محرومیت جاودانی از امید ، طوفان ابدی ، گنداب و لجن زار ، باران آتش ، ماران و افعیان ، ابلیسان تازیانه بر دست ، سگان درنده ، مرغان شوم ، قطران گداختــه ، بیماریها و زخمهای گوناگون ، سرمای طاقت فرسا ، و همه جا دیوان و عفریتان و شیاطین ،.......... و در آخر کار شیطان اعظم که فرمانروای کل دوزخ است و از اقامتــگاه خود در ناکجـا آباد این سرزمیــن عظیم وحشت و ظلمات را به گونه ای خوفناک اداره میکند و ......
همه و همه از مختصات دوزخی هستند که در تمامی سالهای زندگی زمینی مان و در لحظات پر اضطراب و ترسناک آغازین این سفر آسمانی ، آرامش و تفکر را از تک تک ما گرفته بود و حالا .........
حالا که بزرگترین اتفاق در زندگی هر انسانی ، یعنی ملاقات با خدا برایمان حادث شده است . به عبارت بهتر ، زیباترین رویای بشریت برایم به واقعیت پیوسته و چشمانم به زیور دیدار پروردگارم مزین شده است . در برابر آین همه سخاوت و جود و کرم ، دریا دریا مهربانی و صفا ، گستره به گستره عشق و مهرورزی ، ....... تنها و تنها به ابراز این جملات بسنده می کنم :
آنقدر که بهشت هست .... جهنم نیست !
آنقدر که برای کوچکترین خوبی ها ، پاداشهای گونــاگون انتظارتان را می کشد ، برای بزرگترین خطا ها از آن همه سیاهی و شقاوت و تهدید خبری نیست .
چرا که : بخشش و عفو خالق بی همتایمان از جرم و خطای من و تو به مراتب بزرگتر است !
چرا که او خدای من و توست !
او عشق من و توست !
من و .... تو !
کلمات کلیدی :بهشت،
مردان بهشتی،
همسران،
مذهبی