاً تحت کنترل آن قرار گیرید، بپذیرید.

 - شما فقط از طریق فهم و درک خودتان است که این دنیا را می‌شناسید و تجربه می‌کنید و توانایی این کار را نیز دارید که خودتان چگونگی درک خود را از هر واقعه‌ای، انتخاب کنید.

- چون همه ما دنیا را از طریق پنجره‌های شخصی خودمان می‌بینیم، این امر بر چگونگی تعبیر و تفسیر ما از وقایع و پاسخ‌های ما و پاسخ‌های داده شده به ما تاثیر می‌گذارد. بنابراین عواملی را که بر نوع و طرز نگاه شما موثر هستند، بشناسید تا بتوانید عکس‌العمل مناسبی در برخورد با آنها نشان دهید.

 - این پنجره‌ها و یا دریچه‌های شخصی، ترکیبی از عقاید ثابت و یا افکار منفی است که در نوع نگاه و دیدگاه شما، وجود دارند.

 - اگر با بررسی و ارزیابی دیدگاه‌های قبلی، نظام افکار و عقاید خود را مجدداً سازماندهی کنید، درک و بینش جدیدی بدست خواهید آورد.

7 - زندگی، مدیریت کردن است پس یاد بگیرید که مسئولیت زندگی‌تان را به عهده بگیرید.

 - شما مدیر زندگی خودتان هستید که هدفتان، اداره کردن زندگی به نحوی است که نتایج خوبی در برداشته باشد.

 - مدیریت موثر زندگی به این معنی است که شما در مرحله آماده شدن برای رسیدن به هدفتان، در کنترل خود، در کنترل احساسات، در مواجهه با سایر افراد، در مرحله اجرا، در مواجهه با ترس و سایر ابعاد، بیش از پیش به خودتان نیاز دارید و بایستی با حداکثر تعهد، سرعت و هدایتی که می‌توانید انجام دهید.

 - کلید مدیریت زندگی، داشتن یک استراتژی است. اگر شما برنامه‌ای روشن و شفاف و همچنین شجاعت، تعهد و انرژی لازم برای این استراتژی را داشته باشید، موفق خواهید شد.

 8 - ما به مردم یاد می‌دهیم که چگونه با ما رفتار کنند. پس به جای شکایت کردن، مسئولیت طرز رفتار مردم را با خودتان به عهده بگیرید.

 - شاید به مردم یاد داده باشید که چگونه با شما احترام‌آمیز رفتار کنند و شاید این کار را نکرده باشید. این بدین معنی است که شما تا حدی مسئول رفتار نامناسب دیگران با خودتان هستید.

 - اگر مردم رفتار نامناسبی با شما دارند، ببینید که شما چه کاری انجام داده‌اید که آن رفتار را تقویت کرده و یا باعث آن رفتار شده است؟

 - چون مسئولیت با خودتان است‌، می‌توانید در هر موقع و برای هر مدتی رابطه‌تان را بازبینی کنید.

 9 - نیرو و انرژی زیادی در بخشش وجود دارد، پس چشمان خود را باز کنید و ببینید تحت تاثیر کدام خشم یا کینه‌ قرار گرفته‌اید. نیرو و انرژی خود را از کسانی که باعث رنجش شما شده‌اند بازپس بگیرید.

 - تنفر، عصبانیت و کینه، ویران‌کننده هستند و باعث تضعیف و تحلیل قلب و روح انسان می‌شوند که قطعاً با آرامش درونی و احساس شادی منافات دارند.

 - بخشش شما را از تنفر، عصبانیت و کینه رها می‌سازد. تنها راه خلاصی از اثرات منفی رابطه‌ای که موجب ناراحتی و رنجش شما شده است، کمک گرفتن از اخلاقیات و بخشش کسانی است که موجب ناراحتی و آزردگی شما شده‌اند.

 10 - قبل از اینکه چیزی را بخواهید باید اسم آن را بدانید، پس به وضوح مشخص کنید که چه می‌خواهید.

 - از اهداف اصلی زندگی‌تان تا خواسته‌های روزمره‌تان‌، لازم است بدانید که چه می‌خواهید.

- با تعریف دقیق اهداف‌تان، انتخاب‌های شما جهت‌دار خواهد شد و خواهید توانست رفتارها و انتخاب‌های لازم را برای رسیدن به اهداف‌تان، مشخص کنید.

 - برای رسیدن به آنچه که می‌خواهید، شهامت لازم را داشته و واقع‌بین باشید. البته فقط در صورتی که خود را لایق و مستحق آنچه می‌خواهید، بدانید، شهامت لازم را کسب خواهید کردید.

