فصل هشتم
آینده انسان:
انسان موجودی است که برای زندگی و بقا آفریده شده نه مرگ و فنا. بنابراین پس از پا گذاردن به عرصه هستی دیگر معدوم نخواهد شد. او مدتی را در این دنیا خواهد گذراند و پس از آن بجهان برزخ و سپس به قیامت کبری روانه خواهد گشت. وجود جهان پس از مرگ مورد تاکید همه ادیان الهی است. ما در این قسمت از بحث نه از دید ادله نقلی مطرح شده در ادیان بویژه دین مبین اسلام – بلکه با نگرش به هستی و استعدادهای انسان به اثبات این حیات به عواملی که مقوم آن حیات و جهت دهنده به آن برای هر شخص می باشند خواهیم پرداخت.
وجود عالم پس از مرگ برای انسان را از دو طریق می توان اثبات کرد:
۱)) انسان دارای روحی مجرد از ماده است لازمه وجود چنین روحی زنده بودن ابدی است زیرا موجود مجرد بغیر از مبدا فاعلی که همانا موجود مجرد دائمی است نیاز به مبدا دیگری یعنی مبدا مادی ندارد تا در نتیجه تغییر یا نابودی ماده دگرگون یا نیست گردد. بنابراین زندگی انسان پس از رهایی از دنیا برای او قطعی خواهد بود نه تنها بعنوان یک آینده احتمالی و ممکن بلکه بعنوان یک آینده حتمی و ضروری و این همان تعبیر عمیق قرانی که از قیامت و آینده انسان بعنوان لا ریب فیه نام می برد یعنی هیچ شکی در تحقق قیامت نیست.
۲)) انسان موجودی است که قابلیتها و استعدادهای بی نهایت در وجود او نهفته است لازمه این استعدادها خلود او است. بعنوان نمونه: انسان دارای ظرفیت روحی و علمی سیری ناپذیری است که هر که فرا گیرد باز هم استعداد فراگیری دارد و از جمع آوری اطلاعات خسته نمی شود و یا وجود آرزوهای غیر متناهی نشانه دیگری از وجود این استعدادها در آدمی است. زیرا انسان چیزهایی را که ندارد و بعد به آنها می رسد او را قانع نکرده و بدنبال آن در آرزوی چیزهای بیشتری است. دامنه این طلب برای انسان همیشه باقی است. تفسیر صحیح این مطلب آن است که انسان طالب کمال مطلق است کمالهای جزئی نمی توانند او را اشباع کنند و به همین جهت پس از رسیدن به هر نعمت و یا جمال و کمال – طالب جمال و کمال بالاتری می شود. همچنین انسان بزندگی جاوید اشتیاق دارد. وجود این اشتیاق در آدمی نشان آن است که او را حیاتی ابدی در انتظار است. آیت الله جوادی آملی همین مطلب را که مورد استدلال مرحوم ملا صدرا در اسفار نیز قرار گرفته چنین شرح داده اند:
هر انسانی در نهاد خویش بطور وضوح می یابد که به حیات جاوید و زندگی دائم عشق می ورزد و از هرگونه زوال و نابودی رنج می برد و از آن می گریزد و هرگز از اصل زندگی و جاودانه بودن آن ملالی احساس نمی کند و ملالت هایی که احیانا پیدا می شود از اصل حیات نیست. بلکه از رویدادهای نا گواری است که با گذشت آنها و تبدیل به بر خورداری از پدیده های ملائم آن ملالها هم بر طرف خواهد شد. پس اصل اشتیاق به زندگی جاوید محبوب نهانی و نهایی هر انسان است و چون در قلمرو تکوین و جهان حقیقت ( نه پندار ) هیچ چیزی باطل و بیهوده نیست. بنابراین یک زندگی دائم و حیات مصون از مرگ در عالم وجود دارد که اشتیاق به آن در نهاد انسانها آرمیده و علاقه به آن محبوب درونی و نهایی هر انسان خواهد بود. زیرا اگر یک چنین حیاتی در جهان آفرینش نمی بود این اشتیاق نهفته فرا گیر که هر انسانی در خویشتن آن را می یابد عاطل و بیهوده می بود… ( وچون) زندگی جاوید و حیات مصون از مردن در دنیا ممکن نیست و هیچ فردی در این عالم برای همیشه نمی ماند بنابراین وجود عالمی که مصون از زوال و محفوظ از پدیده مرگ باشد یعنی وجود قیامت که در آن مرگ راه ندارد ضروری و قطعی است.
