روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است.
دربان بهشت به مرد گفت: برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید.
کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده اید ، بگویید تا من به شما امتیاز بدهم.
مرد گفت: من با همسرم ازوداج کردم، 50 سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم.
فرشته گفت: این سه امتیاز
مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می کردم
فرشته گفت: این هم یک امتیاز.
مرد باز ادامه داد : در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به انها کمک کردم.
فرشته گفت : و این هم دو امتیاز
مرد در حالی که گریه می کرد، گفت: با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم
فرشته لبخندی زد و ادامه داد:
تنها را ورود بشر به بهشت موهبت الهی است
و اکنون این لطف و موهبت پروردگار شامل حال شما شد
و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر گردید بروید و شاد باشید.
کلمات کلیدی :داستان