 

منبع: همشهری آنلاین

موضوع: رموز موفقیت




کلمات کلیدی :عمومی، انسان سناسی

نوشته شده توسط صادق در ٢٢ تیر ۱۳۸٩

نظرات ()

روش تشخیص عشق حقیقی

 عشق حقیقی 

 

اغلب افراد مجرد میل دارنـد بـدانـنـد کـه چـگونـه و کجا بایدعشق حقیقی را بیابند. در ایـن مـقـاله به 8 نکته کاربردیو بسیار سودمند برای دستیابی به یـک عـشـق حــقیقی اشاره گردیده است:

1- باور داشته باشید که شما هم می تـوانـید به یک رابطه دراز مدت،  رمانتیک و شگفت انگیز دست یابید اغلب افـراد مـجرد در آرزوی داشـتـن یــک رابطه فوق العاده می بـاشد. امـا تـعـداد معدودی از آنان محقق شدن چنین رابـطـه ای را بـاور دارنـــد. برای مجردها حتی ملاقات با یک فـــرد جذاب، سـازگار و دلخـواه یـک امـر نـاممـکن قـلـمــداد میــگردد. این بسیار حائز اهمیت است که شما به این امر ایـمان داشـتـه بـاشـیـد کـه: آشــنایی با یک فرد مناسب و تشـکیل یک رابطه دراز مدت و حتی مادام العمر برای شما نیز امکان پذیر است. به خاطر داشته باشید که باور و ایمان نیمی از پیروزی در هر کاری میباشد.

۲-فرد مناسب حال خود را تعریف کنید بهترین شیوه برای انجام این کار آن است که بهترین دوستان خود را در نظر گرفته و ویژگیها و صفاتی که از نظر شما بسیار قابل ستایش میباشند را در آنها شناسایی کنید. شریک زندگی آینده شما میباید از همان ویژگیها و صفات اخلاقی برخوردار باشد. اگر از نظر شما ویژگیهایی نظیر بالندگی معنوی، حس شوخ طبعی، مهربانی و یا تحصیلات عالیه تحسین برانگیز میباشند، شریک آینده شما نیز باید از آن خصوصیات برخوردار باشد. و چنانچه شما اعتقادی به وجود چنین فردی ندارید بهتر است به مرحله نخست بازگردید.

3- بیاموزید چگونه افراد ناشایست و نامناسب حال خود را شناسایی کنید
این نباید کار دشواری برای شما باشد. فردی که صفات و ویژگیهای دلخواه و ارزشمند شما را بروز نمیدهد به عنوان یک شریک تازه نامناسب میباشد. همچنین فردی که تنها در حضور شما رفتارهای خوشایند و خوب از خود به نمایش میگذارد و نه شخص دیگری، باز برای شما نامناسب میباشد. علاوه بر آن افرادی که در پیشبرد رابطه شتابزده عمل میکنند نیز شایسته برقراری رابطه نیستند. اینگونه افراد معمولا سبب دلشکستگی شما میگردند.

4- با افراد نامناسب حال خود رابطه برقرار نکنید
چنانچه با فردی که فاقد خصوصیات دلخواه شما میباشد وارد رابطه گردید، تنها ناکامی و اندوه را متوجه خود ساخته اید. زیرا چندی از رابطه شما نخواهد گذشت که شروع به تغییر وی مطابق همان ویژگیهای دلخواه خود خواهید کرد. اما شریک شما بطور طبیعی در مقابل این تغییر از خود مقاومت نشان خواهد داد. عدم توانایی وی در برقراری ارتباط و یا گوش دادن به صحبتهای شما و یا برآورده سازی نیازهایتان موجب میگردد که آنها را به اشتباه نشانه عدم علاقمندی به خودتان تلقی کنید. اما تنها واقعیت آن است که شما فردی را برگزیده اید که متناسب و برازنده تان نیست.


5- خود را در محیطهایی قرار دهید که فرد مورد نظر شما در آنجا به فعالیت میپردازد
به فرض اگر در آرزوی برقراری رابطه با یک ورزشکار میباشید، قطعا وی را در سینما نمیتوانید بیابید و یا چنانچه در جستجوی یک موسیقی دان هستید باید وی را در محافل موسیقی بیابید. بنابراین برای یافتن عشق دلخواه خود میباید از خانه خارج گردید.