اکنون که با توجه به مطالب فوق ثابت گردید که انسان موجودی ابدی است که در هر زمان مرحله ای از زندگانی خود را بسوی کمال وجودی اش می گذراند و هرگز بسوی فنا پیش نمی رود باید توجه نمود که برای شناخت صحیح و اصولی از شخصیت انسان هرگز نباید دورانهای زندگی یک انسان را دورانهای مستقلی از هم فرض کرد که پس از طی هر دوره شخص بدوره بعد منتقل می شود و گویا همانند شخصی است که پس از انهدام خانه و اساس زندگی اش بخانه جدیدی منتقل می شود و زندگی تازه ای را بدون ارتباط با گذشته از سر می گیرد بلکه انسان یک شخصیت واحد است که از ابتدای انعقاد نطفه مسیر تکامل را آغاز کرده و همه مراحل او را بسوی تکمیل همان شخصیت واحد سوق می دهند البته این تکمیل شخصیت گاهی در جهت خیر و صلاح اوست و گاهی در جهت شر و فساد او. با همین دید باید پیوستگی زندگی دنیا – برزخ و قیامت و منزلگاه نهایی هر انسان را مورد توجه قرار داد. زیرا شخصیتی که در همین جهان برای او شکل می گیرد در جهان های بعدی بروز و ظهور کرده و تجلی می یابد. بعبارت دیگر شخصیت آینده او وابسته به عملکرد گذشته اوست و برای مطالعه پیرامون موقعیت آینده او باید به گذشته اش نگریست.
نقش ایمان و عمل در آینده انسان
انسان از زمانی که به مرحله تمیز و تشخیص می رسد و با انتخاب و اختیار خود به انجام اعمالی مبادرت می کند هر یک از اعمال او در شکل دهی به شخصیتش نقش دارند برخی نقش مثبت و برخی نقش منفی البته برآیند همه این نقشها شخصیت او را تشکیل می دهند و از سویی هر گز نباید نقش ایمان را نادیده گرفت. زیرا اولا ایمان آوردن خود نوعی عمل است و ثانیا ایمان سبب می شود که شخص در انجام اعمالی سرعت گرفته و از انجام اعمالی نیز پرهیز کند. همچنانکه نقش نیات نیز نباید نا دیده گرفته شود. زیرا تاثیر هر عمل بدو عامل بستگی دارد حسن فعلی و حسن فاعلی. گاهی عملی خوب و پسندیده است اما عامل آن نیت سوئی داشته است از این رو تاثیر نیک بر نفس عاملش نداشته هر چند بواسطه آن دیگران بهره مند شده اند.
خلاصه آنکه مجموعه اعمال هر شخص سبب تشکیل شاکله وجودی او می شود این شاکله در این دنیا از فرد جدا نمی شود و حتی بسیاری از اعمال انسان در همین رابطه انجام می شود که قران مجید هم در این زمینه فرموده است: قل کل یعمل علی شاکلته فربکم اعلم بمن اهدی سبیلا( اسراء:۸۴) بگو: هر کس طبق روش ( و خلق و خوی) خود عمل می کند و پروردگارتان کسانی را که راهشان نیکوتر است بهتر می شناسد.
در جهان دیگر هم این شاکله با او پیوندی نا گسستنی خواهد داشت. امام سجاد ع در تعبیری اعمال را همچون گردنبندی دانسته اند که بر گردن انسان چسبیده است: و صارت الاعمال قلائد فی اعناقهم.
