فصل چهارم
علم و ادراک انسان:
از مسائل اساسی در موضوع انسان شناسی بحث در موضوع علم و ادراک انسان است. در این موضوع سوالاتی از این قبیل مطرح است آیا امکان شناخت و آگاهی برای انسان وجود دارد یا نه؟ نحوه علم و ادراک انسان چگونه است؟ ابزارهایی که در دست یافتن انسان به علم و آگاهی کمک می کنند کدامند و هر کدام انسان را به چه علمهایی رهنمون می کند؟ و …
در این فصل بخواست خداوند به این پرسشها پاسخ خواهیم داد.
امکان شناخت:
انسان موجودی است که خداوند امکان و قدرت شناخت را برایش مهیا کرده و حتی او را قادر کرده که خود به تشخیص شناخت های صحیح از نا صحیح خود بپردازد و با داوری میان آنها سره را از نا سره جدا کند. قران مجید به علم و ادراک و شناخت انسان صحه می گذارد و به همین دلیل در موارد فراوانی با تشویق به فرا گیری- تفکر- تدبروسیر و مطالعه در آیات آفرینش انسانها را به شناخت دعوت کرده است.
مذمت از تقلید پیشگان نیز تاکید مجددی بر حقیقت مساله شناخت است زیرا تنها افرادی دست به دامان تقلید مذموم زده و خود را از ثمرات شناخت محققانه محروم می کنند که در کار پژوهش و کسب علم و آگاهی کاهل و سست هستند.
ابزار شناخت
فلاسفه ی اسلامی ابزار شناخت را به سه بخش حس- عقل و قلب تقسیم کرده اند:
۱) حس: ابزار حس می تواند انسان را در شناخت بسیاری از حقایق مادی و محسوس جهان یاری دهد. غالب چیزهایی که دیده می شوند شنیده می شوند یا قابل لمس هستند بوسیله ابزار حس قابل شناسایی اند. قران کریم نیز در بسیاری از موارد تاکید نموده است که انسانها با همین حواس ظاهری به زمین و آسمان و آنچه در آن است بنگرند و عجایب آفرینش را ببینند تا از این راه به آفریننده پی ببرند.
۲) عقل: نقش عقل را از جهت ابزار شناخت بودن از دو نظر می توان مورد توجه قرار داد:
۱)) وجود یک سلسله اصول عقلی و بدیهی که بعنوان اصول راهبر شناخت مطرح هستند. اینها اصولی هستند که بدون وجود آنها انسان قادر به شناخت صحیح جهان خارج نبوده و نمی تواند تحلیلی واقعی از وقایع جهان خارج داشته باشد. از میان این اصول می توان به دو اصل امتناع متناقضین و اصل علیت اشاره کرد.
۲)) اعمالی که عقل انسان بر روی درکهای حسی اش انجام داده و سبب دریافت های تازه و رهگشا برای رسیدن به حقایق جدیدتری می گردد. در این رابطه می توان به اعمال ذیل که تنها کار عقل است و حس هرگز قادر به انجام آنها نیست اشاره کرد:
دسته بندی اشیاء: منظور از این کار- آن است که عقل در یک تجزیه و تحلیل ذهنی اشیاء را مقوله کرده و توسط آن به شناخت بهتر اشیا نائل شود.
تجزیه و ترکیب مفاهیم ذهنی: در این عمل ذهن مفاهیمی را که از طریق حواس گرفته با انجام تغییراتی به شکل تصاویری جدید در می آورد. تصاویری که ممکن است هرگز در جهان خارج هم واقعیتی نداشته باشدمانند تصور کوه طلا که از ترکیب مفاهیم کوه و طلا بدست می آید.
تجرید مفاهیم حسی: منظور از انتزاع یا تجرید آن است که عقل انسانی قادر است پس از دریافت مفاهیم حسی که توسط ابزار حس به آن ارائه شده خصوصیات هر کدام را الغا کند و سپس یک مفهوم کلی را که قابل انطباق بر همه آن موارد است انتزاع کند. بعنوان مثال: ذهن با دیدن اشخاص خاص و تجرید آنها از خصوصیات فردی شان مفهوم کلی انسان را بدست می آورد. این مفهوم هم بر تک تک افراد و هم بر افراد دیگر قابل انطباق است.