6- بر ترس خود از آنکه طرد گردید و یا مجددا تنها بمانید غلبه کنید.
تمام روابط در مقطعی از زمان پایان خواهند یافت. برخی با جداییها، برخی با طلاق و برخی نیز با مرگ. هیچ ضمانتی در زندگی وجود ندارد و عشق نیز از این مسئله مستثنا نمیباشد. هر زمان که شما عاشق فردی میگردید ناخواسته خود را در معرض طرد شدگی و ناکامی قرار میدهید. آخرین باری که در عشق شکست خورده اید را بخاطر می آورید؟ همانگونه که مشاهده میکنید شما دست نخورده باقی مانده و جان سالم بدر برده اید. پس آنقدر ها هم طرد شدن وحشتناک نیست.

7- از وابستگی خودداری کرده و سعی کنید آزاد زندگی کنید.
به زندگی عادی خود مشغول باشید و تنها اندکی در پی مجذوب ساختن فرد دلخواه خود. افراد مجردی که تمام توجه و انرژی خود را معطوف مجذوب ساختن شریک زندگی دلخواه خود میگردانند، خود را از داشتن یک شریک مناسب و خوب محروم میسازند ( با بی اعتنایی به موردهای مناسب بالقوه). و همچنین افراد مجردی که از نداشتن یک رابطه و شریک خوب پیوسته محزون و دلسرد میباشند، در عوض آنکه وقت خود را هدر خیالپردازیهای آرزوهای خود کنند، بهتر است ابتکار عمل را بدست گرفته و برای خودشان زندگی و موقعیتهای شگفت انگیزی خلق کنند.

8- ریسک کنید اما زیرکانه و آگاهانه
از منزل خارج گردید، با افراد جدید ملاقات کرده و باب صحبت را بگشایید و قرار ملاقات بگذارید. شانس و اقبال خود را با این اعمال افزایش دهید. ممکن است طرد شوید اما مطمئن باشید ارزش آن را خواهد داشت. یافتن یک عشق حقیقی امری دشوار و زمانبر است هیچگاه تا زمان دستیابی به آرزوهایتان از پای ننشینید.




کلمات کلیدی :عشق، همسران، عمومی

نوشته شده توسط صادق در ٢٢ تیر ۱۳۸٩

نظرات ()

موسیقی از اضطراب می کاهد

 

 

اولین چیزی که معمولا با شنیدن کلمه "موسیقی درمانی" به ذهن می آید این است که با پدیده ی پیچیده ای روبرو هستیم. پدیده ای که احتمالا به دلیل تازگی اش (به خصوص در کشور ما)، هنوز از دید بسیاری از مردم عجیب و ناشناخته باقی مانده است.  شاید بهترین راه برای درک موسیقی درمانی مراجعه به زندگی روزانه باشد. بارها تجربه کرده ایم که چطور یک موسیقی آرام ما را از اضطراب و خستگی می رهاند و در مقابل، یک موسیقی شاد ما را به دنیای دیگری می برد. 
 "
موسیقی درمانی
برعکس آنچه که بسیاری از مردم می پندارند، فقط برای افرادی که از مشکلات خاصی چون عقب ماندگی، تاخیر یافتگی رشد، معلولیت های جسمی و بیماری های روانی رنج می برند، نیست. بلکه افراد عادی هم می توانند برای رسیدن به آرامش بیشتر این روش را امتحان کنند.
اگر باور داشته باشیم که موسیقی زبان فطرت انسان است، آنگاه برایمان آسان خواهد بود تا تاثیر موسیقی را بر روح و روان، عواطف و به طور کلی زندگی بشر درک کنیم. موسیقی، انسان را در رویاها و آرزوها و احساساتش فرو می برد. هیچکس نمی تواند برای آغاز "موسیقی درمانی" زمان مشخصی را تعیین کند. شاید مبالغه نکرده باشیم اگر بگوییم که تاریخچه موسیقی درمانی به قدمت حرف های ارسطو و افلاطون است. اگرچه به قولی از نظر علمی "نت نویسی" حدود 50 سال است که ما با این دستاورد جدید آشناییم. با این حال استفاده بشر از موسیقی با توجه به ابزار قابل دسترس او، کاری آسان بوده است. ریتم و ملودی که از ارکان اساسی موسیقی اند، در سرشت انسان وجود داشته است. همانطور که در فیلم هایی که به نمایش زندگی قبایل اولیه می پردازند، با مراسم و آیین هایی روبرو هستیم که در آنها موسیقی عامل مهمی برای فرونشاندن ترس ، اضطراب ، غم و یا افزایش شادی  است و به طور مثال در تاریخچه ماجرای غرق کشتی "تایتانیک" مشاهده می کنیم که دسته موسیقی کشتی تا زمان غرق آن، دست از نواختن و روحیه دادن به مردم برنداشت. 

