بیا بیا که سوختم زهجر روی ماه تو تمام عمر دوختم دو چشم خود براه تو
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو بدان امید زندهام که گردم از سپاه تو
************
ندانمت بحقیقت که در جهان به چه مانی جهان و هر چه در او هست صورتندوتو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
کلمات کلیدی :مذهبی،
انتظار ظهور،
جمعه دیدار،
جمعه وانتظار