معمولاً آنچه در زندگی به آن اهمیت میدهیم و یاد میگیریم، آداب معاشرت، کار و کسب و رفتار با دیگران است. با اینکه بخش مهمی از وقت ما در خلوت و تنهایی و دور از دیگران صرف میشود و برای آن هیچگونه فکری نمیکنیم و کاری را در نظر نمیگیریم. از این رو بیشتر اوقات تنهایی و خلوت ما، به سرگرمی، خواب و کارهای بیهوده میگذرد. در حالی که میتوان ارتباطی پرنشاط و با تأثیر، دور از چشم دیگران و بیریا با خداوند ایجاد کرد. و بساط انس و الفت و گفتگو گسترانید و از روی عشق و محبت به او روی آورد، زیرا پروردگار از هر مهربانی به انسان مهربانتر است. صدای بندهاش را میشنود و خواسته او را اجابت میکند و هیچگاه او را بیپناه و تنها نمیگذارد. ما آفریده اوییم و او آفریدهگار ماست. ما به او عشق میورزیم و او به ما محبت. و در این میان حساب جوان از دیگران جداست، جوان چون پاک است و با عالَم پاکیها همسنخ، با اندک توجهی میتواند در عالم پاکیها و بر فراز افلاک سیر کند و در جهان زیباییها غوطهور گردد و این سعادت برای دیگران کمتر میسر است، زیرا ممکن است با اعمال خود در ظلمت و تاریکی فرو رفته باشند و شاید عمری دیگر بباید تا از آن بیرون آیند، ولی جوان با روح پرنشاطی که دارد و تا زمانی که در منجلاب گناهان گرفتار نیامده است بین خود و خدا رابطهای احساس میکند و میتواند با سرعت برقآسایی با راز و نیاز کردن در خلوت، به مقصد و مقصود و محبوب دل خود برسد، زیرا در آن خلوت راز، بین بنده و خداوند، چیزی جز محبت، کشش، عشق، راز گفتن و مهربانی دیدن نیست. و در خلوتنشینی، لذت بیانتهاست و جذبه بیتوصیف که فقط با رسیدن و چشیدن میتوان آن را دریافت و به هیچ وجه نمیتوان شیرینی عشق و محبت را به زبان آورد. همینقدر میتوان گفت که بالاتر از آن مقامی و مرتبهای تصور نمیشود.
از این رو لازم است که جوان خود را در اوقاتی از دیگران جدا سازد و با خدا خلوت کند. با او سَر و سِرّی داشته باشد. در هر روز مدتی را در راز و نیاز با او بگذراند تا اینکه حلاوت و لذت با خدا بودن را دریابد که در آن صورت این خلوتگزینی برای او آیین و جزو برنامههای زندگی او خواهد شد. هیچ حادثه، پیشآمد و وسوسهای نخواهد توانست ارتباط او را با خدا قطع کند و او را از این سفره دور سازد و این بساط انس و الفت و محبت را برچیند.
کلمات کلیدی :مذهبی