تاریخچه موسیقی درمانی حرفه ای


  موسیقی درمانی حرفه ای از قرن 20، پس از جنگ جهانی اول و دوم شروع شد، یعنی زمانی که موسیقی دانان جوامع (از هر نوع: آماتور و حرفه ای) به بیمارستان های سراسر آمریکا رفتند تا برای سربازانی که در جنگ دچار آسیب های روانی و جسمانی فراوان شده بودند، موسیقی بنوازند. عکس العمل قابل توجه فیزیکی و احساسی بیماران به موسیقی باعث شد تا پزشکان و پرستاران بیمارستان، تقاضای استخدام موسیقی دانانی را در بیمارستان ها کنند. 
  "موسیقی درمانی"، تنها شنیدن موسیقی نیست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به "موسیقی درمانی" دیده می شود، افراد با نواختن موسیقی و حتی آواز خواندن قادرند به همان نتایج شنیدن موسیقی دست پیدا کنند.
به زودی این موضوع که موسیقی دانان به آموزش های اولیه جهت اهداف این کار احتیاج دارند، مشهود شد. اولین بار در دنیا، رشته "موسیقی درمانی" در دانشگاه میشیگان آمریکا در سال 1994 شکل گرفت. 
به گفته دانشمندان: "نغمه های موسیقی برحسب ترکیب فاصله ها و ریتم، دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلول های عصبی، احساس و انگیزه ای را تقویت، تضعیف و یا منتقل می سازند. 
اگرچه فواید درمان با موسیقی از دوران های قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از این که در قرن اخیر به عنوان یک رشته تخصصی شناخته شود، خوب معرفی نشده است،" به گفته پژوهشگران مرکز پزشکی نیویورک، شنیدن موسیقی های کلاسیک و حتی موسیقی جاز موجب کاهش اضطراب  و افزایش تحمل درد در بیماران می شود. 
موسیقی درمان در ایران 
  هر قومی برحسب ویژگی های عاطفی و فرهنگی خود دارای موسیقی خاصی است. 
ایران به عنوان یکی از تمدن های کهن، علاقه و قابلیت فرهنگی خود را در استفاده از موسیقی نشان داده و در زمینه های درمانی، روحی و عرفانی از این پدیده استفاده کرده است. 
مراجعه به گذشته تاریخی و دانشمندان مشهوری چون فارابی و ابو علی سینا، صریحا اهمیت موسیقی و تاثیر آن بر جسم و روح را به ما اثبات می کند. به طور مثال فارابی در کتاب موسیقی الکبیر و ابوعلی سینا در کتاب قانون، به این نکته اشاره می کنند.
فارابی تحقیقات گسترده و ارزشمندی در این مورد انجام داده و یافته های او سال ها مورد توجه دانشمندان و کشورهای دیگر دنیا قرار می گیرد. همچنین "ابن سینا" در کتاب "قانون" تاثیر موسیقی را در اعضای بدن و رفع امراض جسمانی بیان می کند.فارابی سه خاصیت برای موسیقی در نظر می گیرد: احساس انگیزه، نشاط آور و خیال انگیز و گاه موسیقی قادر است هر سه این خصوصیات را با هم دارا باشد. 

  موسیقی درمانی مختص چه کسانی است؟ 
 
موسیقی درمانی برعکس آنچه که بسیاری از مردم می پندارند، فقط برای افرادی که از مشکلات  خاصی چون عقب ماندگی، تاخیر یافتگی رشد، معلولیت های جسمی و بیماری های روانی رنج می برند، نیست. بلکه افراد عادی هم می توانند برای رسیدن به آرامش  بیشتر این روش را امتحان کنند. 
هر چند که موسیقی درمانیبیشتر در مکان هایی چون بیمارستان های روانی، سازمان های توان بخشی، بیمارستان های پزشکی و درمانی، کلینک های بیماران سرپایی، سمینارهای پیشگیری اعتیاد  و مدارس مورد استفاده قرار می گیرد، اما مردم عادی هم می توانند از این شیوه استفاده کنند. 
در آخر باید بدانیم که موسیقی درمانی، تنها شنیدن موسیقی نیست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به موسیقی درمانی دیده می شود، افراد با نواختن موسیقی و حتی آواز خواندن قادرند به همان نتایج شنیدن موسیقی دست پیدا کنند. 
  انجمن موسیقی درمان در ایران 
 