آیه شریفه: و ان لیس للا نسان الا ما سعی ( نجم:۳۹) نیز بهمین حقیقت اشاره دارد که نتیجه ای که عاید انسان می گردد همان اعمالی است که در انجام آنها سعی و کوشش کرده است. آینده انسان نیز بر اساس همین اعمال شکل می گیرد. در عالم برزخ آنچه برای انسان ظهور و بروز می کند صور ملکوتیه اعمال اوست. در جهان آخرت نیز همین اعمال است که مشود انسان بوده و خود تجسم یافته و پاداش یا کیفر انسان می گردند.
آیاتی از قران مجید به مساله رویت اعمال اشاره کرده و می فهماند که اعمال آدمی بعنوان جزا و کیفر مشهود انسان در قیامت خواهد بود نه پاداش و جزایی اعتباری و جدای از آنها. در این رابطه بعنوان نمونه در آیه ای می خوانیم: یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوئ تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا ( آل عمران:۳۰) روزی که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده حاضر می بیند و آرزو می کند میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده فاصله زمانی زیادی باشد.
چنین ملاحظه می شود در این آیه و آیات مشابه آن سخن از رویت خود اعمال است نه جزا و پاداش آنها.
پیامبر اکرم ص در ذیل آیه شریفه : یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا… به دسته بندی مردم در قیامت پرداخته و عملکرد هر گروه را سبب آن دانسته که هر گروه به شکل خاصی به صحنه محشر وارد می شوند. این سخنان بیان صور ملکوتی اعمال است که در قیامت ظاهر می شود.
در مورد شکل گیری بهشت و جهنم نیز عنصر اصلی آن همان اعمال آدمی است قران مجید خوردن مال یتیم- خوردن آتش معرفی می کند: ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا(نساء:۱۰) کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می خورند (درحقیقت) تنها آتش می خورند و بزودی در شعله های آتش ( دوزخ) می سوزند.
در حدیثی که از پیامبر اکرم ص نقل شده آمده است که ملائکه بهشت و جهنم را نیز با توجه به موادی که انسانها با انجام اعمال خود تهیه می کنند می سازند در این حدیث آمده است که پیامبر اکرم ص فرمود:
هنگامی که مرا به معراج بردند وارد بهشت شدم… و در آنجا ملائکه ای را دیدم که بناهایی با خشت هایی از طلا و نقره می سازند و گاهی هم از ساختن دست می کشند. به آنها گفتم: چرا گاهی می سازید و گاهی توقف می کنید؟
گفتند: ما منتظر مصالح هستیم. گفتم: مصالح شما چیست؟ گفتند: ذکر مومن! وقتی در دنیا مومن – سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر می گوید بنا می کنیم و هنگامی که خود داری می کند ما هم دست نگه می داریم.
خلاصه آنکه انسان آینده ای دارد که محدود به زمانی خاص نیست و تا ابد ادامه خواهد داشت و سعادت و شقاوت انسان نیز چه در این جهان و چه در جهان آخرت در گرو عقاید- اعمال و رفتار اوست که شخصیت او را شکل می دهند. این عقاید و اعمال و رفتار اوست که شخصیت او را شکل می دهند. این عقاید و اعمال در رفتار در این جهان آثار خاص خود را خواهد داشت و در برزخ و عالم آخرت که اختیار انسان به شکل کنونی اش از وی سلب شده و توان اصلاح اعمال و رفتار و ملکات خویش را ندارد تنها همان ملکاتی که از قبل برایش حاصل شده آینده اش را رقم خواهد زد.
پی نوشتها:مبدا و معاد آیت الله جوادی آملی ص۳۰۶وص۳۰۸– الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه ملا صدراج۹ص۲۴۱– صحیفه سجادیه دعای ۴۲– بحار الانوار ج۱۸ص۲۹۲و۴۰۹
پایان فصل هشتم و مبحث انسان شناسی- التماس دعا
تحقیق و تنظیم حسین شاهد خطیبی
کلمات کلیدی :انسان شناسی