تعمیم مفاهیم حسی: ذهن انسان به مواردی مشابه که همگی نتیجه آزمایشهای حسی و تجربی هستند بر خورد نموده و سپس به یک نتیجه و قانون کلی دست می یابد. این مساله را تعمیم مفاهیم حسی می گویند. بعنوان مثال: شخصی مقداری آب را در ظرفی می ریزد و آن را حرارت می دهد پس از رسیدن حرارت به صد درجه آب به جوش می آید. او این آزمایش را بر روی آبهای گوناگون انجام می دهد و نتیجه ای مشابه از همه آنها بدست می آورد پس از آن شخص می گوید آب در صد درجه حرارت بجوش می آید و این نتیجه را بر آبی نیز که آزمایش نکرده بار می کند. این عمل کار ذهن و عقل است نه حس و تجزبه- زیرا قلمرو تجربه محدود به مواردی است که به آزمایش در آمده و تجربه نمی تواند در باره مواردی که تجربه نشده سخن بگوید در حالی که ذهن آدمی مساله های شخصی و جزیی را گرفته و تعمیم داده تا نتیجه مزبور بدست آمده است.
۳) قلب:
همه علوم از طریق ابزار حسی و عقلی به انسان منتقل نمی شود و ابزار دیگری بنام قلب نیز وجود دارد که انسان می تواند در سایه استفاده از آن به درک حقایقی از جهان هستی نائل شود که بدون آن چنین امکانی نیست.
منظور از قلب بعنوان ابزار علم و ادراک در انسان عضو صنوبری شکل داخل بدن انسان نیست بلکه طبق معنای عرفانی اش مرکز عواطف و احساسات می باشد که در زبان قران از آن به فواد تعبیر شده است. قلب و روح آدمی بسان آیینه ای است که بر اثر غبار معصیت و زنگار رفتار زشت هیچ حقیقتی در آن منعکس نمی شود ولی آن گاه که با تقوا گرد وغبار گناه از آن شسته شود و زنگار آن بوسیله تهذیب نفس زدوده گرددحقایق جهان بالا در آن نمایان می گردد. پیامبر اکرم ص به این حقیقت اشاره نموده می فرماید: ولو لا تکثیر فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرایتم ما اری و لسمعتم ما اسمع– اگر در سخن زیاده روی نمی کردید و قلب خود را در ورود هرنوع اندیشه بدان آزاد نمی گذاردید آنچه را من می بینم شما هم می دیدید و آنچه را من می شنوم شما هم می شنیدید.
بالاترین مرتبه این نوع از علم و آگاهی همان وحی آسمانی است که خداوند آن را به کسانی که برای مقام نبوت بر گزیده عطا می کند اما دیگر مراتب آن اختصاص به پیامبران الهی نداشته و خداوند به بندگان صالح خود می دهد همانگونه که در مورد بنده ای از بندگانش می فرماید: و علمناه من لدنا علما ( کهف:۶۵)– و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم. پیامبر اکرم ص نیز فرموده است: من اخلص لله اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه– کسی که چهل روز ( خود را) برای خدا خالص کند چشمه های حکمت از قلبش به زبانش جاری می شود.
البته باید توجه داشتکه تفاوتی جز از نظر رتبه و عمق میان این نوع از علم و ادراک که برای پیامبران و معصومین ع حاصل می شود با علم و ادراکی که از این طریق برای دیگران حاصل می شود وجود ندارد و هر دو حقیقت و مطابق واقع است. تنها باید به این نکته توجه داشت که معصومین ع در مقام بیان شهود شان نیز هرگز دچار خطا نمی شوند. در حالیکه غیر معصوم در بیان شهود و تطبیق آن با عالم خارج ممکن است به خطا رود که در این مرحله نیز معیار همان شهود معصومین ع است که باید ملاک عمل واقع شود.
پی نوشتها: المیزان ج۵ص۲۹۲ —بحار الانوار ج۷۰ص۲۴۲ — تخلص از معرفت دینی ۳۳
التماس دعا : تحقیق و تنظیم حسین شاهد خطیبی
کلمات کلیدی :انسان شناسی