موسیقی در طول چند دهه اخیر در کشورمان، ارزش و اهمیت خود را از دست داده است. چه بسا افرادی که این پدیده مهم را در زندگی خود فراموش کرده و از آن دور شده اند. 
خوشبختانه در سال های اخیر با کوشش های فراوان موسیقی دانان کشورمان تغییراتی در این زمینه صورت رفته است و موسیقی (بخصوص موسیقی شاد) بار دگر جایگاه خود را در جامعه ما کم و بیش بازیافته است. ثبت انجمن موسیقی درمانی ایران گامی است ملی و علمی در جهت پیشبرد موسیقی درمانی در تاریخ ایران. با توجه به اطلاعات موجود در منابع مختلف، این انجمن با حضور اساتید برجسته دانشگاه های ایران، کوشش دارد تا دانش کلاسیک رشته موسیقی درمانی را به عموم جامعه و علاقه مندان معرفی نماید.




کلمات کلیدی :عمومی، همسران

نوشته شده توسط صادق در ٢٢ تیر ۱۳۸٩

نظرات ()

چـهره خـوانـی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چـهره خـوانـی به این مـعـنـا است که شما فـقــط با نگاه کردن به صورت اشخاص پی بـه خـصـوصـیات اخلاقی و شخصیتی او ببرید. چـهره خـوانـی توسـط  مردم در اعصار مختلف انجام شده است. شـناخـتـن افراد تنها از روی خصوصـات ظـاهـری آنها مساله بسیار جالبی است. نـکات ظـریف و دقیـق و پیچیدگیهای بسیاری در علـم چـهـره خـوانـی وجـود     دارد ولی ما در اینجا به بیان نکات اصلی تر و مهمتر آن بسنده می کنیم.

 

 چهره خوانی چیست؟

بشر در طول قرون متمادی سعی نموده تا با پیوند زدن خصـیصـه هـای صـورت افـراد بـه   ویژگیهای شخصیتی،  متوجه  افکار و درون دیگران شود. با گـذشـت سـالها علم چهره شناسی نیز گسترش یافته و به شاخه های مختلف تـقسـیم شـده است. بـرای مثـال "متوپوسکپی" علم پی بردن به سیرت و درون آدمی از روی خطوط روی پیشانی است.

"فرنولوژی" علم جمجمه خوانی و مطالعه طرز تشکیل جمجمه میباشد که به بنا نهادن شخصیت و امیال ذاتی و روانی افراد کمک می کند.

"فیزیـوگـنومی" یا عـلم چـهره شـنـاسی، موضوعی است که ما به آن خواهیم پرداخت. این علم به ما می آموزد که چگونه از روی چهره افراد پی به شخصیت آنها ببریم.

امروزه دانشمندان به چنین علومـی، "شـبـه علـوم" اطـلاق کرده و بـهای زیـادی بــه آن  نمی دهند و هـمانند عـلومی مانـنـد "طالع بـینی" به آنها می نگرند: اثبات نشده ولی بیضرر. با این وجود هنوز بسیاری از مردم چهره خوانی را راهی مطمئن برای قضاوت در مورد افراد می دانند. چیزی که اهمیت دارد این اسـت کـه چـهره را بصورت کامل و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تا رسیدن به همه حقایق از قضاوتهـای شـتابزده اجتناب کنیم.

اکنون گذری می کنیم بر نکات بنیادین چهره خوانی و چگونگی تشخص شخصیت افراد:

شکل صورت

دراز و کشیده: افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموما" دارای صـبر و تحمل زیاد بوده و توانایی حل مشکلات در آنها بیشتر است. جـذابـیـت و خوش ترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر این است که آنها معمولا کارهای خـود را نـیـمـه تمام رها نکرده و عادت به انجام امور بطور تمام و کمال دارند. 

گرد: این شکل دلالت بر امیدواری زنده دلی و انرژی دارد. اینگونه افراد می تـوانند اتاقی دلگیر و ساکت را به بمبی از خنده و شادی تبدیل کنند.                                   

پهن: اینگونه اشخاص بردبار و مهربان و معمولا افراد روشنفکری می باشند. 

مربعی: طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سختـکوشـی بـرای دسـتـیـابی بـه آرزوها، زیرکی و فعال بودن از ویژگیهای این افراد محسوب می شود.

پیشانی

صاف: کسانیکه که دارای خطوط در پیشانی نیستـنـد، افـرادی اندیشمند و همیشه در حال تفکر می باشند و در تصمیم گیریها سریع و منطقی عمل می نمایند.          

چروکیده: وجود خطوط در سطح پیشانی نشان می دهد  که ایـنـگونه افراد به سرعت هیجان زده و احساساتی شده و سریع آشفته و پریشان حال می گردند.

چشم

رمانها، داستانها و اشعار بسیار زیادی در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصیات روحی و روانی انسان نوشته شده است. چشمها هیچگاه دروغ نمی گویند؛آنها بیانگر احساس درونی و واقعی ما می باشند.

اضطراب: اگر مابین عنبیه و پـلک پـایینی هـر دو چشم مـقداری سفیدی وجود داشت، آن شخص انسانی مضطرب و نگران است.

تندخویی: اگر بالای عنبـیه بخشی سفید رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشانگر تندخویی و پرخاشگری در فرد است.                                                                   

روان پریشی: چنـانچه دور تا دور عنبیه را سفیدی فرا گرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پایداری روح و روان فرد خواهد بود. 

شادی: وجـود خـطوط کـوچـک در خـارج از چـشمها حاکی از خنده رویی و شادبودن فرد می باشد.

ابرو

صاف: صافی و مستقیمی ابروها نشانگر اندیشه، تفکر و ایده گرایی فرد می باشد. 

کمانی: افرادی که دارای ابروهای خمیده و کمانی هسـتند از حـکایـتـها و داسـتـانـهـای واقعی لذت می برند.                                                                                   

 باریک: اینگونه افراد معمولا دارای اعتماد به نفس اندکی می باشند بخصوص اگر ابـروی آنها بجز باریکی، بالا و گرد نیز باشد.                                                   

 پیوسته: پیوستگی ابروها نشانگر این است که فرد دائما" در حال تفکر و اندیشـه بـوده و ایده های جالبی در سر دارد.

پلک

کوچک: اگر فاصـله بـین بالای پلک و مژه کم باشد بیانگر اسـتقلال فرد می باشد و اینکه آن فرد حتی ممکن است بصورت ارادی خودش را به دیگران نزدیک نکند.                     

 بزرگ: بزرگ بودن پلک دلالت بر وابستگی شدید فرد به دیگران دارد.

بینی

کوچک: گفته می شود اشـخاصی که بـیـنی کـوچـک دارنـد ذاتـا" افـرادی ضعیف و اغلب غیرقابل اتکا بوده و در تصمیم هایشان استوار و ثابت قدم نمی باشند.           

بزرگ: بزرگی بینی نشانه ابتکار و عزم و اراده می باشد. یک شـخصـیت قـوی که اثرش را برجای خواهد گذاشت.                                                                                

تیز: تیز بودن نوک بینی نشانگر این است که فرد خود را مقید به رعـایـت آداب و رسـوم ندانسته و با اطرافیانش به راحتی برخورد می کند. ایـنگونه افراد خـود را بـاور داشـتـه و بی باکانه و متهورانه خود را به دیگران نزدیک می کنند.       

عقابی: خودخواهی، دودلی و حساس بودن از جمله ویژگیهای کسانی است که دارای چنین بینی می باشند.

گوش

کوچک:  کوچکی گوش نشانه تزلزل و احساس نا امنـی در افـراد اسـت هر چند اینگونه افراد می دانند که چه می خواهد و معمولا" سخت کوش و کارکن هستند.    

بزرگ و دراز: این قبیل افراد معمـولا انـعـطاف پـذیـر نـبـوده و به سـختی آرام و بی خیال میشوند.                                                                                                      

پرمو: افرادی که دارای گوشهایی پرمو هـستند مـعـمـولا وسـواسـی و نـکـته بین بوده و وقت زیادی را برای چیزهای بی اهمیت تلف می کنند.

گونه

برجسته: برجسـتـگی گـونه نشـانگر قـدرت، انـرژی و اعـتماد بنفس است. کسانی که دارای گـونه بـرـسته می باشند تمایل بیشتری برای پذیرفتن اشتباهات دیگران دارند.  

گود: علاوه بر جذابیت و زیبایی دلیلی بر خوش مشربی و سازگاری فرد می باشد.

چانه و فک

فک چهارگوش: افـراد با فـک چـهار گـوش و مـربعی انـسانهای تـسخیر ناپذیر و سرکش می باشند. آنها توانایی تبدیل رویاهایشان به واقعیت را دارند.